دعوت نامه ب گروه و کانال ما

 

 

همراه شو عزیز/همراه شو عزیز 

تنها نمان به در/کین درد مشترک 

هرگز جدا جدا/درمان نمی شود 

دشوار زندگی/هرگز برای ما 

دشوار زندگی/هرگز برای ما 

بی رزم مشترک/آسان نمی شود 

تنها نمان به در/همراه شو عزیز 

همرا شو/همراه شو 

همراه شو عزیز 

همراه شو عزیز 🌹

 

لینک پبج اینستاگرام ارزانی پوشاک ایران حامی مجموعه ناجیان و مورد تابید مجموعه

 

 🌹((سلام همدرد))🌹

 

میخاهی قصه ماتم قلب خسته ام را✔️

قصه بی سروسامانی آوارگی ودربدری جهنم دیروزم رابدانی✔️

میخاهی راز رهایی امروزم را بدانی✔️

میخاهی ازبهشت فردایم بشنوی✔️

 دستهایت را بسویمان دراز کن.راز بهشت موعود راپیدا کردیم.

اما به کمکت برای فرارازجهنم امروز نیازداریم.

تنهایمان نذار

 

ازآنجا که تجربه دردناک دیگرهمدردانمان به ما آموخت.

که

 من نمیتوانم ...... اما......مامیتوانیم

⚪️⚫️⚪️⚫️⚪️⚫️⚪️⚫️⚪️⚫️⚪️⚫️

برآن شدیم.تا درمکانی هرچند مجازی با به اشتراک گذاشتن تجربه تلخ ودرد آور گذشته مان را با ناجیان جستجو نماییم.🌹

وباحضور ولطف پرمهرخالق پاکیها

نتیجه ایی ارزنده دست یافتیم.

برگزاری یکی از بزرگترین دعاهای آرامش هرشب✔️

 سمزدایی همدردانمان تازه ورودمان باروشی موفق وکاملا علمی✔️

 وهمچنین حمایت ومشاوره های درست بعدازسمزدایی✔️

 تنها نمان عزیزتنهایم نذار...

دوست همدردم میخای ازبند اعتیاد رهابشی ماراهشو بلدیم کمکت میکنیم.فقط نیازبحضور سبزت داریم.🌹

 

گروه ناجیان

 https://t.me/joinchat/CLVMCEyLJ3QBLTPwB7JpGg

 

کانال ناجیان

https://telegram.me/najiyan

 

گروه نارانان ناجیان

https://t.me/joinchat/CLVMCBNIUAEiotfTgOuc3g

 

 

کانال ناجی نارانان

https://telegram.me/najinaranan

 

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )

PMI تولیدی (Manufacturing PMI) چیست؟

شاخص مدیران خرید تولیدی یا PMI تولیدی (Manufacturing PMI)، یک شاخص برجسته و پیشرو در اقتصاد کلان است که برای پیش‌بینی وضعیت رونق و یا رکود بخش تولیدی اقتصاد استفاده می‌شود. این شاخص کاربردهای متنوعی برای سرمایه‌گذاران، اقتصاددانان و معامله‌گران دارد. به وسیله شاخص‌های PMI می‌توان تخمین خوبی از شاخص‌ تولید ناخالص داخلی، وضعیت اشتغال و تورم در آینده به دست آورد. از این رو، درک شاخص PMI تولیدی و آنالیز درست آن می‌تواند به شما در درک وضعیت اقتصاد یک کشور کمک شایانی بکند.

PMI تولیدی (Manufacturing PMI) چیست؟

شاخص مدیران خرید توسط چند موسسه و برای چندین کشور اعلام می‌شود و برای هر اقتصاد، اندکی تفاوت در اندازه‌گیری و پارامترها وجود دارد اما مقیاس نتیجه برای همه آن‌ها یکسان تفسیر می‌شود. شاخص مدیران خرید بخش تولید ISM یک نظرسنجی از حدود ۴۰۰ تولیدکننده بزرگ ایالات متحده آمریکا است.

در اینجا کلمه تولیدی (Manufacturing) حاکی از آن است که این آمار، صنایعی را در برمی‌گیرد که کالاهای فیزیکی تولید می‌کنند. خدمات دیگری که در قبال آن هزینه پرداخت می‌کنید مانند رستوران‌ها، هتل‌ها و یا حتی هزینه نظافت‌چی منزلتان در گروه شاخص مدیران خرید بخش خدمات قرار می‌گیرند که متفاوت با این شاخص است.

مدیران خرید در یک شرکت، کارمندانی از همان شرکت هستند که امور مرتبط با تهیه مواد اولیه و خرید کالاها را به عهده دارند. به عنوان مثال، مدیر خرید یک شرکت تولید کننده خودرو، وظیفه تهیه ابزارآلات و مواد اولیه با بهترین کیفیت و مناسب‌ترین قیمت از بازار را بر عهده دارد. از این نظر یک مدیر خرید، همواره می‌تواند ایده خوبی از آنچه شرکت به آن نیاز دارد را داشته باشد. او می‌داند که در چه دوره‌ زمانی این نیاز شکل می‌گیرد و حتی افزایش یا کاهش آن را نیز ارزیابی می‌کند.

بیشتر بخوانید: شاخص PMI چیست و چرا در فارکس اهمیت دارد؟

PMI تولیدی (Manufacturing PMI) چگونه محاسبه می‌شود؟

PMI تولیدی (Manufacturing PMI)، نتیجه مجموعه‌ای از پاسخ‌های یک نظرسنجی است که توسط مدیران خرید ۳۰۰ غول تولیدی ایالات متحده آمریکا تکمیل می‌شود. سوالاتی که در این نظرسنجی مطرح می‌شود مربوط به تغییرات ماهانه در سفارشات جدید و سفارشات تحویل‌داده شده، وضعیت تولید، میزان اشتغال و موجودی انبارها است که در جدول زیر نشان داده شده است:

شاخص مدیران خرید تولیدی

محاسبه pmi تولیدی

  • درصد وزن هر بخش از شاخص PMI در جدول بالا طبق موسسه IHS Markit است ولی شاخص PMI که توسط موسسه ISM منتشر می‌شود دارای وزن مساوی (20%) برای هر 5 قسمت درج شده در جدول است.

هنگامی که تمام این پنج مؤلفه در کنار یکدیگر قرا می‌گیرند، PMI بخش تولید را تشکیل می‌دهند. این پنج مولفه می‌تواند برای جمع‌بندی درمورد وضعیت رشد و یا نزول فعالیت‌های تجاری و اقتصادی یک شرکت کافی باشد.

عدد PMI تولیدی در محدود ۰ تا ۱۰۰ منتشر می‌شود. عدد بالای ۵۰ نشان دهنده گسترش فعالیت در بخش تولید است و رونق را نشان می‌دهد در حالیکه وقتی عدد منتشر شده در زیر ۵۰ قرار می‌گیرد، نشان از وضعیت رکودی و انقباض فعالیت‌های آن اقتصاد را دارد. عدد ۵۰ که مرز بین این دو ناحیه است، نشان‌دهنده عدم تغییر فعالیت‌ها نسبت به ماه گذشته است.

منابع انتشار گزارش اقتصادی PMI

در ایالات متحده، موسسه مدیریت تامین که به اختصار ISM نامیده می‌شود، هرماه شاخص مدیران خرید تولید را منتشر می‌کند.

این شرکت در سال ۱۹۱۵ تأسیس شد و یکی از بزرگترین سازمان‌های غیرانتفاعی در حوزه خود است. اعضای کمیته بررسی مشاغل (BSC) موسسه ISM، هر ماه پرسشنامه‌ای را دریافت می‌کنند که در آن، از آنها خواسته شده است که میزان تغییرات ماهیانه هر شاخص را برآورد کنند.

موسسه ISM در اولین روز کاری هر ماه، PMI تولیدی خود را منتشر می‌کند. سابقه‌ی انتشار داده‌های مربوط به بخش تولید به سال ۱۹۴۷ بازمی‌گردد.

شرکت های دیگری نیز وجود دارند که داده‌های PMI را منتشر می‌کنند. گروه IHS Markit یکی از این شرکت‌هاست که این آمار را برای شرکت‌های خارج از ایالات متحده نیز منتشر می‌کنند. اما در ایالات متحده، PMI موسسه ISM همچنان محبوب‌ترین و قابل استنادترین آمار است.

چگونه می‌توان از PMI تولیدی برای تحلیل استفاده کرد؟

داده های PMI تولیدی موسسه ISM از سال 1947 منتشر می‌شود، به همین دلیل است که این داده‌ها از اطمینان و نفوذ بالایی در تخمین شاخص‌های اقتصادی دیگر مانند تولید ناخالص داخلی، تورم، اشتغال و غیره برخوردار هستند.

بخش تولید کالاها در ایالات متحده، حدود ۲۰٪ از شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) را تشکیل می‌دهد، از این رو PMI تولیدی یک شاخص اقتصادی قابل توجه در این زمینه است. بخش تولید، اصلی‌ترین بخشی است که فعالیت های اقتصادی درون کشور را هدایت می کند. بنابراین بر سایر صنایع وابسته مانند حمل و نقل، نیروی کار و غیره تأثیر می‌گذارد.

بیشتر بخوانید: ارتباط میان PMI و GDP چگونه است؟

همبستگی تاریخی بین تولید ناخالص داخلی واقعی (با احتساب تاثیر تورم) و داده های تولیدی ISM حدود ۸۵٪ است که بسیار عدد قابل توجهی است. مزیت اصلی مطالعه PMI تولیدی این است که این شاخص، یک شاخص اقتصادی پیشرو است. این جمله به این معنا است که با کمک این داده، می‌توان تولید ناخالص داخلی واقعی را زودتر پیش‌بینی کرد و آن را مبنای تحلیل خود از انتظارات بازار قرار داد. به همین دلیل است که این شاخص به طور گسترده ازسوی سرمایه‌گذاران رصد می‌شود.

تراز عددی ۸۰ و بالاتر برای PMI، از نظر تاریخی با با رشد متوسط ​​۳٪ در تولید ناخالص داخلی واقعی برابری می‌کند. نمره ۷۰ الی ۸۰ با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی ۰ تا ۲٪ و در نهایت نمره ۵۵ الی ۷۰ با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی واقعی بین ۰ تا ۳-٪ ارتباط دارد. از این رو، عدد بالای ۵۰ برای این شاخص، نشان دهنده رشد متوسط کل اقتصاد است و عدد پایین تر از 50، نشانگر انقباض و رکود احتمالی در وضعیت اقتصاد است.

تامین‌کنندگان می‌توانند با استفاده از داده‌های PMI تولیدی در بخش‌های مختلف، قیمت‌های خود را با بازار تنظیم کنند. به عنوان مثال، اگر PMI شرکت‌های تولیدکننده غلات انبساط و رونق را نشان دهند، تأمین‌کنندگان محصولات می‌توانند قیمت‌های خود را به سطح بالاتری ارتقا دهند تا با تقاضای افزایش یافته مطابقت پیدا کنند. البته این نکته را هم باید در نظر گرفت که گاهی افزایش قیمت‌ها نیز می‌تواند به عنوان یک محرک تورمی، این شاخص را به سمت بالا هدایت کند.

در ادامه یک تصویر از PMI بخش تولید ارائه شده است که بر روی آن نمودار نرخ رشد تولید ناخالص داخلی واقعی به صورت یک خط آبی رنگ نمایان است، در تصویر زیر به وضوح می‌توان رابطه مستقیم موجود بین هر دو شاخص‌ را مشاهده‌ کرد. این موضوع اهمیت شاخص پیشروی PMI را در تحلیل فاندامنتال بیان می‌کند.

PMI تولیدی

چگونه می‌توان از PMI تولیدی برای تحلیل استفاده کرد؟

تأثیر شاخص Manufacturing PMI بر قدرت ارزها

از آنجا که ایالات متحده را به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان می‌شناسند، وضعیت تولید ناخالص داخلی ایالات متحده نمایانگر روند تولید ناخالص داخلی جهانی است. از این نظر، توجه به PMI تولیدی و آنالیز درست آن به ما سرنخ‌های خوبی از سمت و سوی اقتصاد ایالات متحده و جهت نسبی سایر اقتصادها در بخش تولید و صنعت ارائه می‌دهد. به وسیله تحلیل این داده‌های اقتصادی می‌توانیم جهت حرکت آینده ارزها را نیز تخمین بزنیم و در جهت آن معامله داشته باشیم.

هرچه عدد اعلامی از ۵۰ بیشتر و به ۱۰۰ نزدیکتر باشد، برای اقتصاد و در نتیجه برای ارز آن کشور بهتر است. این رونق می‌تواند سلامت اقتصاد را به نمایش بگذارد و در آینده، بانک‌ مرکزی را مجاب کند که به سمت سیاست های انقباضی و افزایش نرخ‌های بهره حرکت کند.

البته بانک‌های مرکزی به وسیله روند یک شاخص اقتصادی به سمت سیاست‌های انقباضی یا انبساطی متمایل نمی‌شوند و در این تصمیمات، روند کلی اقتصاد را در نظر می‌گیرند. این انتظارات ایجاد شده نسبت به حرکت آینده بانک‌های مرکزی است که باعث افزایش یا کاهش قدرت ارز کشورها بعد از اعلام شاخص‌های اقتصادی می‌شود.

بیشتر بخوانید: اثر جهت‌گیری‌های سیاست پولی بر فارکس چگونه است؟

منابع گزارشات PMI بخش تولید

ما می‌توانیم گزارش ها را از وب‌سایت رسمی موسسه ISM دریافت کنیم. همچنین می‌توانیم از وب‌سایت رسمی IHS Markit برای دریافت PMI سایر کشورها استفاده کنیم. در وب‌سایت‌های معتبر دیگر نیز می‌توان داده‌های گذشته این شاخص را بررسی‌کرد و به همراه آن، تاثیر شاخص بر روند قدرت جفت ارزها را نیز مشاهده نمود.

تأثیر انتشار خبر PMI تولیدی در نمودارهای قیمت

شاخص مدیران خرید (PMI) بخش تولید برای صنایع تولیدی و روند فعالیت کارخانجات، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است چرا که این شاخص، میزان رشد یا نزول این بخش را محاسبه می‌کند. این شاخص تأثیر مستقیم و غیرمستقیمی بر اقتصاد دارد. اما در مورد ارز، این شاخص باعث نوسانات شدید در ارز نمی‌شود، اما در طی انتشار آمار این شاخص، شاهد ایجاد برخی حرکت‌ها در جفت ارزهای وابسته به آن ارز هستیم.

در اینجا، ما آخرین PMI تولیدی ژاپن را که در ماه مارس منتشر شد، تجزیه و تحلیل خواهیم کرد. تصویر زیر داده PMI قبلی و واقعی را نشان می دهد، جایی که ما شاهد افزایش PMI نسبت به ماه قبل هستیم. افزایش نرخ PMI نسبت به گزارش قبلی، منجر به صعود ارز می‌شود درحالیکه اگر PMI نسبت به گزارش گذشته خود پایین‌تر منتشر شود، منجر به کاهش ارز آن کشور می‌شود.

استراتژی‌های مختلفی برای معامله بر اساس این شاخص وجود دارد. گاهی اوقات معامله‌گران بر اساس عدد اعلامی و افزایش یا کاهش آن نسبت به گذشته و یا انتظارات بازار، وارد معامله می‌شوند. معامله گران محتاط‌تر، روند قبلی را نیز در نظر می‌گیرند و در صورت یکسان بودن روند قبلی با جهت حرکت شاخص، وارد پوزیشن می‌شوند. برخی از معامله گران محدوده ۵۰ و گذرکردن از آن را مبنای معامله خود قرار می‌دهند.

به طور مثال فرض کنید، شاخص برای یک کشور چند ماهی در زیر محدوده ۵۰ اعلام شده‌است و در ماه جدید، عددی بالاتر از محدوده ۵۰ را به نمایش گذاشته است. این حرکت از محدوده رکود به رونق، معامله گران بسیاری را مجاب به گرفتن پوزیشن می‌کند. یکی دیگر از استراتژی‌ها، معامله کردن در زمان‌هایی است که شاخص رکورد جدیدی در محدوده رونق و یا رکود زده است و معامله گران به دنبال ادامه تاثیر آن بر روند قدرت ارز هستند.

ذکر این نکته حیاتی است که برای استفاده از این شاخص‌ در معاملات خود، باید تجربه کافی را داشته و نسبت به تاثیر این شاخص در هر اقتصاد به صورت جداگانه مطالعاتی را داشته باشید. به طور مثال تاثیر PMI بخش تولید (Manufacturing PMI) در کشور آلمان که کشوری صنعتی است، نسبت به کشور‌های دیگر ناحیه اروپا از اهمیت بیشتری برخوردار است. برای استفاده بهینه از این شاخص، بهتر است آن را به تنهایی مبنای معامله خود قرار ندهید و از آن در کنار دیگر پارامتر های تحلیلی خود، استفاده کنید.

در صورت رکود چه سرنوشتی برای طلا قابل تصور است؟

ما اکنون شاهد مراحل اولیه توسعه یافتن بحران ارزی، اعتباری و بانکی هستیم که محرک‌های آن، تورم قیمت‌ها، کاهش اعتبارهای بانکی و ترس بیمارگونه از رکود اقتصادی است.

می‌توان تصور کرد که بانک‌های مرکزی بزرگ تقریباً نقشه یک رکود خفیف را برای ما کشیده‌اند تا بتوانند نرخ‌های بهره را سرکوب کرده و بازده اوراق قرضه را پایین نگه دارند.

کلید درک وقایع اخیر این است که در قسمت انقباضی چرخه اعتبار بانکی قرار گرفته‌ایم و این بار عواملی که باعث انقباض شده‌اند شدیدتر از هر چیزی است که از دهه ۱۹۳۰ تاکنون و احتمالاً در تمام تاریخ پولی مدرن تجربه کرده‌ایم.

در ادامه این مقاله، نقاط مربوط به رکود و تورم را بهم پیوند زده و ارتباط بین پول واقعی (که در اینجا منظور فقط طلا است)، ارز، اعتبار و قیمت کامودیتی‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

کاهش اعتبارات بانکی

کاملا مشخص است که هزینه اقتصادی تحریم روسیه بسیار زیاد است و اکنون شواهد رو به افزایشی وجود دارد که نشان می‌دهد تمام اقتصادهای بزرگ در فعالیت اقتصادی با رکود مواجه شده‌اند. برای دانستن دلیل آن لازم نیست به سراغ پیش‌بینی‌های تولید ناخالص داخلی برویم، زیرا به طور شهودی می‌دانیم که کمبود غذا و انرژی بر همه ما تأثیرگذار است و قیمت‌های بالاتر آن‌ها به تنهایی بر خرج‌کرد ما برای اقلام و خدمات غیرضروری تأثیر می‌گذارد.

این موضوع برای مردم و شهروندان آگاه به اندازه کافی منطقی است، اما تحلیل‌گران مالی اصرار دارند که آن را با مدل‌های خود بصورت کمّی محاسبه کنند. معیار اصلی آن‌ها کل ارزش تمام معاملات ثبت‌شده است که از تولید ناخالص داخلی تشکیل شده می‌شود. اما ظاهراً، آن‌ها از تفاوت بین ارزش فعالیت اقتصادی و نحوه تغییر شرایط انسانی که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری کرد، بی‌اطلاع هستند. مدل آن‌ها یک مجموعه بی‌معنی از ارز و اعتبار است که می‌تواند اندازه‌گیری شود. در نتیجه، تنها چیزی که در نهایت ثبت می‌شود تغییرات در مقدار ارز و اعتبار موجود در اقتصاد است.

البته یک نکته کلی وجود دارد که اگر مقدار قراردادهای ارزی و اعتباری کاهش یابد، تولید ناخالص داخلی نیز کمتر می‌شود و اگر افت شدید باشد، فعالیت اقتصادی نیز تمایل به کاهش پیدا می‌کند. اما معادل‌سازی این دو، با این نتیجه‌گیری که تغییرات کم‌تر یا بیش‌تر از یک درصد نسبت به پیش‌بینی‌های مدل‌سازی‌شده نشان‌دهنده چیزی خواهد بود، اشتباه است و ارزیابی مناسبی از وضعیت اقتصادی ارائه نمی‌دهد.

در عوض اما، آگاهی از نقش اعتبار بانکی ضروری است. وقتی بانک‌ها نسبت به چشم‌انداز وام‌دهی خوش‌بین باشند، ایجاد اعتبار می‌کنند که این اعتبار به تولید ناخالص داخلی کل وارد می‌شود. از طرف دیگر، در هنگامی که آن‌ها چشم‌انداز را رو به وخامت می‌بینند، اعتبارات را کاهش داده و باعث کاهش تولید ناخالص داخلی کل می‌شوند. این موضوع، منجر به ایجاد یک چرخه تکرارشونده از رکود و رونق می‌شود. اکنون در حال وارد شدن به دوره‌ای هستیم که در حاشیه آن، بانک‌ها تلاش می‌کنند تا میزان اعتبارات را کاهش دهند. بنابراین، تولید ناخالص داخلی کاهش خواهد یافت و ما می‌توانیم میزان کاهش آن را محاسبه کنیم. به همین سادگی!

بهترین کار در حال حاضر این است که عقب‌نشینی کنیم و اجازه دهیم تا افراط در اعطای وام و حمایت از سرمایه‌گذاری‌های نادرست از سیستم حذف شود. آخرین باری که این کار انجام شد، رکود کوتاه‌مدت اما بسیار شدید سال‌های ۱۹۲۰-۱۹۲۱ در ایالات متحده بود. آن زمان، دولت وقت متوجه شد که نباید در اقتصاد دخالت کند چون در هر صورت، قادر به بهبود اوضاع نیست.

از آن زمان به بعد، سیاست‌های پولی به طور فزاینده‌ای توسط بانک‌های مرکزی اداره می‌شود و آن‌ها اقتصاد خود را از طریق آینه‌های دید عقب مدیریت می‌کنند و به جای پیش‌بینی و انتظار داشتن، به داده‌های اقتصادی گذشته واکنش نشان می‌دهند. اما حتی اگر می‌توانستند روندهای اقتصادی را پیش‌بینی کنند، هوش و درک تجاری لازم برای مدیریت آن را نداشتند. در نقطه مقابل، بازار سهام کاهش تولید ناخالص داخلی را پیش‌بینی کرده و واکنش آن، خود به نوعی “محرک” کاهش تولید ناخالص داخلی نیز خواهد بود. بانک‌های مرکزی نه تنها وظیفه دارند تا بازار اشتغال را در سطوح بالا حفظ کنند، بلکه بر اساس نظریه اقتصادی کینزی اعتقاد دارند که کاهش تولید ناخالص داخلی کاملاً به دلیل کاهش تقاضا است. آن‌ها می‌گویند که کاهش تقاضا منجر به کاهش قیمت‌ها شده، بنابراین ارقام تورم در CPI کاهش می‌یابد. همچنین، قیمت تولید‌کننده و تمام کامودیتی‌ها نیز کاهش خواهد یافت. نمودار زیر نشان‌دهنده این طرز تفکر است:

سبد کامودیتی ها

ارزش این سبد کامودیتی طی یک ماه ۱۷ درصد کاهش یافته است. ترس شدید، دیگر تمام شده است. حتی قیمت گندم و سویا نیز کاهش یافته است. مس نیز کاهش یافته است. با توجه به این داده‌ها، بدون شک مشخص است که خیال بانک‌های مرکزی از اینکه ممکن است تورم گذرا باشد، آسوده شده است.

یا حداقل این چیزی است که آنها گمان می‌کنند. شکی نیست که ما در حال تجربه نوسانات شدید قیمت هستیم. اگر این موضوع کاملاً بخاطر تصمیم مصرف‌کنندگان برای خرج نکردن به دلیل قیمت‌های بسیار بالا بود، می‌توانست نکته خوبی باشد. اما اگر به دلیل کاهش اعتبار توسط بانک‌ها باشد، عواقب آن کاملا متفاوت خواهد بود.

نگرانی بانک مرکزی برای حفظ خرج‌کرد مصرف‌کننده، حداقل در ابتدا ممکن است بانک‌ها را از کاهش اعتبار برای مصرف‌کنندگان منصرف کند. علاوه بر این، مدل‌های ریسک آن‌ها نشان می‌دهد مصرف‌کنندگانی که به صورت شخصی از اعتبار استفاده می‌کنند، اغلب ریسک بالایی دارند، اما تبدیل به اوراق بهادار کردن دارایی‌ها (Securitization)، این ریسک‌ها را در مجموع کاهش می‌دهد. در واقع یک نوع بازی با اعداد است. بنابراین، کارت‌های اعتباری و سایر بخش‌های وام‌دهی به مصرف‌کننده با اهرم‌های اعتباری بسیار بالا، اولین موارد نیستند که هدف قرار می‌گیرند. در هر صورت، این امر مدیران بانک‌ها را در تضاد با بانک مرکزی قرار می‌دهد.

توضیح: تبدیل به اوراق بهادار کردن دارایی‌ها (Securitization)“، فرایندی است که در آن نهادهای مالی مانند بانک‌های تجاری، اوراق بهادار قابل معامله را مستقیماً به سرمایه‌گذاران می‌فروشند. در این فرایند، دارایی‌های وام‌دهنده به روشی از ترازنامه آن نهاد جدا می‌شود، و در عوض تامین وجوه توسط سرمایه‌گذارانی انجام می‌شود که یک ابزار مالی قابل مبادله را می‌خرند و این ابزار نشان‌دهنده بدهی مزبور است، بدون این که به وام‌دهنده اولیه مراجعه‌ای صورت پذیرد.)

توضیح: اگر درک مطلب بالا برای شما دشوار است، برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید موضوعات مربوط به درجات ریسک اعتباری و ابزارهای تغییر آن توسط بانک‌ها را از منابع اقتصادی مطالعه کنید.

در عوض، در مراحل اولیه کاهش اعتبار، بانک‌ها عمدتاً از اعتبار وام‌گیرندگان تجاری‌ای می‌کاهند که تسهیلات مازاد دریافت کرده‌اند. کسب‌و‌کار‌هایی که اغلب از تسهیلات مازاد استفاده کرده‌اند در ارزیابی هر بانکی پر‌ریسک محسوب می‌شوند. به همین دلیل، در ابتدا این کسب‌وکارهای ضعیف‌تر هستند که از رکود اعتباری آسیب می‌بینند. سایر قربانیان اولیه رکود اعتباری، سفته‌بازان مالی هستند زیرا وثیقه‌های آن‌ها به راحتی می‌تواند نقد شود. به عنوان مثال، تاکنون شاهد ریزش شاخص‌های سهام ایالات متحده بوده‌ایم که با کاهش ۲۰۰ میلیارد دلاری وام‌ها همراه شده است. البته هنوز راه زیادی در پیش است.

همانطور که اقتصاددان، ایروینگ فیشر (Irving Fisher) در دهه ۱۹۳۰ اشاره کرد، دریافت وام برای کاهش اعتبار بانکی موضوعی است که خود می‌تواند باعث از بین رفتن ارزش شود. نکته‌ای که او نتوانست درک کند این است که در یک رکود اعتباری جدی، نمی‌توان برای بهبود آن کاری کرد. زیرا این اتفاق در واقع روی دیگر توسعه شدید اعتباری است که قبلا ایجاد شده و اکنون در حال بازگشت و حذف وام‌های اشتباهی است که پرداخت شده. هم درک آنچه که باعث کاهش اعتبار بانکی بصورت دوره‌ای می‌شود و هم شواهد تجربی که تقریباً در هر دهه از زمان شروع ثبت سوابق، به شکلی تکرار شده است، به ما نشان می‌دهد که نباید جلوی این اتفاق گرفته شود و باید اجازه داد که ادامه پیدا کند. برای درک بهتر این موضوع، رکود کوتاه‌مدت در سال‌های ۱۹۲۰-۱۹۲۱ در ایالات متحده را با رکود طولانی‌مدت در دهه ۱۹۳۰ مقایسه کنید، رکود طولانی‌تر همانی بود که توسط رئیس جمهور هربرت هوور و سپس فرانکلین روزولت مدیریت شده بود!

همچنین با درک این موضوع که سیستم اعتبار بانکی یک چرخه است، باید بدانیم که عمق فاز انبساطی اخیر که با نسبت کل دارایی‌های ترازنامه بانک‌ها به سرمایه سهام‌داران آ‌ن‌ها اندازه‌گیری می‌شود، شدت احتمالی دوره کاهش اعتبار متعاقب آن را نشان می‌دهد. در واقع، نشان‌دهنده بدهی‌های مربوط به سپرده مشتریان بانک نسبت به دارایی‌های سهام‌داران بانک است. به طور سنتی، اگر نسبت دارایی به حقوق صاحبان سهام بیش از هشت تا ده برابر باشد، ریسکی تلقی می‌شود. این نسبت برای برخی از بانک‌های بزرگ، به ویژه در اتحادیه اروپا و ژاپن، اکنون بیش از بیست است. البته در حالی که این نسبت برای بانک‌های ایالات متحده کمتر است، اما آن‌ها هم در حال حاضر متحمل بالاترین میزان ریسک‌ سیستمی دیگری هستند که تاکنون از سوی سیستم‌های‌ بانک‌داری ملی در این دنیای بهم پیوسته مالی بر آن‌ها وارد شده است.

برای آینده نزدیک، دو چیز را می‌توانیم تشخیص دهیم. اول این که به دلیل نبود اعتبار بانکی، احتمالاً تولید کالاها و خدمات محدودتر از مصرف خواهد بود و این موضوع، تصور غلط نظریه اقتصادی کینزی را که معتقد است مشکل به دلیل نبود تقاضای کافی است، رد می‌کند. این تازه مرحله اولیه است. به دنبال آن، می‌توان انتظار داشت که انقباض اعتبار بانکی شدیدتر نیز بشود، زیرا بانک‌ها شروع به تلاش برای محافظت از سهام‌داران خود در برابر رکود، به روش ایروینگ فیشر می‌کنند. در این مرحله، هم تولیدکنندگان و هم مصرف‌کنندگان با مشکلات مالی بزرگی مواجه خواهند شد.

اصلاح و بازگشت از مسیر وام‌دهی بیش از حد که منجر به رفتن ترازنامه بانک‌ها به سطوحی فراتر از سطوح خطرناک اهرمی می‌شود، بدون مداخله تهاجمی بانک‌های مرکزی به سادگی باعث افت تولید ناخالص داخلی خواهد شد. بانک‌های مرکزی، نه فقط برای اجرای وظیفه‌شان که ایجاد اشتغال کامل است، بلکه برای تامین کسری بودجه دولت که در زمان توسعه کشور افزایش می‌یابد، در این امر مداخله می‌کنند.

رکود در قیمت‌ها

آخرین رکود واقعی که در آن محرک‌های کاهش اعتبار بانکی کاملا ضعیف‌تر بودند، در دهه ۱۹۳۰ و به دنبال آن سقوط وال استریت بود. در آن زمان، دلار و پوند که با هم به عنوان ارزهای اصلی بین‌المللی به شمار می‌رفتند، هر دو بر اساس پشتوانه طلا بودند. قیمت کامودیتی‌ها، مواد خام و محصولات کشاورزی که سقوط کرد، به طور موثری در مقیاس طلا و از طریق این دو ارز اندازه‌گیری می‌شد. پس از آن، فشارهای سیاسی منجر به این شد که بریتانیا استاندارد شمش (bullion standard) خود را در سال ۱۹۳۲ کنار بگذارد و استاندارد سکه طلا (US gold coin standard) نیز در ایالات متحده برای شهروندانش در سال ۱۹۳۳ به حالت تعلیق درآمد و به دنبال آن در ژانویه ۱۹۳۴، ارزش دلار ۴۰ درصد کاهش یافت.

تأثیر فروپاشی اعتبار بانکی این بود که میزان دلار و پوند در حال گردش در اقتصاد کاهش یافت و در نتیجه، قدرت خرید آن‌ها افزایش یافت. به دنبال آن، قدرت خرید طلا نیز افزایش یافت، زیرا ارزش آن به ارزها گره خورده بود. اکنون ما می‌دانیم این کاهش اعتبار بانکی بود که باعث افت قیمتها شد، ولی در آن زمان، در حالی که طلا تنها به دلار و پوند اعتبار بخشیده بود ولی باز هم همه طلا را مقصر کاهش قیمت‌ها می‌دانستند.

می‌دانیم که قیمت طلا، قیمت کامودیتی‌ها، مواد خام و محصولات کشاورزی در طول زمان به طور قابل ملاحظه‌ای ثابت است. اختلال در رابطه قیمت از طلا ناشی نمی‌شود. نمودار زیر قیمت نفت WTI را با سال مبنای ۱۹۵۰ به پوند، دلار و یورو نشان می‌دهد. همانطور که مشخص است تغییرات زیادی در قیمت‌ها وجود دارد، اما آن را با طلا (خط زرد) مقایسه کنید که قیمت امروز آن در مقایسه با سال ۱۹۵۰ حدود ۳۰ درصد کاهش یافته و کم‌ترین نوسان را در طول مسیر داشته است.

قیمت نفت

نمودار بعدی از فلزات اساسی، سوخت و مواد خام غیر‌چرخه‌ای کشاورزی که همگی به طلا هستند نیز، به همین نکته اشاره دارد.

قیمت کامودیتی ها به طلا

از سال ۱۹۹۲، که از آن به بعد این داده‌ها بطور منظم ثبت شده‌اند، میانگین غیر‌وزنی ارزش طلا برای آن‌ها بطور خالص ۱۹ درصد کاهش یافته است (خط سیاه). سوخت با تغییرات ۲.۵ برابری نسبت به قیمت سال ۱۹۹۲ بیشترین نوسانات را داشته است، اما از نمودار قبلی می‌توانیم ببینیم که قیمت سوخت به دلار آمریکا در سال‌های ۲۰۰۷/۲۰۰۸ نسبت به سال ۱۹۹۲ به طور خالص ۱۲ برابر افزایش داشته است. با قیمت‌گذاری بر اساس طلا، نوسانات نسبتا کمی که در این گروه‌های کالایی مشاهده می‌کنیم، بقدری نزدیک است که می‌توانیم به ارزش‌‌گذاری‌های بازار آزاد بر اساس پول سالم برسیم و حتی فراتر از آن، می‌دانیم که همین نواسانات کم در قیمت طلا نیز با وجود دست‌کاری در بازارها بوده است. همچنین می‌توان فرض کرد که اصلا منشأ این نوسانات از طلا نیست، بلکه از تغییرات شدید قیمت در ارزهای فیات، نرخ‌های بهره آن‌ها و نوسان آن‌ها در پی تقاضا برای کامودیتی‌ها ناشی می‌شود.

این یافته‌ها، نظرات مرسوم در مورد ساختار قیمت‌ها را باطل می‌کند. بر اساس شواهد، این فرض که ارزهای فیات در رابطه خود با قیمت کالاها کاملاً بی‌تقصیر هستند، درست نیست. پیش‌بینی‌کنندگان قیمت کامودیتی‌ها به اشتباه تصور می‌کنند که تغییری از سمت ارزها وجود ندارد. اما به وضوح مشخص است که نوسانات قیمت‌ها عمدتاً از خود ارزها ناشی می‌شود.

این موضوع ما را به تأثیر احتمالی یک رکود اقتصادی بر قیمت‌ها می‌رساند. در تجزیه و تحلیل، در ابتدا فرض می‌کنیم که تغییر کمی در تمایل عموم به نگه داشتن ارزهای فیات نسبت به طیف کامودیتی‌ها و کالاهای مصرفی وجود دارد. در این صورت، می‌توانیم ببینیم که محرک تغییرات در قیمت‌ها، تغییرات در مقدار ارز و اعتبار در گردش است. به عنوان مثال، کاهش در این مقدار منجر به کاهش قیمت‌ها خواهد شد. با توجه به اینکه ارزهای فیات دیگر به طلا وابسته نیستند و اکنون فلزات گران‌بها به عنوان یک کامودیتی شناخته می‌شوند، اقتصاددانانی که به نظریه کینزی اعتقاد دارند ممکن است به این نتیجه برسند که قیمت فلزات گران‌بها نیز باید در مقابل ارزهای فیات سقوط کند.

اشکال این استدلال این است که در واقع عوامل دیگری نیز در آن دخیل هستند و عواقب آن برای مقدار ارز و اعتبار در زمان رکود باید در نظر گرفته شود. صرف نظر از تغییر در سیاست پولی، در اقتصادهای اجتماعی‌شده، کسری بودجه دولت همواره افزایش می‌یابد و در صورت عدم تامین توسط اعتبار بانکی، نیاز به تامین از طریق چاپ پول دارد. به عبارت دیگر، علی‌رغم تمایل بانک‌ها به کاهش اعتبار بخش خصوصی، حتی اگر بانک‌های مرکزی سیاست‌های پولی خود را اصلاح نکنند، باز هم تاثیر اختصاص اعتبار به بخش خصوصی برای جبران کسری بودجه بیش‌تر از اعمال سیاست‌های انبساط پولی است که از طریق دفاتر دولت به اقتصاد تحمیل می‌شود.

علاوه بر این، تحت این شرایط سیاست پولی نیز تغییر خواهد کرد. پس از کاهش اولیه اعتبار اضافی که به مشاغل داده شده و همچنین وام‌های بانکی که برای سفته‌بازی از آن‌ها استفاده می‌شود، احتمالاً تقاضای مصرف‌کننده نیز کاهش خواهد یافت. دلیل این امر آنست که استانداردهای وام‌دهی سخت‌تر شده و ناامنی مالی مصرف‌کنندگان تشدید می‌شود. بانک‌های مرکزی از سوی دیگر متوجه این تمایل به کاهش اعتبار بانکی که منجر به کاهش تقاضای مصرف‌کننده می‌شود، هستند. بنابراین، نرخ‌های بهره را کاهش داده و برای تحریک فعالیت‌های اقتصادی برجسته، دوباره سیاست‌ تسهیل کمی را جایگزین اعتبارات بانکی حذف‌شده می‌کنند. آن‌ها از دهه ۱۹۳۰ به بعد، همیشه در این مرحله از چرخه اعتبار بانکی سیاست‌های تسهیلی و محرک اقتصادی اعمال کرده‌اند و اکنون نیز دلیلی برای عمل کردن به چیزی غیر از آن وجود ندارد.

افزایش میزان پول و اعتبار، نه از سوی بانک‌های تجاری، بلکه از سوی بانک مرکزی همراه با افزایش کسری بودجه، ارزش ارز را در برابر طلا کاهش می‌دهد. ارزش ارز همچنین در برابر کامودیتی‌ها نیز کاهش می‌یابد. اما با وجود این نوساناتی که از سمت ارز ایجاد می‌شود، همچنان می‌توان انتظار داشت که رابطه کلی بین کامودیتی‌ها و طلا دست نخورده باقی بماند.

احتمال یک شکست سیستماتیک وجود دارد!

در همه مواردی که تا الان گفته شد، فرض بر این است که در چارچوب چرخه اعتبار بانکی، هیچ شکست سیستماتیک قابل توجهی وجود نداشته باشد. با توجه به اینکه محرک‌های رکود اعتباری امروز بیش از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۳۰ و احتمالاً در تمام تاریخ پولی مدرن هستند، این فرض تنها یک امید بیهوده است. قبلا درباره فاجعه قریب‌الوقوع در سیستم پولی یورو و ارز یورو صحبت شده است. مشابه همان داستان را می‌توان برای ین ژاپن در نظر گرفت. همچنین می‌توان گفت، پوند فقط یک نسخه فقیر از دلار، بدون وضعیت هژمونی آن است.

در صورت بروز یک بحران سیستماتیک، نقش بانک‌های مرکزی این خواهد بود که کل سیستم بانک‌داری تجاری خود را دوباره بررسی و باز‌نگری کنند. عواقب ورشکستگی لمان (Lehman) در آخرین چرخه انقباض اعتبار بانکی هنوز برای بانک‌دارهای بی‌مسئولیت درس عبرت نشده است و در عوض ما را به یک ورطه بی‌انتها کشاند. اگر امروز یک بحران سیستماتیک ایجاد شود، برای نجات بازارهای مالی، چاپ پول و ایجاد اعتبار بی‌سابقه توسط بانک‌های مرکزی لازم خواهد بود. این موضوعی است که منجر به سقوط ارزهای فیات می‌شود.

در همین حال، می‌توان انتظار داشت که بانک‌های مرکزی از داستان تورم گذرا با تمام ارزشش، نهایت استفاده را ببرند. آنها می‌گویند افزایش تورم به بالای ۸٪ را فراموش کنید، خیلی زود بخاطر رکود به هدف ۲ درصدی باز خواهد گشت. اما باز هم این رکود بهانه دیگری برای اتخاذ سیاست‌های تسهیلی خواهد بود. البته ممکن است قبل از شروع بحران لازم باشد کمی زمان بیشتری بگذرد و مهم است که براساس آن برای سرمایه‌گذاری‌هایتان تصمیم‌گیری نکنید.

دست‌کاری و مداخلات رسمی می‌شود!

در اوایل ماه ژوئيه، سه معامله‌گر از JPMorgan Chase با حکم فدرال شیکاگو به اتهام ابداع یک نقشه عظیم هشت‌ساله به منظور دست‌کاری بازارهای بین‌المللی فلزات گران‌بها از طریق جعل، از جمله طلا و نقره، محکوم شدند. JPMorgan قبلاً نیز در سال ۲۰۲۰، ۹۲۰ میلیون دلار جریمه شده بود.

به طور تصادفی، پیتر هامبرو که در روزهای اولیه شروع فعالیت بازار مشتقات، یک معامله‌گر طلا در لندن بود، قبلا توضیح داده که چگونه بانک‌های شمش طلا (bullion banks)، حساب‌های تخصیص نیافته را ایجاد کردند. یکی از نظرات جالب هامبروس در مورد نقش مسئولین در این زمینه است:

« اطلاعات نادرست برای سال‌ها سرپوش این انبار باروت را بسته نگه داشته است و از سال ۲۰۱۸، میزهای ثبات مالی (Financial Stability Desk) در بانک‌های مرکزی جهان، از دستورالعمل بانک تسویه‌های بین‌المللی (Bank of International Settlements) استفاده می‌کنند تا با دستکاری در بازار طلا از درک کردن تورم توسط دیگران جلوگیری کنند.»

شاید رو‌به‌رو شدن سه تاجر جی‌پی مورگان در شیکاگو با اتهامات کیفری، در حالی که تمام اقدامات آن‌ها به درخواست بانک تسویه‌های بین‌المللی (BIS) و سایر بانک‌های مرکزی بوده، پیشرفت چشم‌گیری نباشد.

به نظر می رسد آنچه که هامبرو را به اظهار نظر واداشته، نموداری است که در گزارش سه‌ماهه مشتقات دفتر کنترل ارز ایالات متحده (US Office of the Comptroller of the Currency) همراه با یادداشت‌ زیر منتشر شده است.

مشتقات فصلی

در سه ماه گذشته، گزارش‌های سه‌ماهه اول سال ۲۰۲۲ افزایش ۵۲۰ درصدی مشتقات فلزات گران‌بها را نسبت به سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۱ نشان می‌دهد. همانطور که یادداشت توضیح می‌دهد، این موضوع به دلیل طبقه‌بندی مجدد مشتقات طلا، از نرخ تبادل (ارز) به فلزات گران‌بها بوده است. چیزی که این یادداشت نمی‌گوید این است که اثر این امر، افزایش ضریب نظارت (supervisory factor) از ۴ درصد به ۱۸ درصد بوده است. تعریف زیر از ضریب نظارت از بولتن OCC، شماره ۲۰۲۰-۷ گرفته شده است:

استاندارد کمیته بازل (Basel Committee standard) از ضرایب نظارتی استفاده می‌کند که منعکس‌کننده نوسانات مشاهده شده در بازارهای مشتق در طول بحران مالی هستند. ضرایب نظارتی منعکس‌کننده تغییرپذیری بالقوه ضریب ریسک اولیه قرارداد مشتق در یک افق یک‌ساله است.

اگر بخواهیم در چارچوب این مقاله صحبت کنیم، دلیل طبقه‌بندی مجدد پول قانونی (که طلا است) از مشتقات نرخ ارز به کامودیتی‌ها این بوده که پس از انجام تست‌های قابل توجه و ارزیابی داده‌های گذشته دریافتند که طلا به‌جای ارزها، بیشتر با کامودیتی‌ها همبستگی دارد. آفرین! این همان چیزی است که نمودارهای قبلی در این مقاله به آن اشاره می‌کنند، یعنی ثبات قیمت کامودیتی‌ها در طول زمان در واحد طلا ( یعنی وقتی قیمت کامودیتی‌ها را بجای ارز، با طلا بسنجیم، متوجه می‌شویم که در طول تاریخ نوسان‌های کمی داشته و باثبات بوده است). اشتباهی که تنظیم‌کننده‌ها (رگولاتورها) مرتکب شده‌اند این است که فکر می‌کنند نوسان قیمت در کامودیتی‌ها است، در حالی که آن نوسان در واقع مربوط به ارزهای فیات است. کاری که آن‌ها باید انجام دهند این است که به طلا ضریب نظارتی صفر، به کامودیتی‌ها ضریب ۴ درصد و به ارزها ۱۸ درصد بدهند. اما همانطور که پیتر هامبرو (Peter Hambro) اشاره می‌کند، BIS (Bank for International Settlements ) که بر مقررات بانکی بازل نظارت دارد، یک کمپین مخفی با همکاری بانک‌های مرکزی بزرگ برای سرکوب قیمت طلا به راه انداخته است.

در حالی که افراد دستکاری‌کننده در BIS ممکن است فکر کنند که خارج کردن طلا از طبقه‌بندی ارزها، میخ دیگری بر تابوت طلا است، اما این اقدام می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. به دنبال این تصمیم، برای حفظ موقعیت‌های قابل توجه مشتق، ترازنامه کاهش می‌یابد و خزانه‌داری بانک‌ها با توجه به وظیفه خود برای کاهش اهرم ترازنامه، احتمالاً شروع به ایجاد محدودیت در موقعیت‌های معوق می‌کنند.

توضیح: موقعیت معوق (Outstanding Position) در یک اوراق بهادار، به معنای مقدار و ارزش کل اوراق بهادار خریداری‌شده (یا فروخته‌شده) منهای مقدار و ارزش کل اوراق بهادار فروخته‌شده (یا خریداری شده) توسط مشتری است که هنوز تسویه نشده است.

بعلاوه، این بررسی‌ها پلی برای بررسی موضوعات دیگر نیز هست.

از اواسط دهه هشتاد میلادی، بازارهای فرابورس و مشتقات تحت نظارت، همراه با مالی شدن فعالیت‌های بانکی گسترش یافته‌اند. برای نزدیک به چهل سال، دلار به عنوان پایه اصلی و ستون فقرات مالی‌سازی (Financialization) عمل کرده است و بانک‌های بزرگ نیویورک به عنوان بازیافت‌کننده آن عمل می‌کنند. دو رویداد اما در حال پایان دادن به این دوره هستند. رویداد اول، به دلیل کاهش قدرت خرید دلار با سرعتی شتابان، کاهش بلندمدت نرخ‌های بهره به پایان رسیده است. رویداد دوم، تحریم‌ها علیه روسیه نتیجه معکوس و بدی بر هژمونی دلار داشته است. در هر صورت، این امر نوید‌دهنده عصر جدیدی از بازتاب ارزهای آسیایی یا گره خوردن آن‌ها به کامودیتی‌ها است. در واقع، مقرر شده است که یک ارز تسویه حساب تجاری برای اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) همراه با یک عنصر کامودیتی‌محور عمده در آن، ایجاد شود. البته ممکن است هرگز عمومی نشود، اما کامودیتی‌ها (نه فعالیت‌های مالی) در تجارت‌های کل ‌آسیا نقش اساسی دارند و جانشینان دلار احتمالاً آن را منعکس خواهند کرد.

حتی عربستان سعودی به همسویی با گروه بریکس (BRICS group) علاقه نشان داده است. گروه بریکس نیز به نوبه خود با سازمان همکاری شانگهای که همه کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا را در عضویت خود دارد، در حال همسو شدن است. عربستان سعودی مهم است، زیرا توافق پادشاهی با رئیس جمهور نیکسون بود که دلار نفتی را ایجاد کرد. بنابراین، به نظر می‌رسد که محمد بن سلمان که اکنون از نظر سیاسی پادشاه است، در حال پشت کردن به توافق نیکسون است تا تنها پرداخت به دلار را برای نفت بپذیرد و این ناقوس مرگ برای دلار نفتی است.

بعد از آن نیز، ملاحظات مربوط به ترازنامه در سیستم بانکداری با محوریت مالی باید بررسی شود. افزایش نرخ بهره باعث از بین رفتن اعتبار بانکی می‌شود که برای حفظ بازار صعودی در سهام و اوراق قرضه استفاده می‌شد. درست همانطور که بازار صعودی بلندمدت، به پشتوانه کاهش پایدار در نرخ‌های بهره باعث گسترش مشتقات شده بود، پایان این بازار صعودی نیز به انقباض آن منجر می‌شود. از آنجایی که خزانه‌داری بانک‌های تجاری کاهش ترازنامه را در اولویت قرار می‌دهند، آن‌هایی که ضریب نظارت بالایی دارند، مانند مشتقات فلزات گران‌بها و کامودیتی‌ها، توجه آنها را جلب می‌کنند.

طرح BIS برای سرکوب قیمت طلا در حالی که کاهش ارزش پول جهانی در حال شتاب گرفتن است، شکست خواهد خورد. به نظر می‌رسد که یک ضربه دوگانه در شرف تضعیف اعتبار جهانی ارزهای فیات است. در حال حاضر، این دلار است که در حال منعکس کردن طوفان است، درست مانند کاهش شدید سطح دریاها قبل از وقوع سونامی. یعنی سقوط ین، یورو و پوند، همراه با فهرست فزاینده‌ای از ارزهای کوچک در حال سقوط، مانند یک سونامی در شرف وقوع است، همان زمانی که سطح دریا در ابتدا پایین می‌آید.

در آخرین بحران اعتباری بانکی نیز همین اتفاق رخ داد. زمانی که موسسه لمان (Lehman) ورشکسته شد و هر بانک آمریکایی دیگر نیز توسط فدرال رزرو نجات یافت. آن موقع یک پرواز اولیه به سمت دلار اتفاق افتاد که باعث کاهش قیمت طلا شد. مشکلی که سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز دارای تحصیلات مطابق با تئوری کینزی با آن روبرو هستند این است که حسابداری سود و زیان آن‌ها به ارزهای فیات است. آن‌ها باید سرمایه‌گذاری‌های پر‌ریسک را در ازای پول نقد بفروشند و ارزی که دریافت می‌کنند باید همان ارزی باشد که حساب‌هایشان با آن محاسبه می‌شود. در سطح بین‌المللی، آن ارز عمدتا دلار است. به همین دلیل است که دلار معمولاً در مراحل اولیه یک بحران سیستماتیک پناهگاهی امن است.

پس از گذشت موج اولیه، دلار و سایر ارزها به پول واقعی تبدیل می‌شوند که همیشه طلا بوده و خواهد بود.

بانک‌ها چگونه کار می‌کنند؟ (مدل کسب و کار و روش‌های درآمدزایی)

بانک‌ها نهادهای پیچیده‌ای هستند. در واقع آن‌ها واسطه‌های مالی ساده‌ای هستند که سپرده‌گذاران را با متقاضیان وام ارتباط می‌دهند؛ اما با گذشت زمان به کسب‌وکارهای جدید نیز مشغول شده‌اند.

امروزه بانک‌ها عمدتاً از سه طریق درآمد کسب می‌کنند: اعطای وام، سرمایه‌گذاری و ارائه خدمات. در هر یک از این دسته‌بندی‌ها، کسب‌وکارهای عمده متعددی مانند وام‌های خودرو، وام‌های مسکن، کارت‌های اعتباری، وام‌های مشاغل کوچک، معاملات اوراق قرضه یا سهام، مدیریت سرمایه، پذیره‌نویسی اوراق قرضه شرکتی، مشاوره ادغام و تملک و بازسازی وجود دارند.

در این مقاله، به نحوه درآمدزایی بانک‌ها، نقش آن‌ها در اقتصاد و مدل‌های کسب‌وکار اولیه که دنبال می‌کنند، می‌پردازیم.

بانک چیست؟

بطور کلی بانک، پولی که از سپرده‌گذاران دریافت می‌کند را وام می‌دهد و یا سرمایه‌گذاری می‌کند تا از این طریق بازدهی کسب کند. سپرده‌گذاران پول خود را به بانک می‌دهند، بنابراین بانک باید در ازای قرض گرفتن این پول به آن‌ها مقداری سود بپردازد. زمانی که بانک به وام‌گیرندگان برای خرید خانه و اتومبیل یا راه‌اندازی کسب‌وکار وام می‌دهد، از آن‌ها درصدی را به عنوان نرخ بهره دریافت می‌کند. بانک‌ها همچنین کارمزدهای مختلفی را دریافت کرده و از ارائه خدمات خود نیز درآمد کسب می‌کنند که بر درآمد کل آن‌ها می‌افزاید. تفاوت میان درآمد حاصل از وام و هزینه استقراض برای یک بانک، درآمد خالص آن را تشکیل می‌دهد.

بانک‌ها با استفاده از وجوه قرض گرفته‌شده درآمد کسب می‌کنند و هرچه پس از پرداخت بهره استقراض آن باقی بماند، درآمد خالص آن‌‌ها محسوب می‌شود.

این سرویس، خدمتی مهم در هر اقتصاد مدرن محسوب می‌شود؛ زیرا افراد را قادر می‌سازد که پس‌انداز خود را با قرض دادن به بانک افزایش داده و به کسب‌وکارها و افراد این امکان را می‌دهد تا به پولی که برای بهبود کیفیت زندگی و یا گسترش کسب‌وکار خود نیاز دارند، دسترسی پیدا کنند.

امروزه ما با یک سیستم بانک‌داری ذخیره کسری روبرو هستیم هستیم که در آن بانک‌ها موظف هستند، درصدی از کل سپرده‌ها را در اختیار خود نگه دارند؛ تا در صورتی که سپرده‌گذاران بخواهند پول خود را از بانک خارج کنند، توانایی پرداخت آن را داشته باشند. سپس باقی‌مانده مبالغ را می‌توانند به منظور کسب سود، وام بدهند.

این امر بدان معناست که پول نقد موجود در حساب بانکی، در واقع برای دارنده حساب فقط یک اعتبار و برای بانک بدهی محسوب می‌شود. اعداد موجود در صورت‌حساب بانکی به این معنی نیست که بانک پول نقد مشتری را در یک صندوق نگهداری می‌کند؛ بلکه به این معنی است که بانک متعهد می‌شود در صورت درخواست وی برای برداشت، آن را مهیا کرده و تحویل دهد. با این حال، اگر تعداد زیادی از افراد بخواهند یکباره برداشت انجام دهند، با شرایط هجوم به بانک‌ها برای خالی کردن حساب (run on the bank) مواجه خواهیم شد که در آن، بانک وجه کافی برای بازگرداندن پول افراد را ندارد.

بعداً به سیستم ذخیره کسری و نقش منابع تأمین مالی خواهیم پرداخت، اما ابتدا قصد داریم به روش‌های درآمدزایی بانک‌ها بپردازیم.

روش‌های درآمدزایی بانک‌ها

درآمد حاصل از بهره اعطای وام

اکثر بانک‌ها، بیشترین درآمد خود را از اعطای وام به افراد و مشاغل کسب می‌کنند. طبق مطالعه ارنست و یانگ (Ernst & Young) بر روی ۳۶۹۱ بانک که عمدتاً در اتحادیه اروپا قرار داشتند، ۵۹ درصد از درآمد بانک‌ها از طریق بهره وام حاصل می‌شود. مقاله‌ای از بانک تسویه بین‌المللی (Bank of International Settlements) که ۲۲۲ بانک از ۳۴ کشور را تحت مطالعه قرار داده است، با اعلام این که وام‌ها ۵۷ درصد از دارایی‌های بانک‌ها هستند، درستی این امر را تأیید می‌کند.

بانک‌های کوچک‌تر، بیشتر به این نوع از درآمد تکیه کرده و ۶۷ درصد از درآمد آن‌ها از طریق بهره وام حاصل می‌شود. بانک‌هایی که بیشتر درآمد خود را از بهره تأمین می‌کنند، تمایل دارند منابع مالی خود را از سپرده‌های خرد دریافت کنند؛ یعنی همان فیش‌های حقوقی که در بانک واریز می‌گردد.

وام‌های خرد، خودرو و خانه

وام‌های خرد، بخش مهمی از زندگی اکثر افراد طبقه متوسط بوده و یک منبع درآمدی برای بانک‌ها، به ویژه در ایالات متحده محسوب می‌شوند. خانه و اتومبیل، خریدهای بزرگی هستند که بسیاری از افراد تمایل دارند پیش از این که پول لازم برای خرید آن‌ها را به صورت کامل پس‌انداز کنند، بتوانند آن‌ها را تهیه کنند.

برای تحقق این امر، بانک‌ها در ابتدا درآمد و امتیاز اعتبار متقاضی وام را که معیاری در مورد سابقه بازپرداخت بدهی‌های آن شخص محسوب می‌شود، بررسی می‌کنند. اگر بانک معتقد باشد که می‌تواند بازدهی خوبی از متقاضی وام کسب کند، وام مسکن را پیشنهاد می‌کند تا خریدار خانه بتواند فوراً نسبت به دریافت آن اقدام کند.

در مقابل، خریدار خانه متعهد می‌شود که بدهی خود را به طور پیوسته در یک دوره زمانی که معمولاً ۳۰ سال است، پرداخت کند. خریدار خانه، کل مبلغ وام که به عنوان اصل پول شناخته می‌شود و همچنین سود مازاد آن را که دارای نرخ تعیین شده و یا متغیر است (مانند ۴ درصد اصل سرمایه به صورت سالانه)، پرداخت می‌کند.

این بازار، در مرکزیت بحران مالی سال ۲۰۰۷ قرار داشت؛ از آن جایی که بانک‌ها از مهندسی مالی به گونه‌ای هوشمندانه استفاده کردند که وام‌های بد شبیه به دارایی‌های خوب به نظر برسند، توانستند آن وام‌ها را به دیگر بازیگران مالی مانند صندوق‌های بازنشستگی مجدداً بفروشند. در نهایت، این امر بانک‌ها را تشویق کرد تا به همه وام اعطا کنند؛ حتی اگر آن افراد به وضوح نمی‌توانستند که بازپرداخت آن را انجام دهند.

بانک‌ها با این کار، ریسک خود را از طریق فروش وام با درصد سود معقول به افراد دیگر، از بین بردند. هنگامی که وام‌گیرندگان دیگر نمی‌توانستند بازپرداخت انجام دهند، صاحبان وام (یعنی افرادی که مستحق پرداخت‌های منظم بودند) مالک دارایی بودند که ناگهان دیگر ارزشی نداشت؛ در حالی که بانک‌ها همچنان سود خود را از طریق فروش این وام‌ها کسب می‌کردند.

کارت‌های اعتباری

کارت‌های اعتباری بخش مهمی از اقتصاد جهانی و دیجیتال ما هستند؛ به طوری که بیش از ۶۰ درصد افراد در کشورهای توسعه‌یافته مانند ایالات متحده، کانادا، ژاپن، کره و سوئیس، حداقل یک کارت اعتباری دارند. در ایالات متحده، متوسط ​​​​بزرگسالان بیش از دو کارت اعتباری دارند و مهم‌تر از آن، میانگین بدهی کارت اعتباری به ازای هر نفر در سال ۲۰۱۹ طبق گزارش اعتبار سنجی (Experian State of Credit)، ۶۱۹۴ دلار بوده است.

کارت اعتباری در اصل، یک وام کوتاه‌مدت “بدون وثیقه” از بانک است که می‌توانید از آن برای خرید بسیاری از انواع کالاها و خدمات استفاده کنید. آن‌ها برای مبلغی که می‌توانید در ماه خرج کنید، محدودیت‌هایی را در نظر می‌گیرند؛ اما اگر تصمیم بگیرید که صورت‎‌‌حساب کارت اعتباری خود را به موقع پرداخت نکنید، هیچ دارایی‌ وجود ندارد که بانک بتواند آن را پس بگیرد. این امر برخلاف وام خانه یا خودرو است؛ که در آن بانک می‌تواند خانه یا خودروی شما را در صورت عدم پرداخت به موقع صورت‌حساب‌هایتان مصادره کند و این نوع وام تحت عنوان “وام تضمینی” شناخته می‌شود.

ماهیت غیرتضمینی بودن کارت اعتباری به این معنی است که بانک با اجازه به شما برای استفاده از آن، ریسک بیشتری را متقبل می‌شود. در نتیجه بانک‌ها در صورتی که قبض خود را به موقع پرداخت نکنید، معمولاً نرخ‌های سود بالاتر، بین ۱۵ تا ۲۰ درصد سود سالانه برای مبالغ پرداخت نشده در نظر می‌گیرند.

وام‌ مشاغل

وام‌های مشاغل انواع مختلفی دارند اما دو نوع اصلی آن، وام‌های مشاغل کوچک و تأمین مالی تجاری هستند. وام‌های مشاغل کوچک اغلب دارای شرایط مشخص و فرآیند نسبتاً ساده‌ای برای درخواست هستند. آن‌ها شبیه به کارت‌های اعتباری یا وام‌های مسکن هستند؛ زیرا این قابلیت را دارند که به‌عنوان یک حد اعتبار در یک کارت اعتباری ساختاربندی شوند و به طور مداوم برای پرداخت‌ها مورد استفاده قرار بگیرند و یا می‌توان آن‌ها را به عنوان وام‌های یک‌جا که در طول زمان بازپرداخت می‌شوند، در نظر گرفت.

با این حال، به جای ارائه اطلاعات در مورد امور مالی اشخاص، درخواست وام مشاغل مستلزم اثبات سلامت کسب‌و ‌کار و کسب درآمد، از طریق نمایش صورت‌های مالی و ترازنامه تجاری به بانک است. سلامت کسب‌وکار همچنین بر نرخ بهره وام، کل مبلغ وام و یا میزان حد اعتبار تأثیر می‌گذارد. شرایط وام همچنین ممکن است مستلزم ارایه وثیقه به منظور تضمین وام باشد؛ این وثیقه می‌تواند شامل املاک‌ و مستغلات و یا تجهیزات متعلق به تجارت باشد. در صورتی که کسب‌وکار نتواند وام را بازپرداخت کند، بانک می‌تواند این وثیقه را به فروش بگذارد.

تأمین مالی تجاری یا شرکتی، برای کسب‌وکارهای بزرگ‌تر در نظر گرفته می‌شود که ممکن است بخواهند به وسیله آن، از نظر مالی توسعه پیدا کنند، شرکت‌های دیگر را خریداری کنند و یا این که موجودی خود را افزایش دهند. این وام‌ها، اغلب برای هر کسب‌و‌کار و سناریوی تامین مالی می‌توانند به صورت متفاوتی تنظیم شوند؛ اما با توجه به مبلغ وام، دارای کارمزدهای بالاتر و بهره پرداختی بیشتری هستند. این موضوع به بانک اجازه می‌دهد تا منابع و زمان بیشتری را برای انجام این معاملات صرف کند.

وام بین بانکی

وام‌دهی بین بانکی، نوع خاصی از فعالیت‌های وام‌دهی است که در سیستم پولی کنونی اهمیت منحصر به فردی دارد. اعطای وام بین بانکی، مربوط به بانک‌هایی می‌شود که معمولاً ذخایر خود را برای اجرا کردن الزامات مربوط به مقررات ذخایر، به یکدیگر وام می‌دهند. مدت این وام‌ها اغلب به معنای واقعی کلمه یک‌شبه است و آن‌ها عموما با وثیقه‌های دارای اعتبار بسیار بالا و کم‌ریسک مانند اوراق بدهی دولتی تضمین می‌شوند.

بیشتر بخوانید: سیاست پولی بانک مرکزی یا Monetary Policy چیست؟

درآمد حاصل از سرمایه‌گذاری

این نوع درآمد بانکی تعریف نسبتاً ساده‌ای دارد: درآمد حاصل از خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالا و یا فروش در قیمت بالا و خرید در قیمت پایین. اگر این کار در یک دوره زمانی طولانی انجام شود، آن را سرمایه‌گذاری و اگر در مدت زمان کوتاهی صورت بگیرد، آن را معامله می‌نامیم.

بانک‌هایی که فعالیت‌های معامله‌گری و سرمایه‌گذاری را انجام می‌دهند، معمولاً بانک‌های بزرگ‌تری هستند که از سایر بانک‌ها و مؤسسات مالی وام می‌گیرند. بانک تسویه بین‌المللی، این دسته از موسسات را «بانک‌های تجاری» نامیده و به منابع تأمین مالی آن‌ها اشاره می‌کند؛ که تقریباً ۲۰ درصد وجوه آن‌ها از طریق وام‌های بین بانکی تأمین می‌شود. آن‌ها سهم کمتری از وام‌ها را به عنوان درصدی از کل دارایی‌های خود دارند؛ یعنی تنها ۲۵ درصد، در حالیکه این عدد برای بانک‌هایی که عمدتاً در فعالیت‌های وام‌دهی شرکت می‌کنند، بیش از ۶۰ درصد است.

در اینجا نیز مقررات بانکی نقشی کلیدی دارند. در ایالات متحده، قانون گلس-استیگال (Glass-Steagall)، که از سال ۱۹۳۳ تا لغو آن توسط قانون گرام-لیچ-بلایلی (Gramm-Leach-Bliley) در سال ۱۹۹۹ مورد اجرا قرار می‌گرفت، بانک‌هایی که سپرده‌هایشان توسط فدرال تأمین می‌شد را از فعالیت‌های سرمایه‌گذاری و معاملاتی منع می‌کرد. شرکت بیمه سپرده‌گذاری فدرال (Federal Depository Insurance Corporation) نیز که در سال ۱۹۳۳ تأسیس شد، بسیاری از انواع حساب‌های بانکی را تا مقدار معینی بیمه می‌کند. در حال حاضر این مقدار برابر با ۲۵۰ هزار دلار است. این امر بدان معناست که اگر بانکی ورشکست شود، به لطف شرکت بیمه سپرده‌گذاری فدرال، پول سپرده‌گذاران به آن‌ها بازمی‌گردد؛ حتی اگر مجبور شوند برای آن‌ها پول جدید چاپ کنند.

پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ مشخص شد که بانک‌ها با استفاده از سپرده‌هایی که توسط فدرال بیمه می‌شدند، فعالیت‌های بسیار پرریسکی را انجام می‌دادند. این امر دولت ایالات متحده را در معرض خطر نجات بانک‌ها از اشتباهات خودشان از طریق شرکت بیمه سپرده‌گذاری فدرال قرار می‌داد؛ بنابراین قانون داد-فرانک (Dodd-Frank) در سال ۲۰۱۱ به تصویب رسید. مفاد قانون ولکر (The Volcker Rule)، برخی از تقسیم‌بندی‌های میان مؤسسات سپرده‌گذاری، سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های معاملاتی را در این قانون بازگرداند، در حالی که هنوز تلفیق برخی از این موارد را مجاز می‌دانست.

اتحادیه اروپا تلاش کرد تا قانون مشابهی را تصویب کند، اما موفق نشد. هیچ محدودیتی برای استفاده از وجوه سپرده‌گذاری شده، در فعالیت‌های سرمایه‌گذاری و معاملاتی در اتحادیه اروپا وجود ندارد.

سرمایه‌گذاری سهام

سرمایه‌گذاری ریسک بالاتری نسبت به اکثر فعالیت‌های مربوط به اعطای وام دارد؛ زیرا ساختار شرکت‌های مدرن به این شکل است که صاحبان سهام (سرمایه‌گذاران) اولین کسانی هستند که در صورت عدم موفقیت کسب‌وکار، پیش از صاحبان اوراق قرضه (وام‌دهندگان)، سرمایه خود را از دست می‌دهند.

با این وجود، این امر می‌تواند یک تجارت بسیار پرسود برای بانک‌ها محسوب شود؛ زیرا آن‌ها می‌توانند از اهرم (لوریج) و تاکتیک‌های فروش کالا استفاده کنند تا سریعاً بازدهی زیادی را از سرمایه‌گذاری بدست بیاورند. در این نوع معامله، یک بانک یا شرکت سهامی خاص (Private equity firm)، از سرمایه‌گذاران و یا سایر بانک‌ها پول دریافت می‌کند تا یک شرکت و یا دارایی‌ بزرگ مانند یک قطعه ملک را خریداری کند. سپس بانک یا شرکت سهامی خاص، دارایی را توسعه داده و آن را به قیمت بالاتری می‌فروشد. پس از پرداخت مبالغ مربوط به سرمایه‌گذاران، به لطف اهرمی که بانک برای خرید دارایی استفاده کرده است، اغلب سود بسیار قابل توجهی برای شرکت باقی می‌ماند.

بر اساس قانون ولکر، بانک‌های ایالات متحده مجاز هستند تا حداکثر ۳ درصد از سرمایه ردیف اول خود را در صندوق‌های پوشش ریسک و صندوق‌های خصوصی سهام که در این نوع از سرمایه‌گذاری‌ها تخصص دارند، سرمایه‌گذاری کنند.

معاملات فارکس، کالا، سهام و اوراق قرضه

معامله‌گری، صرفاً نسخه کوتاه‌مدت سرمایه‌گذاری است و معمولا به دلیل تراکنش بسیار بالا، شامل سرمایه‌گذاری‌های نقدشونده‌تر می‌شوند؛ مانند بازار کالا، ارز، اوراق قرضه و سهام. معامله‌گری حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از درآمد کل یک بانک را تشکیل می‌دهد، اما با توجه به محیط نظارتی بانک، به طور گسترده‌ای متفاوت است.

بر اساس قانون ولکر در ایالات متحده، بانک‌ها مجاز هستند تا اوراق قرضه دولتی مانند اوراق خزانه و اوراق قرضه شهرداری را آزادانه معامله کنند، اما در معامله دارایی‌هایی که تحت حمایت دولت نیستند، مشمول محدودیت‌هایی می‌شوند. این امر به دولت ایالات متحده اجازه می‌دهد تا به فروش اوراق خزانه به بانک مرکزی ایالات متحده، سایر مؤسسات مالی و دولت‌های خارجی که از بانک‌ها به عنوان واسطه‌های اصلی استفاده می‌کنند، ادامه دهد.

درآمد حاصل از کارمزدها و خدمات

به غیر از درآمد حاصل از اعطای وام و سرمایه‌گذاری، بانک‌ها بخش بزرگی از درآمد خود را از کارمزدها و ارائه خدمات به دست می‌آورند. این نوع از درآمد، ۲۶ درصد از درآمد تمام بانک‌های نمونه در مطالعه بانک تسویه بین‌المللی؛ و ۴۴ درصد از درآمد بانک‌های طبقه‌بندی شده در دسته بانک‌های تجاری را تشکیل می‌دهد. در چنین شرایطی است که بانک‌های سرمایه‌گذاری خاص و بازوهای بانک‌های بزرگ‌تر، سود خود را به دست می‌آورند، زیرا این موقعیت تجاری به سپرده‌گذاری نیازی نداشته و بر ارائه مشاوره، خدمات الکترونیک مالی و ارتباطات مناسب با مشتریان تمرکز کرده تا بتوانند به سرمایه دسترسی مفید داشته باشند و بیشترین بهره را از آن ببرند.

بانک‌ها دو حوزه اصلی برای دریافت کارمزد دارند: بانکداری خرد و بانکداری تجاری. کارمزدهای بانک‌داری خرد توسط نوآوری دیجیتال از بین رفته است، در حالیکه خدمات مبتنی بر روابط و متمرکز بر مقررات مانند جذب سرمایه، بازسازی و تملک، بخش‌های تجاری را رونق می‌بخشد.

کارمزد تراکنش‌ها

کارمزد تراکنش‌ یک راه آسان برای بانک‌ها است تا اندکی از انجام تمام فعالیت‌های اقتصادی سود کسب کنند. به همین دلیل کارت‌های اعتباری یک منبع درآمدی خوب محسوب می‌شوند؛ زیرا بسیاری از کارت‌ها برای هر تراکنش ۳ درصد کارمزد دریافت می‌کنند. ممکن است به نظر برسد که این موضوع تأثیری بر شما به عنوان یک مصرف‌کننده ندارد؛ اما این ۳ درصد در قیمت‌ فروش کالا اعمال می‌شود. یکی از دلایلی که برخی فروشگاه‌ها، تخفیف جزئی را برای پرداخت نقدی در نظر می‌گیرند، همین است.

انتقال الکترونیکی وجه (Wire transfers)، راهی برای ارسال فوری پول از بانکی به بانک دیگر در طول هفته محسوب می‌شود که مستلزم پرداخت کارمزد است؛ معمولاً ۳۰ دلار برای ارسال و ۱۵ دلار برای دریافت. ارسال پول در سطح بین‌المللی حتی بیشتر از این برای شما هزینه خواهد داشت؛ زیرا بانک‌ها معمولاً هنگام تبدیل پول رایج کشور شما به واحد پول کشوری که قصد ارسال به آن را دارید، کارمزد ثابت و اسپرد دریافت می‌کنند.

برخی از رقبا این کارمزدها را کاهش می‌دهند؛ ابزارهایی مانند Venmo و Cash App با کسر ۵ دلار، تجربه کاربری ساده‌ای را نسبت به چیزی که اساساً یک بانک در ذیل آن قرار می‌گیرد، ایجاد می‌کنند. سیستم‌هایی مانند Transferwise، از طریق شبکه‌ای از روابط بانکی، جابجایی پول واقعی به خارج را به حداقل رسانده و ارسال ارز به خارج از کشور را ارزان‌تر می‌کنند. آن‌ها کارمزد ثابتی در حدود ۱ دلار و کارمزد درصدی در حدود یک درصد از مبلغ تراکنش را دریافت می‌کنند که در هنگام ارسال پول از بریتانیا به منطقه اروپایی حدود ۷۹ درصد ارزان‌تر از بهترین گزینه بعدی است.

بیت‌کوین همچنین نقل و انتقالات بین‌المللی را متحول کرده است؛ زیرا طراحی منحصر به فرد آن باعث می‌شود تا محدودیت‌های نظارتی و تغییرات ارزی که پرداخت‌های برون‌مرزی را بسیار پرهزینه می‌کنند، نادیده گرفته شوند. در بیت‌کوین، کارمزد بر اساس تعداد کاربران دیگری که می‌خواهند همزمان بیت‌کوین ارسال کنند محاسبه می‌شود؛ اما در حال حاضر بدون توجه به حجم تراکنش، کمتر از ۱ دلار است. این بدان معناست که در هنگام انتقال پول، مبالغ قابل توجهی صرفه‌جویی می‌شود، زیرا به معنای واقعی کلمه می‌توان میلیاردها دلار را با صرف هزینه‌ای کمتر از یک دلار در هر مرزی جابه‌جا کرد.

کارمزد حساب

کارمزد حساب‌ها، از مزایای بانکداری به شمار می‌روند، به طوریکه اضافه‌‌برداشت‌ها، هزینه‌های نگهداری حساب و کارمزدهای مربوط به دستگاه‌های خودپرداز، از موارد رایج در این دسته هستند. بسیاری از ما زمانی که قبض در زمان نامناسبی بر حساب ما اعمال می‌شود و یا وقتی که نمی‌توانیم یک دستگاه خودپرداز درون شبکه‌ای پیدا کنیم، با این کارمزدها روبرو شده‌ایم.

کارمزدهای اضافه‌برداشت می‌توانند بیشتر شوند؛ به طوریکه طبق گزارش Bankrate در سال ۲۰۱۹ در ایالات متحده، میانگین کارمزد اضافه‌برداشت ۳۳.۳۶ دلار بوده است. این کارمزد از میانگین ۲۱.۵۷ دلار در سال ۱۹۹۸، افزایش یافته است.

هزینه‌های نگهداری ماهانه نیز رو به رشد بوده‌اند؛ به طوری که حساب‌های دارای بهره، به طور متوسط ​​۱۵.۰۵ دلار در ماه و سپرده‌های جاری بدون بهره ۵.۶۱ دلار در ماه هزینه دارند. اکثر بانک‌ها در صورتی که مشتری حداقل موجودی را در حساب خود نگه دارد، از این کارمزد چشم‌پوشی می‌کنند؛ اما حداقل موجودی‌ها نیز در حال افزایش هستند. هزینه متوسط ​​۷۱۲۳ دلار برای حساب سپرده بلند‌مدت و ۶۲۲ دلار برای سپرده‌های جاری است. برای آمریکایی‌های جوان و مجرد، میانگین مبلغ پس‌انداز تنها ۲۷۲۹ دلار است؛ که بسیار کمتر از حداقل میانگین لازم برای داشتن یک حساب سپرده بلندمدت بدون کارمزد ماهانه است.

هزینه‌های دستگاه خودپرداز که اغلب هنگام برداشت پول از دستگاه‌های خارج از شبکه دریافت می‌شود، می‌تواند چندین دلار باشد. به طور متوسط، این کارمزدها در حدود ۴.۷۲ دلار برای هر برداشت از دستگاه خودپرداز است. این مبلغ، بالاترین سطح در ۲ دهه گذشته و بیش از دو برابر سال ۱۹۹۸ است.

کارمزد نهایی که یک کارمزد پنهان است، به صورت نرخ بهره منفی اعمال می‌شود. نرخ‌های بهره منفی که در مناطق اروپایی برای انواع خاصی از حساب‌ها اجرا می‌شود و در ایالات متحده نیز مورد بحث قرار گرفته است، به این معناست که سپرده‌گذاران به منظور پس‌انداز پول خود، باید هزینه پرداخت کنند. با در نظر گرفتن نرخ بهره منفی اسمی، شاهد کاهش مانده حساب خود در طول زمان خواهید بود. امروزه، با توجه به این که حساب‌ها سود کمتری نسبت به تورم پرداخت می‌کنند، در واقع در هر بانکی در کشورهای توسعه یافته نرخ بهره منفی حقیقی داریم. این بدان معناست که پول شما در بانک قدرت خرید خود را با گذشت زمان از دست می‌دهد؛ حتی اگر شما آن پول را به بانک قرض بدهید تا آن‌ها بتوانند آن را به شکل وام اعطا کرده و از آن سود کسب کنند.

مشاوره مالی و مدیریت سرمایه

مشاوره مالی و مدیریت سرمایه به معنای کمک به مشتریان برای سرمایه‌گذاری وجوه خود است. به‌جای واریز وجوه به حساب بانکی و کسب نرخ بهره ثابت، این سرویس به مشتریان اجازه می‌دهد تا نقش فعال‌تری در نحوه سرمایه‌گذاری وجوه خود در دارایی‌های مالی مختلف داشته باشند.

این خدمات همچنین می‌تواند شامل برنامه‌ریزی برای امور مربوط به بازنشستگی و املاک باشد که شامل ترکیبی از درک قوانین امور مالی، وراثت و همچنین بازارهای مالی و طبقات دارایی می‌شود.

باید به این نکته توجه داشت که مشاوران روبو (Robo advisors) ، با وعده بازدهی ثابتی که از بازدهی ارائه شده توسط یک مدیر سرمایه انسانی قابل اطمینان‌تر بوده و همچنین از بازدهی یک حساب پس‌انداز دارای بهره نیز بالاتر است، از لیست ارائه‌دهندگان این خدمات حذف می‌شوند. مشاوران روبو با خودکارسازی اکثر فرآیندهای سرمایه‌گذاری و مدیریت پول و با هزینه کم، بازدهی را برای مشتریان به حداکثر می‌رسانند.

(توضیح: مشاوران روبو پلتفرم‌های دیجیتالی هستند که خدمات برنامه‌ریزی خودکار بر پایه‌ی الگوریتم را با حداقل یا بدون نظارت انسانی ارایه می‌دهند.)

خدمات کارگزاری

ارائه دسترسی مشتریان به بازارهای مالی یکی دیگر از منابع درآمدی برای بانک‌ها است. پیش از پیدایش اینترنت، تنها راه خرید و معامله سهام، کالاها، اوراق قرضه و ارز از طریق یک کارگزاری بود که برای اجرای سفارشات معامله‌گران در بازار، کارمزد دریافت می‌کردند.

اما به مرور تجارت الکترونیک، چارلز شواب (Charles Schwab) و سایر کارگزاران آنلاین روی کار آمدند که به افراد اجازه می‌دادند سفارش‌های خود را با هزینه ثابت کم، مانند ۵ یا ۱۰ دلار به انجام برسانند. این شرکت‌های متصدی، امروزه رقیبانی دارند که معاملات سهام را در پلتفرم‌ها و اپلیکیشن‌های کاربردی ارائه می‌دهند.

ادغام و تملک

یکی از سرویس‌هایی که بانک‌ها جدا از فعالیت‌های مرتبط با بانک‌داری خرد انجام می‌دهند، مشاوره ادغام و تملک است. این مشاوره شامل خدماتی می‌شود که بسیاری از بانک‌ها به شرکت‌هایی ارائه می‌دهند که مایل به ادغام یا خرید سایر مشاغل هستند. بانک‌ها به تعیین ارزش شرکت‌ها کمک می‌کنند تا مذاکرات و ایجاد یک قرارداد خرید یا ادغام نهایی به نتیجه برسد. آن‌ها همچنین به شرکت‌ها مشاوره می‌دهند تا گزینه‌های تأمین مالی را پیدا کنند؛ زیرا جذب سرمایه اغلب برای تملک یا ادغام امری ضروری محسوب می‌شود. کارمزد این خدمات معمولاً درصد کمی از حجم کل معامله است.

تجدید ساختار

نیاز یک کسب‌وکار به تجدید ساختار مالی زمانی رخ می‌دهد که در پرداخت بدهی‌های خود با مشکل مواجه شود. در این حالت، هم کسب‌وکار و هم طلبکاران، خواهان ادامه پرداخت‌ها و عملیات تجاری هستند؛ بنابراین بانک‌ها می‌توانند به هر دو طرف کمک کنند تا در مورد چگونگی تغییر وضعیت بدهی برای به حداکثر رساندن ارزش به توافق برسند. نقش بانک شامل ایجاد مدل‌های جریان نقدی برای کسب‌وکار، بررسی سلامت کسب‌وکار و احتمالاً کمک برای جلوگیری از روند ورشکستگی، می‌شود. معمولاً طی این روند، کارمزد مشخصی وجود دارد که درصدی از اندازه دارایی که ساختار آن در حال تغییر است، به آن اضافه می‌شود.

عرضه اولیه سهام و جذب سرمایه

زمانی که کسب‌وکارها می‌خواهند از طریق عرضه اولیه سهام (Initial Public Offering) و یا از طریق انتشار اوراق قرضه جذب سرمایه کنند، بانک‌ها می‌توانند به آن‌ها در انجام این کار یاری برسانند. از طریق هر دوی این فرآیندها، بانک‌ها کسب‌وکار را ارزش‌گذاری کرده و ساختار محصول مالی را تعیین می‌کنند (سهام یا حقوق صاحبان سهام، اوراق قرضه یا وام)؛ سپس به فروش آن محصول به سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند. این محصولات به شرکت‌های سهامی خاص، صندوق‌های بازنشستگی و سایر بنگاه‌های مالی فروخته می‌شوند که در ادامه به اعطاکنندگان وام و سرمایه‌گذاران در کسب‌وکار تبدیل می‌شوند. کارمزد این خدمات معمولاً درصد کمی از حجم کل معامله است.

گاهی اوقات بانک‌ها در این معاملات، با خرید و فروش مجدد سهام یا اوراق قرضه، ریسکی فراتر از ارائه خدمات مشاوره‌ای در ازای کارمزد را می‌پذیرند. به عنوان مثال، یک بانک ممکن است برای کمک به عرضه اولیه سهام، نسبت به خرید ۱۰۰ هزار سهم از یک کسب‌وکار به قیمت هر سهم ۱۴ دلار اقدام کند؛ زیرا معتقد است که می‌تواند هر کدام از آن سهام را به قیمت ۱۶ دلار به سرمایه‌گذاران شبکه خود بفروشد.

تا به اینجا، ۱۲ روش کسب درآمد توسط بانک‌ها را بررسی کردیم. با این حال، بسیاری از این منابع درآمدی مستلزم آن است که بانک‌ها مقدار زیادی ذخایر را در اختیار داشته باشند تا بتوانند وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌های زیادی را که می‌خواهند انجام دهند، تأمین کنند. سپرده‌ها یکی از راه‌های دریافت منابع مالی هستند؛ اما روش‌های دیگری نیز برای افزایش ذخایر بانک‌ها وجود دارد که اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

بیشتر بخوانید: سیاست مالی چیست و چگونه کار می‌کند؟

انواع تأمین مالی بانک‌ها

اعطای وام که بزرگترین جریان درآمدی برای بانک‌ها محسوب می‌شود؛ آن‌ها را ملزم می‌کند‌ تا به منظور انجام این کار، وجه دریافت کنند. در سیستم بانک‌داری ذخیره کسری، این وجوه به عنوان ذخایر نگهداری می‌شوند که باید درصدی از کل دارایی‌ها، وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌های معوق آن‌ها را تشکیل دهند. این درصد معمولا برای اکثر بانک‌ها ۱۰ درصد است. به دلیل اعمال کنترل در استفاده از این ذخایر، برای میزان اعتبار یک بانک و تعداد سرمایه‌گذاری‌هایی که می‌تواند انجام دهد، سقف مشخصی تعیین می‌شود.

کارمندان بانک معمولا بر اساس حجم وام‌هایی که اعطا می‌کنند یا سرمایه‌گذاری‌هایی که انجام می‌دهند، پاداش دریافت می‌کنند، بنابراین بدون این الزام، محدودیتی در ایجاد اعتبار وجود نخواهند داشت. اگر یک بانک اعتبار بیش از حد ایجاد کند، مطالبات زیادی برای ذخایرش به وجود می‌آید و خطر ورشکستگی آن به دلیل اعطای وام‌های زیاد و یا سرمایه‌گذاری اشتباه به شدت افزایش می‌یابد.

هرچه جذب سرمایه برای بانک‌ها آسان‌تر باشد؛ درنتیجه با اعطای اعتبار بیشتر، ریسک‌ بیشتری را متحمل می‌شوند. بانک‌ها به منظور تأمین ذخایر مورد نیاز خود روش‌های مختلفی برای جذب سرمایه دارند:

۱. سپرده‌های مشتری

سپرده‌های مشتری، حساب‌های جاری و پس‌اندازی هستند که توسط افراد و مشاغل نگهداری می‌شوند. بسیاری از این حساب‌ها در کشورهای توسعه یافته، در سطح فدرال بیمه شده‌اند تا حتی در صورت ورشکستگی بانک، مشتریان وجوه خود را پس بگیرند.

۲. بدهی‌های عمده

بدهی‌های عمده، شامل وام‌های بدون سپرده مثل خرید از سرمایه‌گذاران یا ارائه اوراق قرضه توسط بانک می‌شوند. این بدهی مانند سپرده‌های مشتریان، نرخ بهره مشخصی را برای بانک ایجاد می‌کند. این بدهی مانند سپرده‌های مشتریان بیمه نمی‌شود و به ‌عنوان یک منبع تأمین مالی برای بانک، بیش از سپرده‌ها دارای نوسان است. بر طبق گزارش ارنست اند یانگ، بدهی عمده ۱۱ درصد از کل بودجه متوسط ​​بانک را تشکیل می‌دهد که این رقم برای بانک های متمرکز بر معامله‌گری و سرمایه‌گذاری به ۱۸ درصد افزایش می‌یابد.

۳. وام بین بانکی

وام بین بانکی به اعطای وام یک بانک به بانک دیگر اشاره دارد که معمولاً برای پوشش ذخایر مورد نیاز در مدت زمان بسیار کوتاه، حتی یک شب، اتفاق می‌افتد. این وام‌ها اغلب پیش از بحران مالی به وثیقه نیاز نداشتند، اما پس از آن اغلب با وثیقه‌های معتبر مانند اوراق دولتی (اوراق خزانه در ایالات متحده) تضمین می‌شوند.

بازار رپو (repo market)، در اجرای سیاست‌های پولی از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا بانک‌های مرکزی در این بازار مداخله می‌کنند و به بانک‌ها اجازه دستکاری نرخ بهره را برای این وام‌های یک شبه می‌دهند و این امر در ادامه، بر نرخ بهره سایر محصولات مالی ارائه‌شده توسط بانک‌ها نیز تأثیر می‌گذارد. نرخ هدف تعیین‌شده توسط بانک مرکزی، به عنوان نرخ وجوه فدرال رزرو در ایالات متحده، LIBOR در انگلستان و Euribor در منطقه اروپا شناخته می‌شود.

بانک‌های مرکزی در این بازار منحصربه‌فرد هستند، زیرا می‌توانند ذخایر را ایجاد کرده و آن‌ها را به عنوان وام به بانک‌ها اعطا کنند؛ به‌طوریکه هیچ محدودیتی در توانایی آن‌ها برای چاپ پول و تزریق آن در سیستم مالی وجود ندارد.

نیل کشکاری (Neel Kashkari)، مدیر فدرال رزرو میناپولیس (Minneapolis Federal Reserve)، در مورد این که چگونه فدرال رزرو می‌تواند پول نقد مورد نیاز بانک‌ها را در مواقع فشار اقتصادی تأمین کند می‌گوید:

«دلیل اساسی وجود فدرال رزرو همین است؛ تا مطمئن شود که نقدینگی وجود دارد.»

این امر منجر به وضعیتی می‌شود که بانک‌ها برای پذیرش ریسک‌های بیشتر تشویق ‌شوند، زیرا مطمئن هستند که بانک‌های مرکزی برای افزایش ذخایر مورد نیازشان مداخله خواهند کرد. به دلیل بحران مالی سال ۲۰۲۰، فدرال رزرو همچنین الزام وجود ۱۰ درصدی ذخایر را در ایالات متحده حذف کرد؛ به این معنی که بانک‌های آمریکایی دیگر ملزم به نگه داشتن ذخایر به عنوان پشتیبان سپرده‌های خود نیستند. در واقع برای اعطای وام، سرمایه‌گذاری و فعالیت معاملاتی آن‌ها، عملاً محدودیتی وجود ندارد.

۳ مدل اولیه کسب‌وکار بانک‌داری

علی‌رغم تمام روش‌هایی که بانک‌ها می‌توانند از طریق آن درآمدزایی کنند، اکثر آن‌ها به دلیل محدودیت‌های نظارتی به چند دسته تقسیم می‌شوند. بانک تسویه بین‌المللی، سه مدل کلیدی آن‌ها را از داده‌های مرتبط با درآمد و منابع مالی شناسایی کرده است:

  • تأمین خرد
  • تأمین عمده
  • بانک‌های معامله‌گر

بانک‌هایی که تأمین خرد دارند، بانک‌هایی هستند که مشتریان عمدتاً از طریق سپرده‌هایی که تحت بیمه هستند مانند بیمه فدرال، چک‌های حقوقی خود را در آنجا ذخیره می‌کنند. این بانک‌ها بیشتر سود خود را با اعطای وام به افراد و مشاغل کسب می‌کنند. این دسته شامل بانک‌های اجتماعی کوچک تا بانک‌های بزرگ جهانی مانند جی‌پی مورگان چیس (JP Morgan Chase) می‌شود.

بانک‌هایی که تأمین عمده دارند، به طور مشابه بیشتر درآمد خود را از طریق اعطای وام دریافت می‌کنند؛ اما برای برآورده کردن ذخایر مورد نیاز خود بیشتر به وام‌های بین بانکی و بدهی‌های عمده متکی هستند. گزارش بانک تسویه بین‌المللی اشاره می‌کند که بانک‌ها اغلب با توجه به وضعیت کلی اقتصادی، بین مدل‌های کسب‌وکار خرد و عمده‌ جابجا می‌شوند؛ یعنی زمانیکه شرایط مناسب است، تأمین مالی به صورت عمده‌ اغلب می‌تواند راه سریع‌تری برای رشد ذخایر و در نتیجه اعتبار و سود، نسبت به سپرده‌های جدید باشد.

مشخصه اصلی بانک‌های معامله‌گر، تمرکز آن‌ها بر سرمایه‌گذاری و معامله سهام، اوراق قرضه و کالاها است و در عین حال از طریق بازارهای بدهی عمده و سرمایه‌گذاری‌های سهام، درآمد کسب می‌کنند. عملکرد این بانک‌ها در بسیاری از موارد، مشابه صندوق‌های پوشش ریسک و یا شرکت‌های سهامی خاص است.

هر سه نوع این بانک‌ها ممکن است با توجه به نیازهای مشتریان اصلی، خدمات خود را ارائه کرده و از کارمزد مربوط به آن‌ها درآمد کسب کنند؛ برای مثال، بانک‌هایی که بر منابع خرد تمرکز دارند، ممکن است خدمات مدیریت سرمایه بیشتری را ارائه دهند؛ در حالیکه بانک‌های معامله‌گر ممکن است بر خدمات مشاوره عرضه اولیه سهام (IPO) و یا تجدید ساختار بدهی متمرکز شوند.

در خاتمه

بانک‌ها صرفاً واسطه‌های مالی هستند که با توجه به تخصصی که در کسب‌وکار دارند، پس‌انداز کنندگان را به متقاضیان وام ارتباط می‌دهند. با این حال، آن‌ها به قدری در سیستم پولی امروز یکپارچه هستند که با ایفای نقش عظیم در ایجاد وجه از طریق اعطای وام و ذخیره سرمایه افراد و مشاغل، به‌عنوان نهادهای ترکیبی عمل می‌کنند و این اجازه را دارند تا به صورت اختصاصی سود کسب کرده و در عین حال زیان‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.

این به معنای زیادی بزرگ برای ورشکسته شدن است و مشکل ذاتی یک سیستم پولی متمرکز را آشکار می‌کند که در آن گروه کوچکی از سرمایه‌داران و سیاستمداران، توانایی ایجاد ارز به دلخواه خود را دارند. در حالیکه یک سیستم بانکی مبتنی بر پول قوی مانند طلا یا بیت‌کوین به جای تمایل به خروج پول از بانک‌های مرکزی، دارای نرخ بهره معقول و متناسب با بازار آزاد بوده و مانند یک سیستم بانکی عمل می‌کند که با توجه به تمایل طبیعی کسب‌وکارها، برای بقا و رشد آن‌ها تنظیم می‌شود.

(توضیح: بیش از حد بزرگ شده برای ورشکسته شدن یا نظریه زیادی بزرگ برای ورشکسته شدن (Too big to fail) مدعی است که برخی از موسسات به‌خصوص مالی، آن‌قدر بزرگ و به هم متصل هستند که ورشکسته‌شدن یا عدم موفقیت‌شان می‌تواند برای سیستم اقتصادی بزرگ‌تر فاجعه‌بار باشد؛ بنابراین هنگامی که آثار و امکان ورشکستگی آن‌ها نمایان می‌شود، اجباراً از سوی برخی دولت‌مردان حمایت می‌شوند.)

با قانون ۸۰/۲۰ در ترید و فارکس چگونه مسیر صحیح را بیابیم؟

آیا تا به حال شنیده‌اید که بیشتر حجم پول در جهان در اختیار اقلیت مردم است؟ و یا در مورد این نکته توجه کرده‌اید که بیشتر افراد تمایل دارند در فواصل کوتاه با بهره‌وری بالا کار کنند، در حالیکه اکثر آنها در بازه‌های زمانی طولانی و بازدهی کم فعالیت دارند. یک اصل اساسی وجود دارد که می‌تواند برای توصیف چنین رخدادهایی استفاده شود که آن را به عنوان اصل پارتو ( Pareto principle) یا “قانون ۸۰/۲۰” می‌شناسند.

ممکن است برخی با قانون ۸۰/۲۰ آشنایی داشته باشند، اما حتی عده‌ای نام این قانون را هم نشنیده‌اند. برای کسانی که اطلاعاتی در مورد آن ندارند، بر طبق آنچه که در ویکی‌پدیا ذکر شده است، این نام‌گذاری به افتخار اقتصاددان ایتالیایی ویلفردو پارتو بوده است، شخصی که در سال ۱۹۰۶ پی برد که ۸۰ درصد از زمین‌های موجود در ایتالیا متعلق به ۲۰ درصد جمعیت کشور است. وی در ادامه با مشاهده اینکه ۸۰ درصد از کل نخود موجود در باغ شخصی‌اش تنها در ۲۰ درصد از غلاف نخود وجود دارند، این قاعده را توسعه داد. قانون ۸۰/۲۰ در مطالعات بازرگانی، فروش، اقتصاد و بسیاری از زمینه‌های دیگر رایج است. با این حال، امروز در این مقاله قصد داریم درباره نحوه اعمال قانون ۸۰/۲۰ در معاملات و تأثیر مثبت قابل توجهی که «ذهنیت ۸۰/۲۰» می‌تواند بر عملکرد معاملاتی شما داشته باشد، بحث کنیم.

قانون 80/20 در فارکسچگونه قانون ۸۰/۲۰ در معاملات شما اعمال می‌شود؟

قانون ۸۰/۲۰ یک علم و استنباط دقیق نیست، اما راهی بسیار موثر برای درک بسیاری از جنبه‌های تجارت و نحوه تطابق آنها با یکدیگر است. همچنین تمام نسبت‌های ۸۰/۲۰ که در ادامه مورد بحث قرار می‌گیرند، باید به عنوان نسبت‌های تقریبی در نظر گرفته شوند. این نسب‌ها در واقع می‌توانند ۷۵/۲۵ یا ۹۰/۱۰ و غیره باشند.

‌”این قانون به این معنی است که ۸۰ درصد از نتایج، از ۲۰ درصد ورودی‌های (تلاش‌های) شما حاصل می‌شود. همانطور که پارتو در تحقیقات خود نشان داد، این قاعده به معنایی بسیار تقریبی به نسبت ۸۰/۲۰ نزدیک است، اما در بسیاری از موارد، این نسبت می‌تواند بسیار بالاتر باشد. برای مثال، نسبت ۹۹/۱ ممکن است به واقعیت نزدیک‌تر باشد.”

یارو استارک (Yaro Starak)

اما از آنجاکه در معاملات قانون ۸۰/۲۰ بیشتر شبیه ۹۰/۱۰ یا گاهی اوقات حتی ۹۹/۱ است. احتمالا چند بار تاکنون شنیده‌اید که “۹۰٪ معامله‌گران ضررده هستند و فقط حدود ۱۰٪ سود مستمر دارند”. در حالی که مشخص کردن نسبت دقیق معامله‌گرانی که پول درمی‌آورند در مقابل کسانی که پول از دست می‌دهند تقریباً غیرممکن است، اما احتمالاً این عدد بین ۸۰/۲۰ و ۹۵/۵ خواهد بود. آیا تا به حال از خود سوال کرده‌اید چرا معامله‌گری ظاهرا آنقدر دشوار است که ۸۰ یا ۹۰ درصد از معامله‌گران ضررده هستند؟ قطعا به این موضوع فکر کرده‌اید و جواب آن را در ادامه‌ی مقاله می‌توانید پیدا کنید:

معامله‌گری، حرفه‌ای است که در آن عبارت “هر چه کمتر، بهتر” معنی پیدا می‌کند، اما برای اکثر مردم بسیار دشوار است که با پذیرش موارد زیر به این واقعیت دست یابند:

  • ۸۰ درصد معاملات باید ساده و تقریباً بدون دردسر باشد، و تنها ۲۰ درصد است که دشوار هستند.
  • ۸۰ درصد سود، از ۲۰ درصد معاملات حاصل می‌شود.
  • ۸۰ درصد از مواقع بازار ارزش معامله را نداشته و تنها ۲۰ درصد از موقعیت‌های معاملاتی، ارزش ورود دارد.
  • ۸۰ درصد از مواقع نباید معامله کنید و در ۲۰ درصد باقیمانده، باید در بازار حضور داشته باشید.
  • ۸۰ درصد از معاملات باید در تایم فریم روزانه باشد و تنها ۲۰ درصد از معاملات باید در تایم فریم‌های دیگر انجام شود.
  • ۸۰ درصد موفقیت در معاملات، نتیجه مستقیم روانشناسی معاملات و مدیریت سرمایه است و تنها ۲۰ درصد موفقیت، ناشی از استراتژی یا سیستم معاملاتی است.

بیایید هر یک از نکات بالا را کمی عمیق‌تر بررسی کنیم و ببینیم که چگونه می‌توانیم آنها را در معاملات خود به کار بگیریم:

۸۰ درصد معاملات باید ساده و تقریباً بدون دردسر باشد، و تنها ۲۰ درصد است که دشوار هستند

مورد اول، بسیار آسان است. بیشتر کاری که ما به‌عنوان معامله‌گر انجام می‌دهیم، این است که جلوی رایانه‌های خود می‌نشینیم و به افزایش، کاهش یا رنج‌زدن قیمت‌ها نگاه می‌کنیم. انجام این کار بر اساس معیارهای هیچ شخصی، دشوار نیست. شما می‌توانید یک کودک ۵ ساله را در مقابل نمودار قرار دهید و از آنها بپرسید که مسیر بعدی قیمت کجاست و احتمالاً بیشتر اوقات درست متوجه می‌شوند. نکته اینجاست که تعیین جهت بازار و یافتن معاملات سخت نیست، معامله‌گران آن را سخت می‌کنند.

استراتژی معاملاتی که استفاده می‌کنید نیازی به الگوریتم‌های پیچیده رایانه‌ای، شمارش امواج یا تفسیر انبوهی از اندیکاتورها ندارد. در واقع، اکثر معامله‌گران با امتحان کردن روش‌های معاملاتی متعدد، زیر بار داده‌ها تسلیم شده و باید زمان طولانی سپری شود تا بفهمند که در حال پیچیده کردن یک روند ساده هستند.

بخش بخش اصلی دشواری معامله‌گری، کنترل خود از طریق معامله نکردن زیاد، ریسک نکردن بیش از حد در هر معامله، عدم بازگشت به بازار و باز کردن معامله جدید پس از یک سود یا ضرر بزرگ و موارد دیگر است. به طور خلاصه، کنترل رفتار، احساسات، طرز فکر و همچنین مدیریت صحیح سرمایه، سخت‌ترین بخش‌های معامله‌گری را تشکیل می‌دهند. احتمالاً معامله‌گران حدود ۲۰٪ از زمان خود را صرف تمرکز بر روی این جنبه‌های دشوار معامله‌گری می‌کنند، در حالیکه باید حدود ۸۰٪ از زمان را به این امور اختصاص دهند.

۸۰ درصد سود از ۲۰ درصد معاملات حاصل می‌شود

باید در نظر داشت که بیشتر سود معاملات، از درصد کمی از معاملات حاصل می‌شود. نکته‌ی مهم در این بخش این است که میزان حد ضرر خود را باید به گونه‌ای تعیین کنید که با میزان ارزش دلاری آن راحت هستید و توانایی پذیرش آن مقدار ضرر را دارید. در معاملات خود مقدار ریسک به پاداش (Risk/Reward) را حداقل ۳ انتخاب کنید تا بتوانید آزادی عمل بیشتری در انجام معاملات داشته باشید. به این ترتیب، حتی اگر معاملات ضررده بیشتری نسبت به معاملات سودده خود داشته باشید، باز هم می‌توانید در پایان سال بازدهی بسیار خوبی داشته باشید.

۸۰ درصد از مواقع بازار ارزش معامله را نداشته و تنها ۲۰ درصد از موقعیت‌های معاملاتی، ارزش ورود دارد

اکثر معامله‌گران تمایل دارند که تعداد معاملات زیادی را داشته باشند و این تصادفی نیست که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد آنها پول خود را از دست می‌دهند، زیرا بیش از حد معامله می‌کنند. این دسته از معامله‌گران به اندازه کافی صبور یا منضبط نیستند که منتظر بمانند تا استراتژی آنها مورد تایید قرار بگیرد و به آنها یک سیگنال ورود با احتمال موفقیت بالا بدهد.

آیا ارتباط بین این واقعیت را متوجه می‌شوید که حدود ۸۰ درصد معامله‌گران در همان مدت زمانی که بازار واقعاً ارزش معامله کردن را ندارد، پول خود را از دست می‌دهند؟ بازارها بسیار تغییر می‌کنند و در بسیاری از مواقع معامله‌ کردن بی‌معنی است. به عنوان یک معامله‌گر، وظیفه ما این است که حرکات قیمت را تجزیه و تحلیل کنیم و نظم و انضباط داشته باشیم که در جریانات بی معنی قیمت اقدام به معامله نکنیم و منتظر شرایط مساعد بازار (۲۰ درصد) باشیم که ارزش ورود به معامله را دارد. اصلی‌ترین موردی که حرفه‌ای‌ها را از مبتدی‌ها در معامله‌گری متمایز می‌کند، صبر است و نه خرید و فروش بیش از حد. اکثر معامله‌گران با معامله کردن بیش از حد، مزیت معاملاتی خود را از بین می‌برند و در نتیجه، به جای اینکه منتظر ۲۰ درصد شرایط مناسبی باشند که بازار واقعا ارزش ورود را دارد، ۸۰ تا ۱۰۰ درصد مواقع بدون اینکه کمترین کنترلی بر احساسات خود داشته باشند، اقدام به باز کردن معامله می‌کنند.

معامله‌گران باید قانون ۸۰/۲۰ را در معامله‌گری به خاطر بسپارند. اگر فکر می‌کنید که حدود ۸۰ درصد از مواقع در حال ترید کردن هستید، باید عادات معاملاتی خود را ارزیابی کرده و تنها در ۲۰ درصد مواقع معامله کنید و ۸۰ درصد دیگر را نظاره‌گر بازار باشید!

۸۰ درصد از معاملات باید در تایم فریم روزانه باشد و تنها ۲۰ درصد از معاملات باید در تایم فریم‌های دیگر انجام شود

در اینجا به بررسی دلایلی که چرا تمرکز بر نمودارهای روزانه بسیار مفیدتر از تایم فریم‌های پایین‌تر است، پرداخته نمی‌شود؛ اما ارتباطی مستقیم با قانون ۸۰/۲۰ وجود دارد. اکثر معامله‌گران درگیر معاملات نمودارهایی با تایم فریم پایین‌تر هستند و بیشتر آنها پول خود را از دست می‌دهند، زیرا احتمالاً فقط ۲۰٪ از معامله‌گران بر روی نمودارهایی با تایم فریم بالاتر مانند نمودار روزانه تمرکز می‌کنند و درآمد ثابتی دارند. اکثر معامله‌گران تمایل دارند که حرکات دقیق و جزیی قیمت را در تایم فریم‌های کوچکتر تماشا کنند، درست مثل اینکه گویا با اعداد متحرک و رنگ‌های چشمک‌زن مسحور می‌شوند. متأسفانه، این امر برای بسیاری از معامله‌گران تا حدودی به یک اعتیاد تبدیل می‌شود که به سرعت حساب‌های آنها را به نابودی می‌کشاند.

۸۰ درصد موفقیت در معاملات، نتیجه مستقیم روانشناسی معاملات و مدیریت سرمایه است و تنها ۲۰ درصد موفقیت، ناشی از استراتژی یا سیستم معاملاتی است

تا به اینجا مطرح شد که چگونه می‌توان از طریق مدیریت سرمایه و نسبت ریسک به پاداش مناسب، کسب درآمد کرد. البته گفته نشد که شما به عنوان یک معامله‌گر می‌توانید بدون داشتن استراتژی، معاملاتی موثر در تمام زمان‌ها داشته باشید، زیرا مدیریت سرمایه و کنترل احساسات بسیار مهم‌تر از یافتن یک سیستم معاملاتی است. در معامله‌گری به دنبال جام مقدس نباشید!

معامله‌گر باید ۸۰٪ از زمان و انرژی خود را بر روی مدیریت سرمایه، روانشناسی معامله و انضباط در معامله‌گری بگذارد و حدود ۲۰٪ بر روی تجزیه و تحلیل نمودارها متمرکز شود. اگر این کار به‌طور مداوم صورت بگیرد، تغییرات بسیار مثبتی در روند معاملاتی مشاهده خواهد شد.

استفاده از یک روش معاملاتی مؤثر که درک و پیاده‌سازی آن نیز آسان باشد، به شما شفافیت ذهنی و زمان کافی می‌دهد تا ۸۰ درصد روی مدیریت سرمایه و نظم و انضباط تمرکز داشته باشید و تنها ۲۰ درصد از انرژی ذهنی خود را صرف تجزیه و تحلیل بازارها و یافتن موقعیت معاملاتی بکنید. بسیاری از معامله‌گران هرگز حتی به این نقطه نمی‌رسند، زیرا هنوز در تلاشند تا بفهمند که چگونه می‌توانند درک درستی از سیستم معاملاتی خود داشته باشند.

بیشتر بخوانید: استراتژی معامله‌ در فارکس به چه معناست؟

قانون 80/20با قانون ۸۰/۲۰ چگونه مسیر صحیح را بیابیم؟

تاریخچه معاملات خود را از ابتدای سال تا به امروز مرور کنید تا متوجه شوید چه تعداد از ضررهایی که متحمل شده‌اید در معاملاتی بوده که بر طبق برنامه معاملاتی انجام شده و چه تعداد در نتیجه معاملات تصادفی از نوع احساسی و قمارگونه بوده است. با انجام این کار پی می‌برید که تقریبا ۸۰% از ضررهای شما در مواقعی بوده است که از روی احساسات وارد بازار شده‌اید و تنها ۲۰% مرتبط با استراتژی شماست!

مفهوم کلی این قانون این است که شما می‌توانید با اجتناب از معاملات هیجانی، حدود ۸۰ درصد از ضررهای معاملاتی خود را کاهش دهید. اولین گام برای معامله با “ذهنیت ۸۰/۲۰” تسلط بر یک استراتژی معاملاتی ساده است. با انجام این کار پایه و اساس لازم را بدست می‌آورید تا زمان خود را بیشتر صرف عوامل واقعی پول‌ساز، یعنی مدیریت سرمایه و کنترل وضعیت ذهنی خود بکنید. بنابراین، در صورتیکه قانون ۸۰/۲۰ در معاملات با ترکیب یک استراتژی معاملاتی ساده و تمرکز قوی بر مدیریت سرمایه و روانشناسی به بهترین وجه اعمال شود، هم‌افزایی این دو عامل، ترکیب بسیار قوی برای کسب درآمد در بازار ایجاد می‌کند.

ابزار TPI چیست و چگونه می‌تواند مانع از واگرایی مالی کشورهای ناحیه یورو شود؟

بانک مرکزی اروپا

بانک مرکزی اروپا (ECB) در ماه جولای از یک “ابزار حفاظت از مکانیزم انتقال” (Transmission Protection Instrument یا TPI) جدید رونمایی کرد تا اطمینان حاصل کند که هزینه‌های استقراض کشورهای عضو ناحیه یورو به اندازه‌ای که سیاست پولی را ناکارآمد کند، واگرایی نداشته باشد.

بانک مرکزی اروپا این ابزار را همزمان با اعلام افزایش ۰.۵ درصدی نرخ بهره برای مقابله با انتظارات تورمی ارائه کرد. به دلیل دورنمای اقتصادی نامشخص در پی تهاجم روسیه و افزایش قیمت انرژی، نرخ بهره اوراق قرضه دولتی کشورهای ناحیه یورو در ماه‌های گذشته، واگرایی داشته‌اند.

از آنجایی که کشورهای عضو ناحیه یورو دارای سطوح متفاوتی از بدهی عمومی هستند، افزایش نرخ بهره بر آنها تأثیرات متفاوتی دارد. افزایش نرخ بهره می‌تواند برای دولت ایتالیا که بدهی بالاتری نسبت به دولت آلمان دارد، هزینه بیشتری داشته باشد. علاوه بر این، سرمایه‌گذارانی که از ثبات مالی کشورهای عضو دارای بدهی بالا می‌ترسند، ممکن است به سمت اوراق قرضه دولتی آلمان که امن‌تر تلقی می‌شوند، روی بیاورند و در نتیجه تأثیر سیاست‌های پولی نابرابر را تشدید کنند.

به گفته بانک مرکزی اروپا، این تغییر نگرش در خرید اوراق ایجاد مشکل می‌کند، چرا که باعث می‌شود سیاست پولی آن تاثیر مورد نظر را در کل ناحیه یورو نداشته باشد. این مسئله را قرار است ابزار TPI حل کند. در بیانیه مطبوعاتی بانک مرکزی اروپا این طور آمده است که: «TPI تضمین می‌کند که موضع سیاست پولی، به آرامی به تمام کشورهای منطقه یورو منتقل شود».

TPI به بانک مرکزی اروپا این امکان را می‌دهد که عمدتاً اوراق قرضه دولتی کشورهایی از ناحیه یورو را خریداری کند که شرایط تامین مالی وخیمی را تجربه می‌کنند و از سوی عوامل بنیادی نیز تضمین نمی‌شوند. از آنجایی که بانک مرکزی اروپا از قدرت اجرایی بالایی برخوردار است، می‌تواند متعهد شود که اوراق قرضه دولتی ایتالیا خیلی گران نشوند.

با این حال، بانک مرکزی اروپا برای TPI معیارهای خاصی در نظر گرفته، که اگر دولت‌های ناحیه یورو بخواهند از آن استفاده کنند، باید آنها را رعایت کنند. به عنوان مثال، کشورها باید از چارچوب مالی اتحادیه اروپا پیروی کنند و مشمول یک رویه کسری بیش از حد نباشند. علاوه بر این، آنها نباید مشمول یک رویه عدم تعادل بیش از حد باشند تا کمیسیون اتحادیه اروپا بتواند در صورت عدم تعادل‌ بزرگ اقتصادکلان، این ابزار را راه‌اندازی کند. همچنین، بانک مرکزی اروپا اعلام کرد که ثبات مالی اعضا را نیز در نظر گرفته و بررسی می‌کند که آیا «سیاست‌های اقتصاد کلان سالم و پایدار» در این کشورها وجود دارند یا خیر.

با متعهد شدن به اجرای این معیارها، بانک مرکزی اروپا سعی دارد تا از انتقادات سیاستمداران و اقتصاددانانی که استدلال می‌کنند چنین ابزاری به کشورهایی که بدهی بالایی داشته و رفتار مالی مسئولانه‌ای ندارند آزادی عمل بیشتری می‌دهد‌، جلوگیری کند.

با این حال کلمنس فوست، اقتصاددان، معتقد است که مجموعه بزرگ معیارها حاکی از این هستند که “حمایت مالی از تک‌تک کشورهای عضو تا حد زیادی یک تصمیم اختیاری برای بانک مرکزی اروپا خواهد بود، و بیان کرد «این معیارها به اندازه کافی قانع کننده نیستند». وی افزود: “کشورهای مورد حمایت نه در برابر بازارها و نه از نظر سیاسی پاسخگو نخواهند بود.”

از طرف دیگر، سایر اقتصاددانان نظر مثبت‌تری نسبت به TPI دارند. پیتر بافینگر، پروفسور اقتصاد، در توییتر خود بانک مرکزی اروپا را به خاطر TPI ستایش کرد و گفت: «به نظر می‌رسد ابزاری هوشمندانه طراحی شده چرا که حمایت از بازار سرمایه را منوط به قوانین اتحادیه اروپا و خارج از حوزه سیاست پولی می‌کند.»

بررسی چارچوب حاکمیت اقتصاد کلان اتحادیه اروپا از پاییز ۲۰۲۱ آغاز شده و به همین جهت پیوند نزدیک‌تر حمایت پولی با چارچوب مالی اتحادیه اروپا، می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند.

قوانین مالی مدتها است که موضوعی بحث‌برانگیز در داخل اتحادیه اروپا بوده و دولت‌ها این مسئله را به بانک مرکزی اروپا واگذار کرده‌اند تا منطقه یورو را در طول بحران مالی حفظ کند. این موضوع اغلب بانک مرکزی اروپا را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد، چرا که باید از نظر سیاسی بی‌طرف باشد.

با مشروط کردن TPI به چارچوب مالی اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا همچنین بر دولت‌های این اتحادیه فشار می‌آورد تا از نظر سیاسی تصمیم بگیرند که تحت چه شرایطی همبستگی و انسجام ناحیه یورو حفظ شود.

شورای حکام بانک مرکزی اروپا

در ادامه به بررسی دقیق کلیه جزییات ابزار TPI می‌پردازیم:

شورای حکام اتحادیه اروپا ارزیابی کرده که ایجاد TPI برای حمایت موثر از سیاست انتقال پولی به ویژه در حالی که شورا به عادی سازی سیاست‌های پولی ادامه می‌دهد، ضروری است. ابزار TPI اطمینان حاصل می‌کند که موضع سیاست پولی به آرامی در تمام کشورهای ناحیه یورو منتقل شود. یکپارچگی سیاست پولی شورای حکام پیش‌شرطی است که بانک مرکزی اروپا بتواند به تعهدات خود برای ثبات قیمت عمل کند.

TPI وسیله‌ی جدیدی در جعبه ابزار بانک مرکزی اروپا خواهد بود و می‌تواند برای مقابله با جابجایی‌های مالی ناموجه و بی‌نظم بازار که تهدیدی جدی برای سیاست انتقال پولی در سراسر ناحیه یورو است، فعال شود. با حفاظت از مکانیسم انتقال، ابزار TPI به شورای حکام این امکان را می‌دهد که به طور مؤثری به وظایف خود در زمینه ثبات قیمت عمل کند.

با رعایت معیارهای تعیین‌شده، نظام یورو (Eurosystem) می‌تواند اوراق بهادار منتشر شده در حوزه‌هایی را که شرایط تامین مالی آنها بدتر شده، خریداری کند و بدین صورت با ریسک‌های مکانیزم انتقال تا حد لازم مقابله کند. مقیاس خرید TPI به شدت به ریسک‌های پیش‌روی سیاست انتقال پولی بستگی دارد. خریدها به برنامه‌های پیش‌بینی‌ شده محدود نمی‌شوند.

(نکته: نظام یورو (Eurosystem) مرجع قدرت پولی در منطقه یورو است و شامل کشورهای عضو اتحادیه اروپا است که یورو را به عنوان تنها واحد پول رسمی پذیرفته‌اند. بانک مرکزی اروپا (به اختصار ECB) طبق ماده ۱۶ اساسنامه خود حق انحصاری در صدور اسکناس یورو را دارد. کشورهای عضو می‌توانند سکه‌های یورو را صادر کنند، اما مبلغ و میزان آن باید از قبل توسط بانک مرکزی اروپا تایید شده باشد.)

پارامترهای خرید

خریدهای TPI بر اوراق بهادار بخش عمومی (اوراق بهادار بدهی قابل فروش صادر شده توسط دولت‌های مرکزی و منطقه‌ای و همچنین آژانس‌ها، همانطور که توسط ECB تعریف‌شده است) با سررسید باقی مانده بین یک تا ده سال متمرکز خواهد شد. در صورت لزوم، خرید اوراق بهادار بخش خصوصی می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.

مشمولیت

شورای حکام فهرستی از معیارها را در اختیار دارد تا ارزیابی کند، آیا حوزه‌هایی که نظام یورو ممکن است تحت ابزار TPI در آن خرید انجام دهد، سیاست‌های مالی و اقتصاد کلان سالم و پایداری را دنبال می‌کنند یا خیر. این معیارها برای تصمیم‌گیری شورای حکام موثر خواهند بود و به صورت پویا بر اساس ریسک‌ها و شرایطی که باید مورد توجه قرار گیرد، تنظیم می‌شوند.

به طور خلاصه، این معیارها عبارتند از:

  • مطابق با چارچوب مالی اتحادیه اروپا باشند.
  • عدم تعادل شدید در اقتصاد کلان وجود نداشته باشند.
  • ثبات مالی باید در نظر گرفته شود.
  • سیاست‌های اقتصاد کلان سالم و پایدار، برقرار باشند.

فعال سازی

تصمیم شورای حکام برای فعال‌سازی TPI بر اساس ارزیابی جامع اندیکاتورهای بازار و انتقال، ارزیابی معیارهای واجد شرایط بودن و قضاوت مبنی بر اینکه فعال‌سازی خریدهای تحت TPI متناسب با دستیابی به هدف اصلی بانک مرکزی اروپا است، خواهد بود. خریدها یا پس از بهبود پایدار در انتقال، یا بر اساس این ارزیابی که تنش‌های مداوم به دلیل شرایط فاندامنتال کشور است، خاتمه می‌یابند.

روش برخورد با صادر کننده اوراق (Creditor Treatment)

نظام یورو با اوراق قرضه صادر شده توسط دولت‌های ناحیه یورو که تحت ابزار TPI خریداری می‌شوند، رفتاری مشابه اعتبار دهندگان خصوصی یا سایر طلبکاران دارند. این رفتار مطابق با شرایط اوراق قرضه خریدارای شده تعیین می‌شود.

ارتباط با موضع سیاست پولی

در صورت فعال شدن ابزار TPI شورای حکام تلاش می‌کند، این ابزار با موضع سیاست پولی تداخل بالقوه‌ای نداشته باشد. بدین منظور شورای حکام، پیامدهای خرید TPI برای مقیاس کل سبد اوراق بهادار سیاست پولی نظام یورو و مقدار نقدینگی مازاد را بررسی می‌کند. خریدهای تحت TPI به گونه‌ای انجام می‌شوند که هیچ تأثیر دائمی بر ترازنامه کلی نظام یورو و در نتیجه بر روی موضع سیاست پولی نداشته باشند.

انعطاف‌پذیری در سرمایه گذاری مجدد PEPP

بسته PEPP، به عنوان اولین خط دفاعی برای مقابله با ریسک‌های مکانیسم انتقال مرتبط با همه‌گیری ویروس کرونا شناخته می‌شود. به همین دلیل انعطاف‌پذیری در این بسته همچنان ادامه خواهد داشت.

معاملات پولی قطعی (OMT)

OMT بخشی از جعبه ابزار نظام یورو است. شورای حکام این اختیار را برای انجام OMT برای کشورهایی که معیارهای لازم برای OMT را برآورده می‌کنند، حفظ می‌کند.

(نکته: OMT‌ها معاملاتی هستند که به موجب آن بانک مرکزی اروپا، اوراق مخاطره آمیز دولتی را خریداری می‌کند و با فروش سایر اوراق قرضه یا اسناد (Bill)، بدهی را خنثی می‌کند. بر خلاف استراتژی‌های قبلی، اوراق خریداری شده قدیمی (Senior) نخواهند بود. اگر کشوری مجبور به نکول شود، بانک مرکزی اروپا مانند هر سرمایه گذار دیگری ضرر خواهد کرد.)

(نکته: وام ارشد (senior debt) وامی که بازپرداخت اقساط آن نسبت به وام تبعی یا وام دست دوم (subordinate debt) اولویت بالاتری دارد.)

راهنما جامع انتخاب سیگنال در فارکس

یکی از موضوعات جذاب برای بسیاری از تازه‌ واردان بازار فارکس، انتخاب یک منبع سیگنال (signal) معتبر است؛ اما قبل از این که بتوانیم درباره جنبه‌های مربوط به نحوه انتخاب یک سیگنال‌دهنده فارکس به صورت عمیقی بحث کنیم، ابتدا باید بدانیم که سیگنال فارکس چیست و چگونه معامله‌گران می‌توانند آن را در برنامه معاملاتی خود پیاده سازی کنند.

سیگنال فارکس می‌تواند به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل بازارها در اختیار معامله‌گران قرار بگیرد. یک سیگنال فارکس، حاوی اطلاعات مشخصی مانند قیمت ورود و قیمت‌ حد ضرر و حد سود در مورد یک جفت ارز خاص است. یک معامله‌گر می‌تواند از این اطلاعات در تصمیمات معاملاتی خود استفاده کند. سیگنال‌دهندگان فارکس به طور معمول، هشدارهای معاملاتی خود را از طریق ایمیل، پیام کوتاه، وبسایت عضویت اعضا و یا اپلیکیشن تلفن همراه منتقل می‌کنند. شما بر اساس ترجیحات خود می‌توانید تمام موارد و یا هرکدام از روش‌های اعلان سیگنال را انتخاب نمایید.

در اکثر موارد، سیگنال‌های فارکس بصورت بلادرنگ توسط شرکت ارائه‌دهنده سیگنال ارسال می‌شوند. براساس روش ارائه سیگنال، هشدارهای معاملاتی می‌توانند شامل عوامل و ابزارهای متفاوتی باشند. به طور کلی، اکثر سیگنال‌دهندگان بر تحلیل نمودار تکنیکال، تحلیل اخبار فاندامنتال و یا ترکیبی از این دو تمرکز دارند. شما باید بدانید که سیگنال‌دهنده فارکس از کدام نوع تحلیل بازار برای تولید سیگنال‌های خود استفاده می‌کند تا بتوانید به راحتی از آن بهره ببرید.

چه کسی سیگنال می‌دهد؟

یک سیگنال‌دهنده فارکس کسی است که هشدارهای معاملاتی را برای اعضای خود در مورد جفت ارزهای خاص که فرصت معاملاتی بالقوه محسوب می‌شوند، صادر می‌کند. این سیگنال‌های معاملاتی زنده، معمولاً از لحاظ زمانی حساس بوده و فقط در یک دوره زمانی معین معتبر هستند. سیگنال‌دهندگان فارکس، ست‌آپ‌های معاملاتی را در سریع‌ترین زمان ممکن از طریق ایمیل، پیام کوتاه و یا سایر روش‌های ارتباطی به مشترکان خود ارسال می‌کنند.

سیگنال‌دهندگان فارکس به طور معمول بر اساس نحوه تولید ایده‌های معاملاتی خود، به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ تحلیل‌گران تکنیکال و تحلیل‌گران فاندامنتال.

  • تحلیل‌گران تکنیکال، تصمیمات معاملاتی خود را بر اساس تجزیه و تحلیل نمودار مانند سطوح حمایت و مقاومت، الگوهای شمعدانی (کندلی)، کانال‌های قیمت، ساختار بازار و یا سایر رویکردهای تکنیکال اتخاذ می‌کنند. بسیاری از تحلیل‌گران تکنیکال، دارای یک روش اختصاصی برای تجزیه و تحلیل بازارها هستند و افراد بسیار موفق، چندین سال زمان را به تحقیق و آزمایش روش خود بر اساس سوابق داده‌‌ها و شرایط بازار اختصاص داده‌اند.
  • تحلیل‌گران فاندامنتال، تصمیمات معاملاتی خود را بر اساس داده‌های اقتصادی و اخبار اتخاذ می‌کنند. این امر می‌تواند به صورت تجزیه و تحلیل نرخ بهره بلند‌مدت، تورم، سیاست بانک مرکزی، گزارشات مربوط به اشتغال، بررسی سنتیمنت و موارد دیگر باشد. برخی از آن‌ها معامله‌گران بلند‌مدت هستند؛ در حالی که بسیاری دیگر معامله‌گران کوتاه‌مدت بوده که پس از انتشار خبری پیش‌بینی شده، سعی در استفاده از نوسانات قیمت دارند.

همه آنچه باید در مورد تحلیل فاندامنتال و مهمترین شاخص‌های آن بدانید

سیگنال رایگان و پولی

اگر اندکی در مورد سیگنال‌دهندگان مختلف فارکس تحقیق کرده باشید، متوجه شده‌اید که برخی از آن‌ها خدمات خود را در ازای مبالغ ثابت ماهانه ارائه می‌دهند؛ در حالی که برخی دیگر از آن‌ها خدمات خود را به صورت رایگان عرضه می‌کنند. در ادامه به تفاوت این دو خواهیم پرداخت.

سیگنال رایگان: برخی از سیگنال‌دهندگان فارکس، سیگنال‌های معاملاتی خود را به صورت رایگان پیشنهاد می‌کنند. آن‌ها به طور معمول، معامله‌گر را ملزم به ثبت‌نام در یک کارگزاری (یا بروکر) که با آنها شراکت دارند می‌کنند و بدین صورت در درصدی از اسپرد معاملاتی تریدر سهیم می‌شوند. این روش، هزینه دیگری را برای معامله‌گر به دنبال نداشته و به صورت کمیسیونی است که کارگزار مستقیماً از محل درآمد خود به سیگنال‌دهنده پرداخت می‌کند.

پیش از انتخاب بهترین خدمات سیگنال‌ فارکس رایگان، بررسی سابقه عملکردشان به‌منظور اطمینان از پیشینه موفق آن‌ها دارای اهمیت است. همچنین باید مراقب سیگنال‌دهندگان رایگانی باشید که هشدارهای معاملاتی را با حد سودهای بسیار کوچک پیشنهاد می‌کنند. در این موارد، معمولا سیگنال‌دهنده به جای ارائه بهترین سیگنال و ست‌آپ موجود در بازار، تنها تلاش در بدست آوردن حق کمیسیون بیشتر دارد!

سیگنال پولی: اکثر سیگنال‌دهندگان فارکس، اعلان‌های معاملاتی خود را در ازای دریافت یک هزینه ماهانه ارائه می‌دهند. برخی از آن‌ها پیش از عضویت ماهانه، یک دوره آزمایشی را در نظر می‌گیرند تا اعضا بتوانند سیگنال‌های معاملاتی را مورد سنجش قرار بدهند. همیشه تقاضا برای یک سیگنال‌دهنده خوب با پیشینه معاملاتی مستمر وجود دارد؛ این دسته از سیگنال‌دهندگان به طور معمول در هر ماه بین ۷۵ تا ۱۵۰ دلار بابت ارائه سیگنال‌های خود دریافت می‌کنند.

نحوه استفاده از سیگنال

هنگامی که برای دریافت سیگنال‌های آنلاین در یک سرویس ثبت‌نام کردید، به طور کلی این امکان را خواهید داشت که اعلان‌های معاملاتی را از طریق ایمیل، پیام کوتاه و یا هر دوی آن‌ها دریافت نمایید. شما باید حالتی را انتخاب کنید که بتوانید اعلان را به سریع‌ترین حالت ممکن دریافت کنید؛ زیرا بسیاری از سیگنال‌های معاملاتی از لحاظ زمانی حساس هستند.

برای استفاده از هشدارهای معاملاتی صادر شده، راه‌های زیادی وجود دارد. ممکن است شما عضویت دریافت یک سیگنال را داشته باشید ولی بر اساس ترجیحات شخصی تصمیم بگیرید که تا زمانی که از برآورده شدن اهدافتان توسط معامله پیشنهادی مطمئن نشده‌اید، براساس آن سیگنال معامله نکنید. بسیاری از معامله‌گران پاره‌وقت و یا کم‌تجربه، ترجیح می‌دهند تا به جای تجزیه و تحلیل بازار که کاری زمان‌بر است، از یک وبسایت ارائه‌دهنده سیگنال‌ فارکس استفاده کنند.

عده دیگری ترجیح می‌دهند تا از اعلان‌های معاملاتی، به عنوان یک اندیکاتور ثانویه و یا تأییدی بر تحلیل خودشان بهره‌مند شوند؛ به عنوان مثال افرادی که به صورت کوتاه‌مدت معامله می‌کنند، ممکن است با استفاده از سیستم خودشان معامله کنند؛ اما فقط معاملاتی را انجام می‌دهند که با سیگنال‌های معاملاتی آنلاین پیشنهاد‌شده توسط سیگنال‌دهنده همسو باشد. روش‌های دیگری نیز برای کاربران این سیگنال‌ها وجود دارد که می‌توانند از این نوع خدمات برای تکمیل معاملات خود استفاده کنند.

کیفیت یا کمیت؟

مسئله مشترکی که در میان افراد جویای سیگنال فارکس وجود دارد، تعداد سیگنال‌هایی است که در هفته و ماه دریافت می‌کنند. باید توجه داشته باشید که تعداد آن‌ها متغیر خواهد بود. هنگامی که نوسانات بازار زیاد است، متوجه می‌شوید که سیگنال‌های روزانه را بیشتر از حد متوسط و در زمانیکه نوسانات بازار کم باشد، سیگنال‌های معاملاتی را کمتر از حد متوسط ​​دریافت می‌کنید. این امر کاملاً طبیعی بوده و باید انتظار آن را داشته باشید.

همچنین معامله‌گران تازه وارد به اشتباه گمان می‌کنند که هرچه تعداد معاملاتشان بیشتر باشد، می‌توانند در بازارها پول بیشتری کسب کنند. این تصور اشتباه بوده و اغلب خلاف آن رخ می‌دهد. در واقع تعداد معاملات یا سیگنال‌ها اصلا مهم نیست؛ بلکه کیفیت معاملات شما باعث تفاوت میان یک پیشینه موفق و ناموفق می‌شود.

صبوری، یک فضیلت در معامله‌گری محسوب می‌شود و معامله‌گران به جای تلاش برای حضور دائمی در بازار، باید نقاط معاملاتی مناسب را انتخاب کنند. اکثر سیگنال‌دهندگان برتر فارکس، از این امر آگاه بوده و به همین ترتیب عمل می‌کنند. بنابراین مهم است که این موضوع را در نظر گرفته و به یاد داشته باشید که عدم حضور در بازار، در بعضی مواقع ارزشمند خواهد بود.

تایم فریم

به طور کلی سیگنال‌دهندگان معاملاتی، بر اساس بازه زمانی که معاملات را انجام می‌دهند، در چهار دسته مختلف قرار می‌گیرند؛ اسکالپرها (افرادی که روی نوسانات قیمت معامله می‌کنند)، افرادی که روزانه معامله می‌کنند، سوئینگ تریدرها (افرادی که به دنبال سود کوتاه‌مدت بین یک روز تا چند هفته هستند) و پوزیشن تریدرها (افرادی که به دنبال سود بلندمدت هستند). در ادامه، هر یک از این موارد را شرح خواهیم داد:

اسکالپرها

معامله‌گری به این روش، شامل انجام معاملات در زمان‌های بسیار کوتاه شده و معاملات می‌توانند حتی به اندازه چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشند. معمولاً اسکالپرها برای موفقیت، به مدل‌های اجرایی بسیار سریع و اسپردهای بسیار کوچک متکی هستند. اهداف سود معمولاً کمتر از ۱۰ یا ۱۵ پیپ است. تعداد بسیار کمی از بهترین سرویس دهندگان سیگنال فارکس در این گروه قرار می‌گیرند.

معامله‌گران روزانه

این معامله‌گران به طور معمول در پوزیشن‌های کمتر از یک روز و یا فقط در طول جلسه معاملاتی که در آن قرار دارند، با استفاده از نمودارهای ۵ یا ۱۵ دقیقه‌ای معاملات خود را انجام می‌دهند. با وجود این که ممکن است با بسیاری از سیگنال‌دهندگانی که در این بازه زمانی تخصص دارند روبرو شوید؛ اما به دلیل هزینه‌های بالای معاملاتی و حرکات محدود قیمت در طول یک روز، کسب سود مداوم به عنوان یک معامله‌گر روزانه امری بسیار دشوار است.

معامله‌گران سوئینگ

این دسته معمولاً پوزیشن معاملاتی خود را در حدود دو روز تا چند هفته حفظ می‌کنند. آن‌ها بر معاملات ۴ ساعته، ۸ ساعته و بازه‌های روزانه متمرکز می‌شوند. این بازه‌های زمانی با حفظ حداقل هزینه‌های معاملاتی، بهترین فرصت‌ها را ارائه می‌دهند. علاوه بر این، الگوهای تکنیکالی که در بازه زمانی معاملاتی سوئینگ رخ می‌دهند، بسیار قابل اطمینان‌تر از بازه‌های زمانی کوچک‌تر هستند. موفق‌ترین سیگنال‌دهندگان فارکس، به انجام معامله و ارائه هشدارهای خود در بازه زمانی معاملاتی سوئینگ تمایل دارند.

معامله‌گران پوزیشن

این نوع معامله، بیشتر شبیه به سرمایه‌گذاری بلند‌مدت است. زمان معمول حفظ پوزیشن در این نوع معاملات، از یک ماه تا یک سال و یا حتی بیشتر است. بسیاری از پوزیشن تریدرها، به پیروی از اصول فاندامنتال تمایل داشته و برای تصمیمات معاملاتی خود، به تجزیه و تحلیل کلان اقتصادی متکی هستند. تعداد قابل توجهی از سیگنال‌دهندگان فارکس در این گروه قرار می‌گیرند.

قابلیت اطمینان

پیدا کردن یک سرویس سیگنال فارکس مناسب، می‌تواند یک چالش به نظر برسد. سیگنال‌دهندگانی وجود دارند که به صورت حرفه‌ای و شفاف عمل می‌کنند؛ اما متأسفانه گروه دیگری از آن‌ها هستند که همیشه منفعت اعضای خود را در نظر نمی‌گیرند. این وظیفه خود شماست که در انتخاب آن‌ها دقت لازم را داشته و با یک سیگنال‌دهنده صادق و قابل اطمینان فعالیت خود را دنبال کنید.

برخی از افراد ممکن است تصور کنند که قابلیت اطمینان، به معنای داشتن وین ریت (Win Rate) بالا است؛ اما در حقیقت، وین ریت به تنهایی به عنوان یک معیار دارای اهمیت محسوب نمی‌شود. شما همچنین باید میانگین ریسک به پاداش را به همراه وین ریت تحلیل کنید. استراتژی‌هایی با وین ریت ۹۰ درصد وجود دارند که می‌توانند موجب زیان شده و در مقابل آن‌ها، استراتژی‌هایی با وین ریت ۳۰ درصد وجود دارند که می‌توانند موجب کسب سود شوند. میزان وین ریت نسبی است؛ بنابراین اجازه ندهید که این مورد شما را فریب دهد.

ارائه‌دهندگان استراتژی‌های فارکس، دارای سابقه عملکرد مستمر هستند. آن‌ها ممکن است هر ماه سودآوری نداشته باشند؛ اما در گذر زمان نتایج مستمری را نشان می‌دهند. یکی دیگر از عواملی که باید مورد توجه قرار بگیرد، فناوری است که سیگنال‌دهنده از آن استفاده می‌کند. به عنوان مثال می‌توان به داشتن یک بستر معتبر برای ارسال اعلان‌ها و همچنین ارائه روش‌های مختلف برای دریافت آن‌ها توسط مشترکین اشاره کرد. مورد دیگری که باید در نظر داشت، عمق جزئیات سیگنال‌های خرید و فروش فارکس است. آیا هشدارهای معاملاتی همیشه سطوح حد ضرر و سود را مشخص می‌کنند یا اینکه فقط نکات سطحی مانند اطلاعات مربوط به زمان ورود را اعلام کرده و جزئیات خروج را نادیده می‌گیرند؟ این‌ها عواملی هستند که باید مد نظر شما قرار بگیرد.

اعتبار

همه سیگنال‌دهندگان به‌ صورت مشابه عمل نکرده و برخی از آنها خدمات به وضوح بهتری نسبت به سایرین دارند. بنابراین چگونه می‌توانید معتبر بودن یک ارائه‌دهنده را مورد بررسی قرار داد؟ در ادامه، پیشنهادهایی را برای بررسی این موضوع عنوان می‌کنیم:

  • آن‌ها را در گوگل جستجو کنید: شرکت ارائه‌دهنده خدمات و مسئول معاملات‌ آن را در گوگل جستجو کنید. آیا نامشان در انتشارات معاملاتی و مقالات مهم ذکر شده است؟ چه قشری از افراد، آنها را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند؟
  • به خبرنامه ایمیلی آن‌ها بپیوندید: یکی از راه‌های بررسی کیفیت اطلاعاتی که از یک ارائه‌دهنده دریافت خواهید کرد، پیوستن به خبرنامه ایمیل آن‌ها است. شما می‌توانید از سرویسی که آن‌ها به صورت رایگان ارائه می‌کنند، مطلع شوید تا بتوانید برآورده شدن انتظارات خود به وسیله خدمات اختصاصی آن‌ها را مورد قضاوت قرار دهید.
  • پیشینه آن‌ها را بررسی کنید: کلیه سیگنال‌دهندگان معتبر فارکس، سابقه جزئیات عملکرد معاملات خود را ارائه می‌دهند. این سابقه، برای به دست آوردن متوسط سود ماهیانه، پارامترهای ریسک، میانگین وین ریت و سایر معیارهای مرتبط مناسب است.
  • ثبت‌نام در یک دوره آزمایشی: گاهی اوقات بهترین راه برای شروع فعالیت، ثبت‌نام در یک دوره آزمایشی سیگنال‌های فارکس است. شما فقط با امتحان کردن خدمات، کیفیت واقعی آن‌ها را احساس خواهید کرد. بسیاری از سرویس دهندگان یک دوره آزمایشی ۱ یا ۲ هفته‌ای را برای اعضا جدید در نظر می‌گیرند تا اعتماد آن‌ها را جلب کنند.

عملکرد

آیا سیگنال‌های فارکس واقعا جواب می‌دهند؟ پاسخ این سوال به یکسری عوامل بستگی دارد. با نگاهی به صفحه عملکرد سیگنال‌دهندگان، می‌توان اطلاعات ارزشمندی را در مورد پیشینه آن‌ها بدست آورد. شما باید به میانگین پیپ‌های به دست آمده در هر معامله توجه کرده و آن را با میانگین پیپ‌های از دست رفته مقایسه کنید. سپس آن را نسبت به وین ریت کل بررسی کنید. علاوه بر این، باید ببینید که ​​ارائه‌دهنده سیگنال به طور متوسط چند ماه سود مثبت و در مقابل چند ماه سود منفی دارد.

معیار مهم دیگر این است که ببینید ​​ارائه‌دهنده سیگنال به طور متوسط چه تعداد معامله پیشنهاد می‌کند. اکثر ارائه‌دهندگان خدمات حرفه‌ای، سعی در ایجاد تعادل در تعداد فرصت‌های موجود در بازار با کل هزینه‌های معاملاتی دارند. اگر متوجه شوید که سیگنال‌دهنده، سیگنال‌های زیادی را ارسال کرده ولی تعداد پیپ کمی را پوشش می‌دهد، دستیابی به سودآوری با استفاده از این سرویس، حتی در بهترین حالت خود بسیار چالش برانگیز خواهد بود. در صورت امکان بهتر است یک سرویس سیگنال‌ دارای هزینه را به جای یک سرویس سیگنال‌ رایگان انتخاب کرده تا از هرگونه تضاد در منافع خود و سیگنال‌دهنده جلوگیری کنید.

هنگام ارزیابی عملکرد سیگنال‌دهندگان فارکس باید به جای درصد سود، به تعداد پیپ‌های کسب‌شده توجه کنید. دلیل این امر آن است که درصد سود می‌تواند گمراه کننده باشد؛ زیرا مقادیر مختلف لوریج، درصد سود بسیار متفاوتی را فراهم می‌کند.

یک نکته قابل توجه در مورد داده‌های عملکرد، این است که بازده‌های گذشته، لزوماً نشانه تحقق سودهای آینده نبوده و به همین ترتیب شما نباید فقط به آن اطلاعات اعتماد کرده و یا انتظار داشته باشید که آینده مشابه گذشته باشد.

وین ریت

یکی از رایج‌ترین تصورات غلط معامله‌گری این است که «هرچه وین ریت بالاتر باشد، استراتژی یا سیستم معاملاتی بهتر عمل می‌کند». این جمله نه تنها حقیقت ندارد؛ بلکه می‌تواند برای شما خطرآفرین نیز باشد!

اما این باور غلط از کجا نشأت می‌گیرد؟ این باور، توسط توسعه‌دهندگان سیستم معاملاتی که دارای اعتبار کمتری هستند، ارائه‌دهندگان سیگنال‌های بی‌اساس و عوامل مخرب این صنعت گسترش پیدا کرده و دلیل آن بسیار ساده است؛ آن‌ها می‌خواهند معامله‌گران تازه وارد را وادار به استفاده از خدمات خود کنند. آن‌ها می‌توانند با وین ریت ۸۰ یا ۹۰ درصد، مشتری‌های بیشتری را جذب کرده و با این کار به معامله‌گران احساس امنیت کاذب بدهند.

اکثر این نوع استراتژی‌ها، برپایه مقادیر نامناسب ریسک اجرا می‌شوند و از یک حد ضرر بسیار بزرگ و یا حد سود بسیار کوچک استفاده می‌کنند. پذیرفتن ریسک ۱۰۰ پیپ برای به دست آوردن ۱۵ یا ۲۰ پیپ را می‌توان به عنوان مثال برای این موضوع مطرح کرد. اکثر این استراتژی‌ها، منجر به شکست شده و معمولاً سرنوشت بدی را برای معامله‌گران رقم می‌زنند. پذیرفتن مسئولیت انجام این کار در معامله‌گری، مغایر اصول حرفه‌ای است.

بنابراین اکنون می‌توانیم مهمترین عامل در ارزیابی یک استراتژی را مورد بحث قرار دهیم؛ که همان بازده تعدیل شده ریسک یا ریسک در مقابل پاداش (Risk vs. Reward) است. اکثر سیگنال‌دهندگان معتبر فارکس، فقط وارد معامله‌ای می‌شوند که نسبت به پاداش مورد انتظار، دارای ریسک مطلوبی باشد و روش صحیح انجام معامله در بازار نیز همین است. این معامله‌گران می‌توانند حتی با وین ریت ۳۰، ۴۰ و یا ۵۰ درصدی نیز سود مداومی را کسب کنند.

بنابراین هنگام ارزیابی دقت سیگنال‌دهندگان معاملاتی، نباید فقط به وین ریت توجه کنید.

افت سرمایه

زیان معاملاتی، بخش اجتناب‌ناپذیر معامله‌گری است. معامله‌گران هر چه زودتر متوجه این موضوع شوند، سریع‌تر می‌توانند ریسک معاملات را به درستی مدیریت کنند. صرف نظر از این که از کدام سیگنال‌دهنده فارکس استفاده می‌کنید، باید بدانید که هر معامله‌گر دوره‌هایی از بازده منفی و یا افت سرمایه (Drawdown) را تجربه می‌کند. این امر طبیعی است؛ اما زمانی که این اتفاق می افتد، بسیاری از افراد، سیگنال‌دهنده را مقصر می‌دانند. یادآوری این نکته حائز اهمیت است که حتی معامله‌گری که بهترین سیگنال‌های فارکس در جهان را پیشنهاد می‌کند، هر از گاهی با دوره‌های زیان مواجه می‌شود.

تغییر مداوم سرویس‌دهندگان نیز نتیجه‌ای زیان‌بخش دارد. باید درک کنید که افت سرمایه بخشی از معامله‌گری است و تا زمانی که در یک سطح معقول اتفاق بیفتد، یک معامله‌گر خوب می‌تواند بر آن غلبه کند. پیش از قطع ارتباط با یک ارائه‌دهنده خدمات و یا تعویض آن، باید اطمینان حاصل کنید که به سیگنال‌دهنده خود اجازه می‌دهید تا خودش را به شما اثبات کند. اغلب آن‌ها به طرز قابل توجهی پس از یک دوره افت سرمایه، شروع به ثبت معاملات سودده وموفق می‌كنند.

با در نظر گرفتن این نکته، موارد خاصی وجود دارند که می‌توانید با استفاده از آن‌ها، افت سرمایه حساب معاملاتی خود را به حداقل برسانید. به عنوان مثال:

  • فقط بر روی درصد کمی از سرمایه خود در هر معامله ریسک کنید.
  • به طور محافظه کارانه از لوریج استفاده کنید.
  • همیشه از حد ضرر استفاده کرده و هرگز آن را لغو نکنید.
  • جفت ارزهای دارای همبستگی را به طور همزمان معامله نکنید.
  • سعی کنید در آخر هفته حضور در بازارها را محدود کنید.

انتخاب بروکر (کارگزار)

یکی از مهم‌ترین تصمیماتی که پس از انتخاب برترین سیگنال‌دهنده فارکس می‌گیرید، انتخاب کارگزار است. کارگزاران فارکس در همه انواع و اندازه‌ها وجود دارند و برای انتخاب بهترین کارگزار، ترجیحات شخصی و سبک معاملاتی باید به دقت لحاظ شوند.

در این جا، چند مورد از معیارهای مهمی که باید در انتخاب یک کارگزار فارکس را ارزیابی کنید، عنوان می‌کنیم:

  • رگوله بودن: باید اطمینان حاصل کنید که کارگزار شما توسط یک مؤسسه ناظر مجوز گرفته و تحت نظارت آن است. بیشترین نظارت، بر فعالیت کارگزاران مستقر در ایالات متحده، انگلیس، استرالیا، اتحادیه اروپا و کانادا صورت می‌گیرد.
  • اسپرد: اسپرد معاملات، همان هزینه انجام آن است. برخی از کارگزاران فقط برای معاملات شما کمیسیون در نظر می‌گیرند؛ در حالی که برخی دیگر رایگان بوده و صرفاً اسپرد بیشتری را به عنوان حق‌الزحمه دریافت می‌کنند. انتخاب یک کارگزار دارای اسپرد رقابتی بسیار مهم است؛ تا بتوانید از سیگنال‌های خوب فارکسی که برای شروع معاملات از آن استفاده می‌کنید، بیشترین سود را کسب کنید.
  • خدمات مشتری: اگرچه بیشتر معامله‌گران، معاملات خود را مستقیماً روی پلتفرم کارگزاران اجرا می‌کنند؛ اما مهم است که از طریق تلفن یا پشتیبانی چت به کارگزار خود دسترسی داشته باشند. علاوه بر این، برخی از کارگزاران خدمات مشتری خود را به زبان‌های مختلف ارائه می‌دهند. شما می‌توانید تا در هر زمان که مشکلی ایجاد می‌شود، با یک شخص در دفتر کارگزار خود ارتباط برقرار کنید.

سوالی در مورد نحوه انتخاب بروکر دارید؟

روش‌های اعلان سیگنال

روش‌های مختلفی وجود دارند که یک سرویس سیگنال فارکس می‌تواند اعلان‌های خود را به وسیله آن‌ها برای اعضای خود ارسال کند. متداول‌ترین روش‌های انتقال هشدارهای معاملاتی شامل ایمیل، پیام کوتاه، اپلیکیشن تلفن همراه و وبسایت عضویت اعضا می‌شود. حال به بررسی هر یک از آن‌ها می‌پردازیم:

دریافت سیگنال‌های معاملاتی از طریق ایمیل: می‌توانید هشدارهای معاملاتی را از طریق آدرس ایمیلی که خودتان تعیین کرده‌اید دریافت کنید. بسیاری از کاربران به منظور دریافت هشدارهای معاملاتی از سیگنال‌دهنده خود، یک حساب ایمیل مخصوص ایجاد می‌کنند. این امر به خالی بودن صندوق ورودی آن‌ها از سایر موارد کمک کرده و آن‌ها می‌توانند سریعاً به اطلاعات سیگنال‌دهنده خود دسترسی داشته باشند.

دریافت سیگنال‌های فارکس از طریق پیام کوتاه (SMS): پیام‌های کوتاه، اساساً پیام‌های متنی هستند که معامله‌گران می‌توانند روی تلفن‌های همراه خود دریافت کنند. پیام کوتاه یکی از سریع‌ترین و کارآمدترین روش‌های تحویل اطلاعاتی است که از لحاظ زمانی بسیار حساس هستند. به این ترتیب، دریافت پیام کوتاه، رسانه‌ای‌ عالی برای دریافت هشدارهای سیگنال فارکس محسوب می‌شود.

دریافت هشدارهای معاملاتی از طریق اپلیکیشن تلفن همراه: برخی از سیگنال‌دهندگان، اپلیکیشن تلفن همراه اختصاصی ایجاد کرده‌اند و می‌توانند هشدارهای فارکس را مستقیماً از طریق آن صادر کنند. اگرچه محبوبیت اپلیکیشن‌های مربوط به سیگنال فارکس در حال رشد است؛ اما کمتر از پیام‌های کوتاه بررسی می‌شوند و به طور کلی، کمتر به عنوان کانالی برای دریافت هشدارهای سیگنال فارکس مورد استفاده قرار می‌گیرند.

دریافت هشدارهای معاملاتی از طریق وبسایت‌های عضویت اعضا: بسیاری از سیگنال‌دهندگان فارکس، دارای یک وبسایت عضویت اعضا هستند؛ پورتالی که مشترکین می‌توانند به هشدارهای معاملاتی منتشر شده در گذشته و حال دسترسی پیدا کنند. بسیاری از کاربران سیگنال، مایل هستند تا هشدارها را از طریق ایمیل و یا پیام کوتاه دریافت کنند و سپس با ورود به وبسایت، بتوانند سیگنال صادر شده را کمی دقیق‌تر تحلیل کنند.

معاملات دستی یا معاملات خودکار؟

وقتی صحبت از اجرای معاملات می‌شود، اساساً دو نوع معامله‌گر فارکس وجود دارند؛ معامله‌گر اختیاری (دستی) و معامله‌گر سیستمی (خودکار). اکثر سیگنال‌دهندگان فارکس در یکی از این دو دسته قرار می‌گیرند.

اما کدام نوع را باید انتخاب کرد؟ هیچ پاسخ درست و یا نادرستی برای این سؤال وجود ندارد؛ اما به طور معمول معامله‌گران تمایل دارند که در بازارها به صورت اختیاری و دستی حضور فعال‌تری داشته باشند؛ زیرا با این روش نسبت به معامله‌گران خودکار و سیستمی، به طور سریع‌تر و شهودی‌تر قادر به سازگار شدن با شرایط بازار هستند.

سیگنال‌دهندگان فارکس مبتنی بر معاملات اختیاری، تحقیق و تحلیل بازار را انجام داده و هشدارهای معاملاتی را بر اساس ترکیبی از عوامل موجود در یک زمان معین صادر می‌کنند. آن‌ها ممکن است الگوهای تکنیکال، داده‌های فاندامنتال، رویدادهای خبری پیش رو، سطوح نوسانات فعلی و همبستگی را در نظر بگیرند. به همین ترتیب، آن‌ها تمایل دارند تا به جای یک سیستم معاملاتی مبتنی بر اصول و قوانین که نمی‌تواند همه این عوامل مختلف را در نظر بگیرد، تصویر بهتری از بازار را در اختیار داشته باشند. اکثر معامله‌گران موفق و حرفه‌ای و همچنین بهترین سیگنال‌دهندگان معاملاتی فارکس، تمایل دارند که ذاتاً به شیوه اختیاری و دستی عمل کنند.

ربات

این امر بدان معنا نیست که معاملات سیستمی کاربرد ندارند. اگر یک معامله‌گر مایل به آزمایش یک سیستم معاملاتی خودکار در پورتفوی خود باشد، ممکن است بخواهد بخش کوچکی از حساب معاملاتی خود را به نسخه‌ی خودکار اختصاص دهد؛ و یا این که اجازه دهد قبل از تصمیم گیری جدی در مورد حساب خود، برای مدتی به صورت دمو و آزمایشی فعالیت کند.

استراتژی‌های معاملاتی

در بازارهای ارز، اساساً دو مکتب فکری اصلی وجود دارد. تحلیل‌گران تکنیکال؛ که بازارها را بر اساس رفتار قیمت تجزیه و تحلیل می‌کنند و تحلیل‌گران فاندامنتال؛ که عمدتاً برای تعیین حرکات قیمت یک جفت ارز، متکی به شاخص‌های اقتصادی هستند.

تحلیل تکنیکال

سیگنال‌دهندگان فارکس که هشدارهای معاملاتی را بر اساس تحلیل تکنیکال ایجاد می‌کنند، معتقد هستند که حرکات زمان گذشته و حال قیمت که در نمودارها مشاهده می‌شوند، باید ابزار اصلی تعیین جهت احتمالی قیمت باشند. تحلیل‌گران تکنیکال معتقدند که حرکات بازار تحت تأثیر روانشناسی اجتماعی قرار داشته و هر شخص به نوبه خود توسط ارزش‌های قابل پیش‌بینی خود، بر آن اثر می‌گذارد. به همین ترتیب، مطالعه پرایس اکشن در نهایت به یک معامله‌گر اجازه می‌دهد تا در مورد حرکات قیمت بازار در آینده، آگاهانه‌ترین تصمیم را بگیرد.

تحلیل فاندامنتال

سیگنال‌دهندگانی که سیگنال‌های معاملاتی بازار را بر اساس تحلیل فاندامنتال ارائه می‌دهند، عمدتاً بر داده‌های اقتصادی و گزارشات خبری متکی بوده و با استفاده از این داده‌ها، بهترین مسیر احتمالی قیمت‌ها را تعیین کرده و وضعیت فعلی بازار را درک می‌کنند. یک معامله‌گر فاندامنتال فارکس، به بررسی و مطالعه داده‌های مهمی مانند تورم، تولید ناخالص داخلی (GDP)، وضعیت اشتغال، نرخ بهره و تراز تجاری می‌پردازد تا بتواند از آن‌ها در تصمیم گیری‌های معاملاتی خود کمک بگیرد.

مقایسه جامع تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال + مزایا و معایب

مزایا و معایب استفاده از سیگنال

برای بسیاری از معامله‌گران تازه وارد و پاره وقت، بررسی بازارها در طول روز دشوار است؛ یا ممکن است علاقه‌ای به انجام این کار نداشته باشند. در عوض آن‌ها ممکن است تمایل داشته باشند که یک سرویس معاملاتی حرفه‌ای مانند یک سیگنال‌دهنده فارکس، بیشتر تحقیقات را برای آن‌ها انجام داده و اطلاعات عملی که بر اساس تحلیل بازار صورت می‌گیرد را در اختیارشان قرار دهند. علاوه بر این، معامله‌گران دیگری نیز وجود دارند که ترجیح می‌دهند از یک سیگنال‌دهنده معتبر به عنوان یک مکمل استفاده کنند؛ که می‌تواند سوگیری بازار را به آن‌ها نشان داده و یا این که تصمیمات معاملاتی آن‌ها را مورد تأیید قرار دهد.

صرف نظر از چگونگی استفاده هر شخص از یک سرویس سیگنال‌دهنده، استفاده از این خدمات به طور کلی دارای مزایا و همچنین معایبی است. جوانب مثبت و منفی استفاده از سیگنال‌دهندگان فارکس را مقایسه خواهیم کرد:

مزایای استفاده از سیگنال‌دهندگان فارکس:

  • زمان کمتری را صرف تحقیقات و جستجوی فرصت‌های معاملاتی می‌کنید.
  • با ملاحظه چگونگی تعامل یک معامله‌گر حرفه‌ای با بازار، برای شما یک فرصت یادگیری عالی فراهم می‌شود.
  • قادر به مشاهده سابقه عملکرد و پیشینه آن‌ها خواهید بود و راجع به تحقق معیارهایتان توسط آن‌ها آگاه خواهید شد.

معایب استفاده از سیگنال‌دهندگان فارکس:

  • برخی از خدمات، به شیوه حرفه‌ای اجرا نشده و همیشه منافع افراد را در نظر نمی‌گیرند.
  • برخی از خدمات با استفاده از یک سیستم معاملاتی که سیگنال‌های فارکس را به صورت خودکار تولید می‌کند اجرا می‌شوند؛ که هیچگونه دخالت انسانی در آن‌ها وجود ندارد. اگرچه این سیستم‌ها هر از گاهی می‌توانند به خوبی عمل کنند؛ اما در شرایط نامطلوب بازار، مستعد افت سرمایه زیاد هستند.
  • اگر هدف شما این است که یک معامله‌گر کاملاً مستقل باشید، در نهایت باید یاد بگیرید که برای انجام معاملات در بازارها، تحقیق و آزمایش خودتان را انجام بدهید.

اسپردهای معاملاتی

هر معامله‌گر باید هزینه‌های اصلی معاملات را درک کند. در بازار فارکس، هزینه اصلی معاملات به صورت اسپرد و یا کمیسیون‌های کارگزاری پرداخت می‌شود. این هزینه‌ها باید برای محاسبه بازدهی واقعی سود و یا زیان بالقوه‌ در نظر گرفته شوند.

افرادی که از سیگنال‌ها برای انجام معاملات بسیار کوتاه‌مدت استفاده می‌کنند، باید به صورت ویژه از این امر آگاه باشند؛ زیرا هزینه‌های معاملاتی این نوع برنامه‌ها می‌تواند به میزان زیادی بر سودآوری کلی تأثیر داشته باشد. از آن جایی که معامله‌گری به روش سوئینگ و بلند‌مدت‌ دارای اهداف سود بزرگ‌تری است، هزینه‌ها را به نسبت سود بالقوه معاملاتی حداقل می‌کنند و نسبت به اسپرد و هزینه‌های کمیسیون، حساسیت کمتری به خرج می‌دهند.

حال، هر یک از این دو هزینه‌های معاملاتی را شرح می‌دهیم:

۱. اسپرد

اسپرد که به عنوان اسپرد بید اسک (Bid Ask Spread) نیز شناخته می‌شود؛ همان تفاوت بین قیمت خرید و فروش هر نماد یا جفت ارز است. هرچه اسپرد کمتر باشد، مجبور به پرداخت هزینه کمتر و هرچه بزرگ‌تر باشد، مجبور به پرداخت هزینه بیشتری برای انجام سفارش خود خواهید بود. اسپرد برای کارگزار، نوعی حق‌الزحمه محسوب می‌شود.

۲. کمیسیون‌

برخی از کارگزاران از اسپرد استفاده نکرده و برای هر معامله کمیسیون در نظر می‌گیرند. اگر با کارگزارانی که کمیسیون دریافت می‌کنند فعالیت دارید، از داشتن اسپرد بسیار کمتر لذت خواهید برد؛ اما باید به ازای هر لات معامله‌ای که انجام می‌دهید، هزینه ثابتی را پرداخت می‌کنید.

سبک انجام معاملات

بدیهی است برای باز کردن یک پوزیشن در بازار فارکس، ملزم به شروع انجام یک سفارش هستید. شروع یک سفارش، اطلاعات مربوطه را به کارگزار ارائه داده و آن‌ها به نوبه خود از این اطلاعات برای اجرای دستورالعمل‌های شما در بازار استفاده می‌کنند.

سفارشات اولیه، دارای پنج نوع هستند:

۱. سفارشات لحظه‌ای (Market Order)

رایج‌ترین نوع سفارش در فارکس است. این سفارشات به کارگزار شما دستور می‌دهند که یک جفت ارز را با بهترین قیمت حال حاضر بخرند و یا بفروشند. این سفارش، یک دستور فوری محسوب می‌شود.

۲. سفارشات حد (Limit Order)

هنگامی که یک سفارش حد را باز می‌کنید، به طور کلی از کارگزار خود می‌خواهید که با قیمتی کمتر از سطح قیمت فعلی بازار خرید را انجام بدهد؛ و یا این که با سطح قیمتی بالاتر از قیمت فعلی بازار بفروشد. این سفارشات فقط درصورتی که قیمت بازار به قیمت سفارش حد برسد فعال می‌شوند.

۳. سفارشات استاپ (Stop Order)

سفارشات استاپ، شبیه به سفارشات حد هستند؛ اما در آن‌ها شما به دنبال خرید در قیمتی بالاتر از قیمت فعلی بازار و یا فروش در قیمتی پایین‌تر از قیمت فعلی بازار هستید.

نکته: برای به دست آوردن بیشترین بهره از یک سرویس سیگنال معاملاتی فارکس، باید مطمئن شوید که آن‌ها برای سیگنال‌های خود از سفارشات حد یا استاپ استفاده می‌کنند. این کار، برای مشترکین زمان کافی را فراهم می‌کند تا هشدارهای معاملاتی را بدست آورده و آن‌ها را تحلیل کنند و در صورت تصمیم به انجام آن، معامله را آغاز کنند

۴. سفارشات حد سود (Take Profit Order)

که معمولاً سفارش قیمت هدف نیز نامیده می‌شود. این سفارش با رسیدن به قیمت هدف، پوزیشن شما را می‌بندد.

۵. سفارشات حد ضرر (Stop Loss Order)

این سفارشات زمانی که قیمت بر خلاف میل شما حرکت می‌کند، به منظور محافظت از معامله و حساب شما عمل می‌کنند. هنگامی که سفارش حد ضرر انجام می‌شود، معامله شما به طور خودکار بسته شده و از زیان بیشتر جلوگیری می‌شود.

تعیین حجم معاملات

مدیریت سرمایه، یک مؤلفه جدایی‌ناپذیر از معامله‌گری موفق محسوب می‌شود و یکی از مؤلفه‌های اصلی مدیریت سرمایه، تعیین حجم معاملات است. معامله‌گران باید حجم معاملاتی را برای استفاده در حساب خود در نظر بگیرند که در دسترس و ترجیح آن‌ها است.

چهار مدل اصلی از انواع تعیین حجم معاملات عبارتند از:

۱. تعیین حجم معاملات با لات ثابت

یکی از ساده‌ترین روش‌های تعیین حجم معاملات است. صرف نظر از مانده حساب معاملاتی، با این رویکرد تعداد ثابتی از لات‌ها به یک معامله اختصاص می‌یابد.

۲. تعیین حجم معاملات با درصد ثابت

یکی از مدل‌های محبوب‌ تعیین حجم معاملات است. براساس این رویکرد، معامله‌گر درصد مشخصی از سرمایه خود را در هر معامله وارد می‌کند. مزیت این مدل این است که ریسک را به عنوان درصدی از مانده حساب، ثابت نگه می‌دارد. علاوه بر این، رشد هندسی حساب را امکان پذیر می‌سازد. با افزایش مانده حساب، مبلغی که روی آن ریسک شده افزایش یافته و با کاهش مانده حساب، مبلغ نیز کاهش می‌یابد.

۳. تعیین حجم معاملات با نسبت ثابت

این مدل تعیین حجم معاملات، کمی پیچیده‌تر بوده و برای تعیین آن به یک متغیر کلیدی به نام «دلتا» متکی است. اساساً «دلتا»، مبلغ مورد نیاز برای افزایش یک واحدی حجم معاملات است.

۴. تعیین حجم معاملات با ریسک ثابت

با این استراتژی، معامله‌گر حجم معامله را بر اساس ریسک معامله یک جفت ارز خاص تعیین می‌کند. به طور معمول، نوسانات قیمت را به عنوان مؤلفه اصلی این مدل در نظر می‌گیرند. معامله‌گر می‌تواند در جفت ارزهایی که نوسانات قیمت بیشتری دارند، حجم معاملات کوچک‌تر و در جفت ارزهایی که نوسانات قیمت کمتری دارند، حجم معاملات بزرگ‌تری را در نظر بگیرند.

مارجین

بسیاری از معامله‌گران مفهوم درست مارجین را درک نکرده‌اند. در اصل، مارجین (Margin) سپرده‌ای است که به‌عنوان وثیقه‌ای برای باز نگه داشتن پوزیشن در بازار، توسط معامله‌گر به کارگزار خود داده می‌شود.

مفهوم مارجین با یک مثال می‌تواند بهتر درک شود. لات استاندارد برای جفت ارزها به طور معمول ۱۰۰ هزار واحد ارزی در نظر گرفته می‌شود. بنابراین اگر کارگزار مارجین ۱ درصدی تعیین کرده باشد، معامله‌گر باید حداقل ۱.۰۰۰ دلار را نزد کارگزار سپرده کند تا امتیاز معامله یک لات استاندارد را داشته باشد. اگر بازار در خلاف جهت معامله حرکت کند و حساب معامله‌گر به کمتر از ۱.۰۰۰ دلار برسد، آنگاه کارگزار مارجین کال (Margin Call) را آغاز می‌کند که در آن معامله‌گر باید برای پوشش حداقل مارجین، سرمایه موجود در حساب خود را افزایش دهد؛ در غیر این صورت مجبور به بستن پوزیشن می‌شود.

مفهوم لوریج (اهرم)، به مارجین بسیار نزدیک است. اساساً لوریج به یک معامله‌گر اجازه می‌دهد تا واحدهای بزرگتری که در صورت نبود لوریج، امکان انجام آن وجود ندارد را کنترل کند. با استفاده از همین مثال بالا، یک معامله‌گر که ۱.۰۰۰ دلار در حساب خود دارد و می‌خواهد پوزیشن یک لات استاندارد که برابر با ۱۰۰.۰۰۰ واحد است را در جفت ارز یورو/دلار باز کند، در این پوزیشن از لوریج ۱:۱۰۰ استفاده می‌کند.

معامله‌گران، از لوریج به عنوان ابزاری برای افزایش سود بالقوه خود در معامله استفاده می‌کنند. اما همان طور که اکثر معامله‌گران باتجربه می‌دانند، لوریج مانند یک شمشیر دو لبه عمل کرده و می‌تواند زیان‌های احتمالی معاملات را نیز افزایش دهد.

جفت ارزها

سه گروه اصلی جفت ارز در بازار فارکس وجود دارند؛ جفت ارزهای اصلی (Major Currency Pairs)، جفت ارزهای فرعی (Minor Currency Pairs) و جفت ارزهای غیرمعمول (Exotic Currency Pairs). حال، به بررسی هر گروه می‌پردازیم:

جفت ارزهای اصلی فارکس

جفت ارزهای اصلی شامل دلار آمریکا و یک ارز اصلی دیگر می‌شوند. جفت ارزهای اصلی دارای بیشترین نقدینگی بوده و همچنین کمترین اسپرد را دارند. لیست جفت ارزهای اصلی شامل یورو/دلار آمریکا (EURUSD)، دلار آمریکا/ین ژاپن (USDJPY)، پوند انگلستان/دلار آمریکا (GBPUSD)، دلار آمریکا/فرانک سوئیس (USDCHF)، دلار آمریکا/دلار کانادا (USDCAD)، دلار استرالیا/دلار آمریکا (AUDUSD) و دلار نیوزلند/دلار آمریکا (NZDUSD) است. محبوب‌ترین جفت ارز برای معامله، یورو/دلار آمریکا است و به همین ترتیب سیگنال‌های معاملاتی این جفت ارز کاملاً متداول هستند.

جفت ارزهای فرعی فارکس

جفت ارزهای فرعی شامل ارزهای دو اقتصاد بزرگ، بدون حضور دلار آمریکا می‌شوند. بسیاری از جفت ارزهای فرعی فارکس، تحت عنوان کراس‌های اصلی نیز شناخته می‌شوند. جفت ارزهای فرعی فارکس عبارتند از: یورو/فرانک سوئیس (EURCHF)، یورو/پوند انگلستان (EURGBP)، یورو/دلار کانادا (EURCAD)، یورو/دلار استرالیا (EURAUD)، یورو/دلار نیوزلند (EURNZD)، یورو/ین ژاپن (EURJPY)، پوند انگلستان/ین ژاپن (GBPJPY)، فرانک سوئیس/ین ژاپن (CHFJPY)، دلار کانادا/ین ژاپن (CADJPY)، دلار استرالیا/ین ژاپن (AUDJPY) و دلار نیوزلند/ین ژاپن (NZDJPY). اگرچه آن‌ها به اندازه جفت ارزهای اصلی فارکس نقدینگی ندارند؛ اما نقدینگی و اسپرد معقولی را به عنوان ابزارهای معاملاتی به معامله‌گران پیشنهاد می‌کنند.

جفت ارزهای غیرمعمول

جفت ارزهای غیرمعمول، عمدتاً از ارز یک اقتصاد بزرگ همراه با ارز یک اقتصاد در حال توسعه تشکیل می‌شوند. جفت ارزهای غیرمعمول می‌توانند کاملاً بی‌ثبات بوده و برای معامله پررسیک‌تر هستند. نقطه ضعف دیگر معامله جفت ارزهای غیرمعمول این است که آن‌ها به طور معمول از اسپرد معاملاتی بسیار بیشتری برخوردار هستند؛ که باعث می‌شود برای معاملات روزانه و یا معامله‌گری به روش سوئینگ مناسب نباشند.

قابل اطمینان ترین سیگنال‌دهندگان فارکس، سیگنال‌های معاملاتی خود را محدود به جفت ارزهای اصلی و فرعی می‌کنند؛ زیرا فرصت‌های بیشتری در این ارزها وجود دارد و به همین ترتیب فعالیت با جفت ارزهای غیرمعمول که پرریسک‌تر هستند، امری غیرضروری است.

خواندن سیگنال‌ها

به منظور بهترین استفاده از یک سرویس سیگنال قابل اعتماد، کاربر ابتدا باید سیگنال را به خوبی درک کند. مهم‌ترین مؤلفه‌های هشدارهای معاملاتی عبارتند از:

جفت ارز: هشدار معاملاتی فارکس، برای جفت ارزها صادر می‌شود.

Long/Short بودن: این مؤلفه، جهت معاملات را برای شما مشخص می‌کند. اعلان (Go long) معادل خرید و (Go short) معادل فروش است.

قیمت ورود: که همان قیمت مشخص شده برای ورود به معامله است. قیمت ورود، به طور معمول با همان سفارش بازار، سفارش حد و یا سفارش استاپ اعمال می‌شود.

قیمت حد ضرر: این قیمت برای خروج از معامله در هنگام حرکت قیمت بر خلاف جهت مورد انتظار شما است. سفارشات حد ضرر، در برابر زیان بیشتر در معاملات از شما محافظت می‌کند.

قیمت هدف: این قیمت، همان حد سود است. بعضی اوقات ارائه دهنده سیگنال ممکن است فقط یک قیمت حد سود را صادر کرده و در سایر موارد ممکن است چندین سطح را برای آن در نظر بگیرد.

پس از درک چگونگی خواندن هشدار سیگنال فارکس، باید اطمینان حاصل کنید که سیگنال، بتواند پارامترهای ریسک از پیش تعیین شده شما را برآورده کرده و قبل از اقدام به انجام معامله، سایر ملاحظات مربوطه را نیز در هر برنامه معاملاتی لحاظ کند.

مدیریت معامله

برای اکثر معامله‌گران، سخت‌ترین بخش معامله‌گری، مدیریت معامله در حین باز بودن یک پوزیشن است. اکثر آن‌ها از تکنیک ورود خود به پوزیشن مطمئن هستند اما در زمان خروج از آن وحشت دارند.

یکی از دلایل این امر آن است که وقتی در جریان یک معامله هستیم، همه ابزارها نادیده گرفته می‌شوند. دقیقاً به همین دلیل است که برخی از معامله‌گران حتی با استفاده از ست‌آپ‌های مناسب، به طور مداوم با زیان روبرو می‌شوند. آن‌ها کنترل احساساتشان را از دست می‌دهند و به جای پیروی از برنامه‌های معاملاتی مقرر خود، تصمیمات بی‌اساس می‌گیرند.

یکی از بهترین راه‌های غلبه بر این موضوع، انجام تحلیل و در نظر گرفتن حد سود و ضرر در لحظه ورود به معامله است؛ زیرا در این زمان شما در انفعالی‌ترین حالت خود قرار دارید.

بسیاری از سیگنال‌دهندگان موفق فارکس نیز از این قانون پیروی می‌کنند. آن‌ها به جای این که تصمیم‌گیری راجع به زمان خروج از معامله را به آینده موکول کنند، پیش از ارسال هشدار معاملاتی، تحلیل کامل انجام می‌دهند و حد سود و ضرر را در هشدار صادر شده در نظر می‌گیرند. این روش در مدیریت معامله تحت عنوان «set & forget» شناخته می‌شود و بسیاری از معامله‌گران که به طور مداوم سودآوری دارند، آن را روشی عالی برای کنترل احساسات و تمرکز بر اتخاذ بهترین تصمیمات معاملاتی می‌دانند.

(توضیح: روش set & forget یا ست اند فورگت یعنی معامله‌گر اجازه می‌دهد که معامله پیش برود تا به حد سود یا ضرر برخورد کند.)

نسخه دمو و نسخه واقعی

یک سؤال مشترک در میان کسانی که علاقه‌مند به ثبت‌نام در یک سیستم ارائه‌دهنده سیگنال فارکس هستند، این است که آیا آن‌ها باید با یک حساب دمو شروع کنند و یا این که مستقیماً با یک حساب معاملاتی واقعی کار خود را آغاز کنند. هر معامله‌گر باید بر اساس میل به ریسک و سطح اطمینان خود به این سؤال پاسخ بدهد.

برخی از سیگنال‌دهندگان فارکس، صفحه‌ای از عملکرد دقیق به همراه پیشینه خود را ارائه می‌دهند. اگرچه نمی‌توانید به طور کامل به آن اعتماد کنید؛ اما نقطه شروع خوبی برای تصمیم‌گیری در مورد انتخاب بهترین مسیر محسوب می‌شود. پس از انجام ثبت‌نام در یک سرویس ارائه‌دهنده سیگنال، اغلب اوقات شروع با یک حساب دمو و یا ترجیحاً یک حساب واقعی با حجم کم ایده خوبی است؛ تا ببینید که عملکرد شما با صفحه عملکرد ارائه‌دهندگان سیگنال چقدر همخوانی دارد.

نکاتی در انجام معاملات با حساب دمو وجود دارد که یک معامله‌گر تازه‌کار باید از آن آگاه باشد. معایب معامله‌گری با یک حساب دمو عبارتند از:

  • حساب‌های دمو اغلب برای مدت زمان محدودی قابل استفاده هستند.
  • شرایط در معاملات واقعی اغلب با معاملات دمو متفاوت خواهد بود.
  • ممکن است شما درک درستی از اسلیپیج (Slippage) و اجرای یک سفارش را بدست نیاورید.
  • اسپرد حساب دمو ممکن است با حساب واقعی متفاوت باشد.
  • ممکن است از همان لوریجی که در نسخه‌ی دمو استفاده می‌کنید، در یک حساب واقعی استفاده نکنید.
  • از آن جا که پول واقعی در حساب دمو وجود ندارد، واکنش‌های احساسی شما نسبت به یک حساب با پول واقعی بسیار متفاوت خواهد بود.

هیچ چیز قطعی در مورد معامله‌گری در بازارها وجود ندارد. شما نمی‌توانید رفتار بازار را در هنگام قرار گرفتن در یک پوزیشن کنترل کنید. تنها چیزی که می‌توانید تحت کنترل داشته باشید، خطر قرار گرفتن در معرض ریسک بازار است.

چرا باید معامله در فارکس را با حساب دمو شروع کنید؟

سیگنال‌دهندگان برتر و معامله‌گرانی که به صورت جدی در فارکس فعالیت دارند، مدیریت و کاهش ریسک در همه زمان‌ها که نقش اصلی یک معامله‌گر است را در نظر می‌گیرند. تنها با کنترل ریسک می‌توانید توانایی معامله در یک روز دیگر را داشته باشید. اگر ریسک را نادیده بگیرید، یقیناً در نهایت حساب معاملاتی خود را از بین خواهید برد.

مدیریت ریسک

صرف نظر از این که ارائه دهنده سیگنال فارکس چقدر در پیدا کردن فرصت‌های معاملاتی خوب عمل می‌کند، در نهایت این وظیفه شما است که حساب خود را از دیدگاه مدیریت ریسک و تعیین حجم معاملات کنترل کنید. افراد، همیشه محافظه‌کار بودن در معاملات را با بی‌پروا بودن اشتباه می‌گیرند.

برای کاهش ریسک خود در بازار، کارهای بسیاری وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را انجام دهید. واضح‌ترین و احتمالاً مؤثرترین آن‌ها، قرار دادن یک استاپ قوی در معامله و عدم جابجایی آن تحت هر شرایطی است. اگر بتوانید یاد بگیرید که فقط همین یک جنبه معامله‌گری را در نظر داشته باشید، از عموم معامله‌گران پیشی خواهید گرفت.

راه دوم برای محدود کردن ریسک، انجام معامله تنها با لوریج معقول است. از لوریج بیش از حد استفاده نکنید؛ که این کار موجب زیان سنگین شما می‌شود.

نسبت به هر سیگنال‌دهنده فارکسی که عملکرد سیگنال‌های خود را بر اساس لوریج‌های بالا، بهتر نمایش می‌دهد و یا پیشنهادی برای ایجاد حد ضرر در هشدار معاملاتی خود ارائه نمی‌دهد، محتاط باشید.

روانشناسی

شکی نیست که برای کسب سود مداوم در بازار فارکس، داشتن یک ذهنیت برنده امری ضروری است. معامله‌گران باتجربه مطلع‌اند که هنگام انجام معامله باید در یک چارچوب ذهنی مناسب قرار بگیرند؛ در غیر این صورت ریسک اتخاذ تصمیمات نادرستی را دارند که به ناچار منجر به بروز خطاهای معاملاتی می‌شود.

آن دسته از معامله‌گران که از یک سیگنال‌دهنده قابل اعتماد پیروی می‌کنند نیز از احساساتی که می‌تواند بر روانشان تأثیر بگذارد، مصون نیستند. بنابراین مهم است که بدانید چه زمانی از ذهنیت درست دور می‌شوید و هر از گاهی باید خود را مورد بررسی قرار بدهید.

دو گرایش اصلی روانشناختی که می‌تواند یک معامله‌گر را از پیشرفت بازدارد، ترس و طمع هستند.

ترس باعث می‌شود که معامله‌گر به خود شک کند و پوزیشن را خیلی زود ببندد. معامله‌گری که دچار ترس می‌شود، بر اساس منطق عمل نکرده و آنقدر تحت تأثیر عوارض جانبی بازار قرار می‌گیرد که به روند موفقیت خود آسیب می‌رساند.

طمع، در سمت دیگر قرار می‌گیرد. هنگامی که یک معامله‌گر دچار طمع می‌شود، بیش از حد خوش‌بین شده و خود را متقاعد می‌کند که بیشتر از بازار می‌داند و فکر می‌کند که هیچ اشتباهی برای او رخ نمی‌دهد. وقتی که بوی پول به مشام آن‌ها می‌رسد، انجام معاملات و استفاده از لوریج بیش از حد را شروع می‌کنند. این کار معمولاً منجر به اتفاقات غیرمنتظره‌ای می‌شود که سرانجام باعث تأمل و بررسی معامله‌گر در مورد رفتار متکبرانه خود در بازار می‌گردد.

اجتناب از کلاهبرداری

گرچه برخی از سیگنال‌دهندگان فارکس، در بازار بسیار معتبر هستند؛ اما پیدا کردن آن‌ها همیشه کار آسانی نیست. به معامله‌گرانی که به دنبال یک سرویس حرفه‌ای ارائه‌دهنده سیگنال‌های فارکس هستند، توصیه می‌شود تحقیقات مناسبی را انجام دهند تا از واقعی و شفاف بودن خدمات ارائه‌دهنده‌ای سیگنال اطمینان حاصل کنند.

یکی از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از کلاهبرداری سیگنال‌های فارکس، پیروی از برخی از باور‌های رایج قدیمی است؛ «اگر یک چیز آنقدر خوب است که باورکردنی نیست، احتمالاً کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است!»

مواردی که باید مورد بررسی قرار بگیرند عبارتند از:

  • ارائه‌دهنده سیگنال فارکس سابقه عملکرد خود را نشان نمی‌دهد؛ این موضوع را که خدماتشان سودآور است را عنوان می‌کنند، اما هیچ مدرک و یا پیشینه‌ای برای اثبات ادعای خود ندارند.
  • ارائه‌دهنده سیگنال، وین ریت مثبت ۸۰ تا ۹۰ درصدی دارد؛ گرچه ممکن است که آن‌ها به صورت آشکار کلاهبرداری انجام ندهند؛ اما به طور معمول برای دستیابی به این وین ریت، مقادیر زیادی را در مقابل اهداف بسیار کوچک ریسک می‌کنند. این وین ریت مهندسی شده، کاربران را برای ثبت‌نام گمراه می‌کند.
  • ارائه‌دهنده سیگنال، مدعی بی‌نقص بودن استراتژی خود است و یا مقادیر مشخصی از پیپ را در هفته و ماه در نظر می‌گیرد و یا این که بازده x درصدی را در سال تضمین می‌کند. واقعیت این است که هیچ کس نمی‌تواند چیزی را در بازارها تضمین کند و شما باید از ارائه‌دهندگان سیگنال و خدمات که چنین ادعاهای نادرست و گمراه کننده می‌کنند، دوری کنید.
  • نسبت به هر ارائه‌دهنده سیگنال فارکسی که خطرات ناشی از معاملات ارز را دست‌کم می‌گیرد، محتاط باشید. اگرچه می‌توانید سودهای بسیار سالمی را در معاملات بازارهای فارکس بدست بیاورید؛ اما آن‌ها بدون ریسک نبوده و فقط باید با حجم پولی که می‌توانید با از دست دادن آن کنار بیایید، معاملات را انجام دهید.
  • سرویسی که به دنبال خرید سیگنال‌های فارکس از آن هستید را بررسی کرده و از عدم اعتبار منفی آن در فضای مجازی، اطمینان حاصل کنید. بعضی اوقات ممکن است بتوانید به صورت آنلاین برخی از نظرات را درباره ارائه‌دهندگان سیگنال مطالعه کنید. شما باید هنگام انجام این کار نیز مراقب باشید؛ زیرا متأسفانه برخی از سایت‌های بررسی سیگنال‌های فارکس، اطلاعات جعلی منتشر می‌کنند.

قانونمند باشید

بسیاری از معامله‌گران، نسبت به حفظ قانونمندی در معاملات خود کم توجه‌اند. پیروی از دقیق‌ترین ارائه‌دهنده سیگنال‌های فارکس و یا سیستم‌های معاملاتی به تنهایی کافی نیست. گرچه این کار مطمئناً می‌تواند به شما کمک کند؛ اما قرار نیست که جادو کند. برای پیش برد استراتژی، قانونمندی و داشتن یک چارچوب ذهنی مناسب لازم است.

اما بسیاری از معامله‌گران خیلی سریع تسلیم می‌شوند و به استراتژی یا سیستم، زمان کافی برای تحقق اهداف نمی‌دهند. آن‌ها به محض مشاهده اولین نشانه‌های یک افت سرمایه، جا زده و عقب می‌کشند. سپس به جستجوی مورد بعدی می‌روند که معتقدند ثروت‌هایی که به دنبال آن هستند را برای آنان فراهم می‌کند. این کار، یک چرخه بی‌پایان ایجاد می‌کند که در نهایت به ناامیدی منجر می‌گردد. بنابراین، چه از یک ارائه‌دهنده سیگنال پیروی کنید، چه از یک سیستم معاملاتی استفاده کنید و یا حتی اگر روش اختیاری خودتان را داشته باشید، باید یاد بگیرید که صبور باشید و به استراتژی، فرصت کافی برای رسیدن به نتیجه را بدهید.

ریچارد دنیس»، معامله‌گر افسانه‌ای، درباره اهمیت قانونمند بودن در معامله‌گری گفته است:
“شما می‌توانید با انتشار قوانین معامله‌گری در روزنامه، متوجه شوید که پس از آن نیز هیچ کس از آن‌ها پیروی نمی‌کند. نکته اصلی، ثبات و قانونمندی است. تقریباً هر کسی می‌تواند لیستی از قوانین را تشکیل دهد که به خوبی ۸۰ درصد از آنچه که به مردم آموخته‌ایم باشد. کاری که آن‌ها نمی‌توانند انجام دهند این است که به دیگران اعتماد به نفسی بدهند که حتی اگر اوضاع بد پیش برود، به آن قوانین پایبند باشند.”

یک رویای ناممکن

افراد زیادی وارد بازار فارکس می‌شوند و قصد دارند تا به وسیله آن سریعاً ثروتمند شوند. آن‌ها به دنبال یک سیستم معاملاتی بی‌نقص هستند که هر چند ماه یکبار، بازده سه رقمی را برایشان ایجاد ‌کند. این باور غیرواقعی بوده و این توهم فقط باعث می‌شود تا بسیاری از آن‌ها پس از مدت کوتاهی که در بازار فارکس معامله می‌کنند و میلیونر نمی‌شوند، با ناامیدی روبرو شوند.

فقط یک لحظه در مورد آن عمیق‌تر فکر کنید. بهترین صندوق‌های پوشش ریسک در جهان که با هوش‌ترین افراد را در اختیار دارند، با یک منبع بی‌پایان پول نقد نیز قادر به یافتن چیزی نزدیک به استراتژی و سیستم معاملاتی ایده‌آل و بی‌نقص نیستند. آن‌ها به اندازه کافی زیرک هستند تا حتی چنین چیزی را جستجو نکنند؛ زیرا مدت‌ها پیش متوجه شده‌اند که اصلاً وجود خارجی ندارد. تمرکز باید بر روی ایجاد یک مزیت معاملاتی در بازار و حفظ آن در یک دوره طولانی در معاملات باشد تا یک نتیجه کلی‌ سودآور ایجاد کند.

بنابراین کسانی که به دنبال یک سیستم معاملاتی و یا ارائه‌دهنده سیگنال هستند تا سیگنال‌های معاملاتی بدون ریسک را در اختیار آن‌ها قرار بدهد، احتمالاً با ناامیدی روبرو می‌شوند. از معاملات خود و از خدماتی که توسط سیگنال‌دهنده معتبر پیشنهاد می‌شود، انتظارات واقع‌بینانه داشته باشید. یکی از سخت‌ترین کارها در معامله‌گری این است که حتی در مواقعی که پول از دست می‌دهید، به یک استراتژی پایبند بمانید؛ اما انجام این کار ضروری است و در غیر این صورت، شما صرفاً مسیری را طی می‌کنید که دارای هیچ مقصدی نیست.

فارکس بدون سانسور

رشد یک حساب

اکنون که می‌دانید هیچ استراتژی بی‌نقصی وجود ندارد، می‌خواهیم شما را با سود مرکب آشنا کنیم.

«آلبرت انیشتین» می‌گوید:

“سود مرکب، بزرگترین کشف ریاضی در تمام دوران است.”

بهترین و مؤثرترین روش برای رشد یک حساب کم حجم و تبدیل آن به یک حساب با حجم زیاد، استفاده از قدرت سود مرکب است. اکثر معامله‌گران تازه وارد، با تلاش برای یافتن یک سیستم عالی که وجود خارجی ندارد، به سادگی از اثرات گسترده‌ای که سود مرکب می‌تواند حتی در یک استراتژی معاملاتی نسبتاً متوسط داشته باشد، غافل می‌شوند.

در اینجا یک نمونه فرضی از رشد یک حساب معاملاتی بر اساس مفروضات زیر را عنوان می‌کنیم:

_ سرمایه اولیه: ۵.۰۰۰ دلار

_ افزایش سالانه سرمایه: ۰ دلار

_ میانگین سود ماهانه: ۴ درصد

_ سال رشد: ۱۰ سال

نتیجه چیست؟ بیایید نگاهی بیندازیم:

حجم حساب پس از گذشت ۱۰ سال: ۶۰۲،۷۲۱ دلار

این یک نمونه از سود مرکب حیرت انگیز ۱۲.۰۰۰ درصدی طی ۱۰ سال است؛ که با یک استراتژی معاملاتی سالانه ۴۸ درصدی محقق شده است. در صورت داشتن یک استراتژی معاملاتی خوب و استفاده از لوریج معقول، این بازده در بازار فارکس قابل دستیابی است.

اما به خاطر داشته باشید که این مثال برای درک قدرت سود مرکب بود و به هیچ وجه نمی‌توان گفت که در هر صورت همین نتیجه حاصل می‌شود.

در اصل، شما می‌خواهید جستجوی یک سیستم بی‌نقص را فراموش کرده و بیشتر روی معامله‌گری با یک استراتژی خوب و یا پیروی از یک ارائه‌دهنده سیگنال‌های معتبر فارکس تمرکز کنید، مدیریت ریسک را در نظر بگیرید و سعی کنید از قدرت سود مرکب برای تبدیل یک حساب کم حجم به یک حساب با حجم زیاد استفاده کنید.

چگونه یک حساب معاملاتی کوچک را رشد دهیم؟

معامله‌گر پاره‌ وقت

روش‌های مختلفی برای فعالیت علاقه‌مندان بازارهای فارکس وجود دارد. شما ممکن است در حال حاضر مشغول به یک کار تمام وقت بوده و در بازارهای فارکس، فقط به دنبال افزایش یک منبع درآمد برای خود باشید؛ و یا حتی ممکن است قصد داشته باشید تا از یک معامله‌گر پاره‌ وقت به یک معامله‌گر تمام‌ وقت تبدیل شوید.

در هر وضعیت و با هر هدفی، مهم است که افراد تازه کار، به صورت پاره وقت فعالیت خود را شروع کرده و اساس معامله‌گری را از طریق مطالعه فشرده، با کمک یک مربی و یا یک سرویس سیگنال معاملاتی یاد بگیرند.

افسانه‌ای وجود دارد که می‌گوید: «هرچه معاملات بیشتری داشته باشید، می‌توانید پول بیشتری را در بازارها کسب کنید» و به همین ترتیب بسیاری از معامله‌گران تازه وارد به انجام معاملات روزانه گرایش پیدا کنند. حقیقت امر این است که بهترین شانس شما برای موفقیت به عنوان یک معامله‌گر، با انجام معاملات در بازه‌های زمانی بلندتر اتفاق می‌افتد.

هزینه‌های معاملاتی مربوط به الگوهای ۴ ساعته، ۸ ساعته و نمودارهای روزانه، بسیار مطلوب‌تر از هزینه‌های نمودار ۵ ، ۱۰ و یا ۱۵ دقیقه‌ای است؛ و اگر شما یک معامله‌گر پاره وقت باشید، باید این موضوع را آویزه گوش خود کنید. نیازی نیست که تمام روز را به عنوان یک معامله‌گر پشت صفحه کامپیوتر بنشینید؛ در واقع همان طور که پیش‌تر اشاره کردیم، انجام ندادن این کار به نفع شما خواهد بود.

صرف نظر از استفاده از یک استراتژی معاملاتی که خودتان ایجاد کرده‌اید و راهنمایی گرفتن از یک سرویس سیگنال فارکس، به طور کلی بهتر است تجزیه و تحلیل نمودار خود را در بازه‌های زمانی بلندتر انجام داده و سپس سفارشات خود را با در نظر گرفتن حدود سود و ضرر در بازار لحاظ کنید؛ پس از آن فقط صبر کنید و به بازار اجازه دهید تا بقیه کار را انجام دهد.

چگونه در ناحیه عرضه و تقاضا معامله کنیم ؟

درک علت حرکات جفت ارز‌ها در پیشرفت معامله‌گران در بازار فارکس نقشی حیاتی دارد. در ساده‌ترین حالت ممکن، قیمت به دلیل عدم تعادل بین عرضه و تقاضا نوسان می‌کند. اگر این موضوع را بتوانید درک کنید آنگاه به فرآیند معامله‌گری نگاهی منطقی خواهید داشت. در این مقاله به بحث در مورد سیستم عرضه و تقاضا می‌پردازیم. در ادامه نحوه تعیین نواحی عرضه و تقاضا و استفاده از آن‌ها در یک استراتژی جامع را شرح می‌دهیم.

عرضه و تقاضا در معامله‌گری

مفهوم عرضه و تقاضا هسته مرکزی اکثر نظریات اقتصادی است. قانون عرضه و تقاضا می‌گوید که اگر عرضه کالایی زیاد و تقاضا کم باشد، مازاد تولید موجب کاهش قیمت می‌شود. و برعکس، اگر عرضه یک کالا کم و تقاضا زیاد باشد، این کمبود قیمت را افزایش می‌دهد.

درک این قانون کار سختی نیست و می‌توان آن را به تمام ابزارهای قابل معامله تعمیم داد.

در بازار فارکس، اگر عرضه جفت ارزی زیاد و تقاضا برای آن کم باشد، قیمت کاهش می‌یابد. اگر عرضه جفت ارز کم و تقاضا برای آن زیاد باشد، این امر باعث افزایش قیمت می‌شود.

عرضه و تقاضای جفت ارز‌ها توسط بازیگران بازار کنترل می‌شود. این بازیگران دولت‌ها، بانک‌ها، سرمایه‌گذاران، صندوق‌ها و سفته‌بازان هستند. اقدامات بازیگران دائماً عرضه و تقاضای جفت ارز را تغییر داده و باعث نوسان قیمت می‌شود. اگر معامله‌ای روی یکی از جفت ارز‌ها باز کنید، در معادله عرضه و تقاضای آن شرکت می‌کنید.

نواحی عرضه و تقاضا

عدم تعادل عرضه و تقاضا را می‌توان در نمودارهای قیمت مشاهده کرد. هر تیک قیمتی روی نمودار نشان‌دهنده تغییر نگرش معامله گران نسبت به جفت ارز مربوطه است. بنابراین، اگر معامله‌گران در سطح مشخصی نسبت به یک جفت ارز گرایش داشته باشند، این گرایش توسط معامله‌گران حرفه‌ای قابل‌تشخیص است.

به‌ عنوان‌ مثال اگر جفت ارزی تحت‌ فشار فروش رو به پایین حرکت کند برخی از معامله‌گران سفارشات شرطی خرید (Buy limit) خود را در سطوحی مشخص، زیر قیمت قرار می‌دهند. این افراد معتقدند که قیمت از سفارش آن‌ها عبور نخواهد کرد. آن‌ها بر مبنای توقف روند نزولی در این سطوح سفارش خرید خود را قرار می‌دهند. اگر افراد یا مؤسسات زیادی چنین نگرشی داشته باشند، در این ناحیه سفارش خرید بزرگی تشکیل می‌شود. درنتیجه با رسیدن به این سطح، تقاضا افزایش‌ یافته و شاید حتی موجب صعود شارپ قیمت نیز شود.

همین مسئله در جهت مخالف نیز صادق است. اگر حجم زیادی سفارش فروش بالاتر از قیمت انباشت شود، رسیدن به آن منطقه و افزایش عرضه باعث کاهش شدید قیمت می‌شود.

به‌این‌ترتیب، معامله‌گران باید از این دو سطح مهم در نمودارهای خود آگاه باشند، منطقه تقاضا و منطقه عرضه، جایی است که قیمت‌ احتمالاً افزایش و کاهش می‌یابد.

ناحیه تقاضا

این ناحیه در پایین قیمت فعلی بوده و تمایل به خرید در آن بسیار بالا است. با نگاهی به نمودار زیر می‌توان دید که تمایل به خرید در ناحیه تقاضا بسیار بالا است که نشان از حجم بالای سفارشات خرید شرطی دارد. به همین دلیل با رسیدن قیمت به این ناحیه بخشی از سفارشات خرید فعال می‌شوند. در این نواحی عکس‌العمل قیمت معمولاً بسیار سریع است و هرچه این سرعت بالاتر باشد به معنای حجم بیشتر سفارشات است.

همان‌طور که در نمودار ۴ ساعته USDCAD مشاهده می‌کنید سطح تقاضا بین ۱.۲۴۰۰ و ۱.۲۳۶۰ بسیار قوی است. هر بار که قیمت به این ناحیه می‌رسد سریعاً افزایش می‌یابد. دقت کنید ناحیه تقاضا را حتماً به‌صورت یک ناحیه مشخص کنید نه یک خط.

ناحیه عرضه

ناحیه عرضه دقیقا عکس ناحیه تقاضا تعریف می‌شود. این ناحیه در بالای قیمت قرار داشته و حجم سفارشات فروش نسبتا بالایی را در خود جای‌داده است. با رسیدن قیمت به این ناحیه سفارشات فروش به‌تدریج فعال می‌شوند. معامله گران جفت ارز مربوطه را فروخته و قیمت آن افت می‌کند. همانند تقاضا، عرضه هم یک ناحیه است نه یک خط.

نمودار جفت ارز GBPUSD را در تایم فریم ۱ ساعته مشاهده می‌کنید. ناحیه عرضه در نمودار مشخص‌شده است. هر بار که قیمت به این ناحیه می‌رسد شروع به ریزش می‌کند.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، با رسیدن به نواحی عرضه و تقاضا به‌احتمال‌ قوی برگشت قیمتی رخ خواهد داد. بنابراین معامله گران از این نواحی برای ورود به بازار استفاده می‌کنند. اگر قیمت با رسیدن به ناحیه تقاضا افزایش یابد، فرصت خرید برای آن جفت ارز فراهم است. فرصت فروش هم با برگشت قیمت از ناحیه عرضه فراهم می‌شود.

رسم نواحی عرضه و تقاضا

رسم نواحی عرضه و تقاضا روی نمودار همواره مفید است. این کار باعث می‌شود تا شما به‌صورت چشمی بدانید که در کجا هستید و با رسیدن قیمت به نواحی عرضه (S) / تقاضا (D) آماده معامله خواهید بود.

نحوه یافتن نواحی عرضه و تقاضا

اگر درباره نحوه یافتن این نواحی سؤال دارید کاملا طبیعی است، اما وقتی بدانید که باید دنبال چه مواردی بگردید شناسایی این نواحی بسیار ساده خواهد بود. ابتدا نمودار تایم فریم معاملاتی خود را بزرگ کنید و به بازه زمانی سطح بالاتر بعدی بروید. به عنوان مثال اگر در تایم‌ فریم یک ساعته معامله می‌کنید به تایم فریم ۴ ساعته بروید. با این کار همانند یک عقاب دیدتان گسترده خواهد بود. سپس نقاطی را پیدا کنید که در آن‌ها قیمت واکنش شدیدی داشته است. معمولاً نقاط عطفی که قیمت از آن‌ها به‌صورت شارپ صعود یا نزول کرده، نواحی تقاضا و عرضه در نظر گرفته می‌شوند. با یافتن این نقاط عطف و استفاده از ابزارهای ترسیمی نواحی موردنظر را رسم کنید. از اندیکاتورهای عرضه و تقاضا هم برای یافتن نقاط عطف می‌توان استفاده کرد.

در تصویر فوق نمودار هفتگی AUDUSD را مشاهده می‌کنید که نواحی عرضه و تقاضا در آن رسم شده است.

روش تحلیلی عرضه و تقاضا در فارکس

سیستم‌ معاملاتی عرضه و تقاضا سیستم‌ ساده و درعین‌حال قدرتمندی است. این سیستم یکی از ناب‌ترین اصول معاملاتی را در دل خود جای‌ داده است. قوانین این سیستم بسیار ساده هستند. با رسیدن قیمت به سطح تقاضا و واکنش مثبت باید وارد معامله خرید شوید. بر اساس انبوه سفارشات خرید موجود در این ناحیه انتظار افزایش قیمت را دارید و می‌توانید از این فرصت استفاده کنید.

با رسیدن قیمت به سطح عرضه و واکنش منفی باید وارد معامله فروش شوید. دقیقا مانند حالت قبل در اینجا فرصت فروش و کسب سود برای شما مهیا است.

حد ضرر را در این معاملات باید بالای محدوده عرضه و پایین محدوده تقاضا قرار دهید. رایج‌ترین روش نگهداری معامله تا زمانی است که به قیمت به سطح مخالف برسد. مثلا اگر در سطح تقاضا معامله خود را باز کردید تا زمانی که قیمت به ناحیه عرضه برسد نباید معامله را ببندید. همچنین برای حالت عکس که در سطح عرضه معامله را باز می‌کنید، باید معامله را در محدوده تقاضا ببندید. با این‌حال در اغلب موارد ممکن است سطح مشخصی به عنوان هدف معامله وجود نداشته باشد یا اینکه فاصله‌اش به‌ قدری باشد که قیمت نتواند به آن برسد. بنابراین پیشنهاد ما این است که برای تعیین نقطه خروج از تحلیل‌هایی نظیر خط روند، کانال و سوینگ‌های کف و سقف استفاده کنید.

مدیریت معامله سطوح عرضه و تقاضا

حال توضیحات فوق را با نمونه‌های واقعی ترکیب می‌کنیم.

نمودار زوم شده GBPUSD در تایم فریم ۱ ساعته را در نظر بگیرید. در گوشه پایین سمت چپ نواحی عرضه و تقاضا را شاهد هستیم. ناحیه تقاضا با آبی و ناحیه عرضه با صورتی مشخص‌ شده است. مشاهده می‌کنید که قیمت پس از کاهش قبلی خود، ناحیه تقاضا را شکل می‌دهد. قیمت چندین بار از ناحیه تقاضا جهش کرد و چندین فرصت برای ورود به معامله ایجاد می‌کند. فرض ما این است که قیمت هر بار پس از برخورد به این ناحیه سفارشات خرید جدیدی فعال می‌کند که آن را به بالا پرتاب می‌کنند. همان‌طور که در تصویر مشخص است حدضرر زیر ناحیه تقاضا تنظیم‌ شده است. با افزایش قیمت از ناحیه تقاضا، به نزدیک‌ترین منطقه عرضه در بالا می‌رسیم. قیمت با شتاب زیادی که دارد از این ناحیه عبور می‌کند و این سرنخ را به ما می‌دهد که شاید این ناحیه قدرت چندانی نداشته و روند صعودی ادامه‌دار است. به همین دلیل و با فرض ادامه‌دار بودن افزایش قیمت، می‌توان در معامله ماند.

همین اتفاق دقیقا رخ می‌دهد و وارد یک رالی قیمتی می‌شویم. در این مسیر شاهد کف‌ها و سقف‌های بالاتر هستیم که روند صعودی این جفت ارز را تائید می‌کنند. صعود به مدت ۱ هفته ادامه دارد و پس‌ از آن نشانه‌های اتمام روند آغاز می‌شوند. کانال نزولی قرمز رنگ که سقف و کف‌های پایین‌تری دارد نشانه واضحی از اتمام روند صعودی و احتمال شروع روندی نزولی است. بنابراین خروج از معامله در دومین کف رو به پایین، پس از دو سقف رو به پایین، منطقی است.

حال به سراغ مثالی از سناریوی مخالف در ناحیه عرضه می‌رویم.

نمودار USDJPY در تایم فریم روزانه مثالی از ناحیه عرضه را نشان می‌دهد. دو فلش آبی کوچک ناحیه عرضه را مشخص می‌کنند. ما به دنبال معاملاتی هستیم که به این سطح مربوط می‌شوند. پس از رشد قیمت در اولین فلش سبز رنگ می‌توان به معامله فروش این جفت ارز وارد شد. پس از ورود، قیمت شروع به کاهش می‌کند و پس از تشکیل کفی جدید دوباره صعودی شارپ دارد که بازهم به ناحیه عرضه برخورد می‌کند. با برگشت دوباره قیمت به این ناحیه بازهم می‌توان وارد فروش شد. قیمت ریزش سنگینی انجام می‌دهد و به ناحیه صورتی رنگ که ناحیه تقاضا است رسیده و افزایش می‌یابد. زمانی که متوجه صعود قیمت از ناحیه تقاضا شدید می‌توانید معامله فروش دوم را ببندید.

قیمت از ناحیه عرضه برمی‌گردد و دوباره افت می‌کند، با این تفاوت که این بار با ایجاد گپ از ناحیه تقاضا نیز عبور می‌کند. فشار فروش در اینجا قوی‌تر از حالت معمول است و شما برای ماندن در معامله و همراهی با روند نزولی باید دلایل کافی داشته باشید. خط روند زرد رنگ قدرت روند نزولی را نشان می‌دهد و می‌توان تا زمانی که این خط روند شکسته نشده در معامله ماند. فلش قرمز رنگ شکست خط روند را مشخص کرده است، حال سیگنال معتبری برای خروج از معامله داریم.

در هر سه معامله ذکرشده حد ضرر بالای ناحیه عرضه با خطوط افقی قرمز رنگ مشخص‌ شده‌اند.

در خاتمه

  • قانون عرضه و تقاضا می‌گوید:
    • اگر تقاضا بالا و عرضه کم باشد، قیمت افزایش می‌یابد.
    • اگر عرضه بالا و تقاضا کم باشد، قیمت کاهش می‌یابد.
  • تعمیم قانون عرضه و تقاضا در فارکس:
    • فشار خرید بالا (تقاضا) موجب افزایش قیمت می‌شود.
    • فشار فروش بالا (عرضه) موجب کاهش قیمت می‌شود.
  • نواحی عرضه و تقاضا در فارکس نقاط عطفی هستند که قیمت معمولاً از آنجا برگشت می‌کند.
  • این نواحی به‌صورت چشمی روی چارت مشخص می‌شوند:
    • ناحیه تقاضا زیر قیمت قرار داشته و انتظار داریم فشار خرید در آنجا با توجه به سفارشات فعال نشده موجود، افزایش یابد.
    • ناحیه عرضه بالای قیمت قرار داشته و انتظار داریم فشار فروش با توجه به سفارشات فعال نشده موجود، افزایش یابد.
  • برای رسم نواحی عرضه و تقاضا باید:
    • نقاطی که قیمت با حرکات شارپ تشکیل کف یا سقف داده را مشخص کنید.
    • با استفاده از ابزارهای رسم این ناحیه را روی نمودار رسم کنید.
  • برای معامله به روش عرضه و تقاضا در فارکس باید:
    • با افزایش قیمت از ناحیه تقاضا وارد خرید شوید. حدضرر را زیر این ناحیه قرار دهید.
    • با کاهش قیمت از ناحیه عرضه وارد فروش شوید. حدضرر را بالای این ناحیه قرار دهید.
    • تا رسیدن قیمت به ناحیه مخالف در معامله بمانید یا از سایر روش‌های تکنیکالی برای خروج کمک بگیرید.

چگونگی استفاده از همپوشانی برای معاملات فارکس

همپوشانی

معامله جفت‌ارز‌های فارکس معمولا به عنوان یک هنر شناخته می‌شود تا یک علم، چون نیازمند تجربه و بینش است تا بتواند منجر به سودآوری مستمر شود. برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر موفق فارکس، به یک مزیت نیاز دارید تا شما را به سودآوری مستمر برساند. یک مزیت که به شما اجازه دهد هنگام سودآوری، به اندازه کافی درآمد کسب کنید و به هنگام یک معامله ضررده، کمتر از سودتان ضرر کنید. همپوشانی معاملات فارکس همان مغهومی است که مزیت مورد نیازتان را برای پیشرفت در بازار فارکس در اختیارتان می‌گذارد.

ابتدا شرح می‌دهیم که همپوشانی (confluence) چیست. به‌طور خلاصه، روش معامله با استفاده از همپوشانی به معنای ترکیب دو یا چند تکنیک یا تحلیل معاملاتی است تا احتمال موفقیت معاملات شما را افزایش دهد.

برای مثال تحلیل تکنیکال، یک بررسی از الگوهای گذشته قیمت برای پیش‌بینی حرکات جهت‌دار آینده یک جفت‌ارز یا هر دارایی دیگر است. از این‌رو، اگر از یک ابزار تحلیل تکنیکال که ۶۰ درصد دقت پیش‌بینی حرکت قیمت را دارد استفاده کنید و سپس یک ابزار غیرهمبسته تحلیل تکنیکال دیگر را برای غربال‌گری بیشتر به‌کار بگیرید، احتمال موفقیت معامله خود را افزایش می‌دهید. این ایده اصلی پشت معامله فارکس با همپوشانی است و یک معامله‌گر فارکس با روش‌های بسیاری می‌تواند مفهوم همپوشانی را در برنامه معاملاتی خود پیاده‌سازی کند.

معامله فارکس با همپوشانی تحلیل تکنیکال

یک همپوشانی تحلیل تکنیکال زمانی حاصل می‌شود که یک ست‌آپ معاملاتی با استفاده از چندین ابزار تحلیل تکنیکال داشته باشید و تمامی این تحلیل‌های مستقل، جهت یکسانی برای حرکت قیمت را نشان دهند‌.

برای مثال اگر از یک اندیکاتور اوسیلاتور مثل استوکستیک استفاده می‌کنید، می‌تواند در نزدیکی یک سطح مقاومت اصلی، شرایط اشباع خرید را نشان دهد‌. این سطح مقاومت می‌تواند یک عدد رند بزرگ نیز باشد. اگر براساس این عوامل تکنیکال، یک سفارش فروش ثبت کنید، درواقع درحال استفاده از همپوشانی تحلیل تکنیکال هستید.

تصویر ۱: معامله همپوشانی با استفاده از اندیکاتور استوکستیک، خط روند و سطوح حمایت/مقاومت

تصویر بالا، نمودار روزانه جفت‌ارز EUR/AUD را نمایش می‌دهد. در این مثال مشاهده می‌کنیم که اندیکاتور استوکستیک، به وضوح بالای سطح ۸۰ قرار دارد. (شماره ۱ در تصویر)

معامله گران فارکس، همچین شرایطی را به عنوان یک بازار اشباع خرید در نظر می‌گیرند. وقتی بازار در شرایط اشباع خرید باشد، نشان می‌دهد که قیمت به زودی می‌تواند در خلاف جهت روند موجود برگردد و احتمالا یک حرکت اصلاحی داشته باشد.

علاوه بر این به محض اینکه قیمت به سطح ۱.۵۵۷۵ رسید، یک خط روند نزولی تشکیل داد (شماره ۲ در تصویر)، که قیمت چندین بار به بالای خط روند نفوذ کرد‌. با این‌حال قیمت قادر نبوده در تایم‌فریم روزانه بالای آن بسته شود. شکل‌گیری خط روند نزولی، ضعیف شدن حرکت صعودی در بالای این سطح قیمتی را هشدار می‌دهد. سپس مشاهده می‌کنید که قیمت به سطح ۱.۵۲۰۰ به عنوان یک ناحیه برگشتی روانی که قبلا هم به عنوان حمایت و هم مقاومت عمل کرده است، احترام می‌گذارد. (شماره ۳ در تصویر)

بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای فارکس، سطوح قیمتی که روی اعداد رند قرار دارند را به عنوان سطوح روانی مهم در نظر می‌گیرند، در نتیجه این سطح حمایت و مقاومت، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.

وقتی همپوشانی قیمت در یک سطح حمایت و مقاومت وجود داشته باشد، معمولا برای معامله‌گران سازمان‌های بزرگ، بازارسازها و سایر افرادی که این سطوح قیمتی را موقعیت‌هایی برای ثبت سفارش‌های در انتظار می‌شناسند، جذاب است. بنابراین خریداران و فروشندگان، پیرامون این همپوشانی سطوح اصلی قیمت، روبروی هم قرار می‌گیرند.

ست‌آپ معاملاتی در تصویر ۱ ، یک همپوشانی از سه عامل تکنیکال متفاوت را روی نمودار قیمت به تصویر می‌کشد:

  1. یک اندیکاتور تکنیکال، احتمال یک تغییر روند قریب الوقوع را نشان می‌دهد.
  2. شکل‌گیری یک خط روند نزولی، از حرکت قیمت EUR/AUD به سمت بالا جلوگیری می‌کند.
  3. فشرده شدن قیمت در نزدیکی عدد رند مهم روانی، از حرکت نزولی حمایت می‌کند.

وقتی قیمت EUR/AUD در تاریخ ۱۵ ژوئن سال ۲۰۱۶، زیر نقطه برگشتی نزدیک ۱.۵۲۰۰ بسته شد، یک حرکت نزولی را هشدار داد. اگر به محض بسته شدن قیمت زیر سطح ۱‌.۵۲۰۰ ،سفارش فروش خود را باز می‌کردید و حدضرر خود را بالای خط روند نزولی نزدیک ۱.۵۴۱۵ قرار می‌دادید، این معامله طی دو هفته آتی قابلیت سودآوری بیش از ۷۰۰ پیپ را داشت.

تصویر ۲: استفاده از اندیکاتورهای متفاوت تحلیل تکنیکال برای یافتن همپوشانی

در تصویر ۲ نمودار روزانه EUR/USD را بررسی می‌کنیم. اینجا دو اندیکاتور متفاوت تحلیل تکنیکال را برای تشخیص همپوشانیبکار می‌بریم:

  1. یک تقاطع میانگین متحرک ساده (SMA)، متشکل از SMA (5) و SMA (21)
  2. شاخص میانگین جهت‌دار (ADX) با تنظیمات پیشفرض

ابتدا در تاریخ ۲ اکتبر سال ۲۰۱۶، اندیکاتور شاخص میانگین جهت‌دار (شماره ۱)، با رد شدن خط D1- به بالای خط DI+، یک سیگنال فروش صادر کرد‌. در این‌ لحظه می‌توانستید فقط برمبنای همین عامل، یک موقعیت فروش ثبت کنید. با این‌حال اگر سیگنال‌های خرید و فروشی که قبلا توسط شاخص میانگین جهت‌دار صادر شده بود را با دقت بررسی کنید، مشاهده می‌کنید که به‌دلیل شرایط رنج بودن بازار، اکثر این سیگنال‌ها منجر به حرکت جهت‌دار قابل توجهی در قیمت نشده‌اند. از این‌رو اگر سیگنال شاخص میانگین جهت‌دار را با استفاده از یک ابزار تحلیل روند مانند میانگین متحرک متقاطع ترکیب کنید، این کار احتمال تشخیص یک روند درحال ظهور را افزایش می‌دهد.

چهار روز پس از سیگنال ADX، متوجه عبور میانگین متحرک ساده (۵) به زیر میانگین متحرک ساده (۲۱) می‌شوید (عدد ۲). طی سه روزی که کراس‌اوور میانگین‌های متحرک انجام گرفت، EUR/USD یک حرکت نزولی را شروع کرده و نزدیک ۳۵۰ پیپ به سمت پایین حرکت کرد.

با اعمال همپوشانی روی یک نمودار قیمتی، قادر بودید در زمان مناسب وارد بازار شوید و از این معامله سود خوبی بدست آورید.

بیشتر بخوانید: نقطه ورود به معامله را چگونه تعیین کنیم؟ معرفی سه استراتژی برای ورود

دقت کنید که از چه ابزار تکنیکالی استفاده می‌کنید

استفاده از یک سیگنال همپوشانی که شامل چندین ابزار تحلیل تکنیکال است، یک استراتژی معاملاتی بسیار قدرتمند محسوب می‌شود. با اینحال اگر درحال توسعه یک سیستم معاملاتی برمبنای همپوشانی هستید، باید از اندیکاتورهایی که استفاده می‌کنید، درک کاملی داشته باشید.

برای مثال در تصویر ۲، از دو نوع اندیکاتور استفاده کردیم، ولی دقت کنید که هر دوی این اندیکاتورها، اندیکاتورهای تعقیب روند هستند. اگر درکنار شاخص میانگین جهت‌دار، از یک اوسیلاتور مثل استوکستیک استفاده می‌کردیم، ممکن بود هنگام شروع روند نزولی، یک سیگنال اشباع فروش صادر کند. این سیگنال‌های متناقض ممکن است باعث سردرگمی و یا حتی مانع از انجام معامله شوند. این امر به‌ویژه در تایم‌فریم‌های پایین‌تر که قیمت در بازه‌های زمانی کوتاه‌ حرکت بسیار سریعی دارد، بیشتر صدق می‌کند.

بنابراین وقتی از یک استراتژی مبتنی بر همپوشانی در معاملات فارکس استفاده می‌کنید، باید در انتخاب ابزارهای تحلیل تکنیکال، دقت زیادی به خرج دهید. تا حد امکان، در شرایطی که بازار دارای روند است، به استفاده از اندیکاتورهای تعقیب روند ادامه دهید.

از سوی دیگر اگر بازار در شرایط رنج بود، باید از اندیکاتورهای مناسب بازارهای در فاز تثبیت، مانند اوسیلاتورها بهره برد. ولی از به‌کار‌گیری اندیکاتور‌های زیاد خودداری کنید، زیرا اساسا برای یک همپوشانی معتبر، اندیکاتورهای همگرا را ترکیب نمی‌کنید.

استفاده از پرایس اکشن برای معامله با همپوشانی در فارکس

وقتی با استفاده از همپوشانی در بازار فارکس معامله می‌کنید، لزوما نیاز به ترکیب اندیکاتور‌های پیچیده تکنیکال، یا بهره‌گیری از چندین ابزار تحلیل تکنیکال نیست. درعوض می‌توانید برای یک معامله موفق، از همپوشانی پرایس اکشن ساده و الگو‌های کندلی استفاده کنید. معامله با همپوشانی پرایس اکشن ساده، بیشتر از سایر روش‌ها توصیه می‌شود.

در بخش بعدی، چگونگی استفاده از همپوشانی پرایس اکشن با سطوح ساده حمایت و مقاومت را شرح می‌دهیم.

تصویر ۳: استفاده از الگوی پین‌بار برای معامله با همپوشانی

تصویر ۳، نمودار روزانه AUD/USD را نمایش می‌دهد. با استفاده از این مثال، چگونگی ترکیب الگوهای ساده کندل پرایس اکشن با سطوح اصلی حمایت و مقاوت را شرح می‌دهیم.

دقت کنید که دو نقطه برگشتی اصلی را که در نیمه دوم سال ۲۰۱۶ به عنوان حمایت و مقاومت عمل کرده‌اند را مشخص کرده‌ایم. اولین نقطه برگشتی عدد رند ۰.۷۵۰۰ است‌. دومین سطح حمایت و مقاومت اصلی که در سطح ۰.۷۵۷۵ قرار دارد، مناسب به نظر می‌رسد.

اعداد ترکیبی مثل ۰.۷۵۷۵، ۱.۱۱۱۱، ۱.۳۳۶۶، ۰.۸۸۸۸ و غیره به عنوان نواحی ویژه روانی شناخته می‌شوند، به این دلیل‌ که به‌خاطر سپردن این اعداد برای معامله‌گران آسان است. از این‌رو سفارشات درحال انتظار بزرگی می‌تواند پیرامون این سطوح وجود داشته باشد. همانطور که مشاهده‌ می‌کنید برای جفت‌ارز AUD/USD، سطح ۰.۷۵۷۵ مانند یک ناحیه برگشتی مهم عمل کرده و قیمت در زمان‌های مختلف به عنوان حمایت و مقاومت به آن واکنش نشان داده است.

وقتی سه پین‌بار (pinbar) که با شماره‌های ۱، ۲ و ۳ مشخص شده‌اند را با دقت بررسی می‌کنیم، مشاهده می‌شود که هرکدام از این کندل‌ها پس از برخورد به حداقل یکی از سطوح اصلی حمایت و مقاومتی که روی نمودار قیمت مشخص‌ کرده‌ایم، تشکیل شده‌اند. پین‌بار اول از نظر فنی یک پین‌بار معتبر شناخته می‌شود، اما سایه بسیار کوتاهی دارد و از این‌رو معامله آن توصیه نمی‌شود. با این‌حال پین‌بارهای شماره ۲ و ۳ ظاهر مناسب با سایه‌های بلند دارند.

اگر یک دستور شرطی خرید، بالای هرکدام از این دو کندل قرار می‌گرفت، این دو معامله پتانسیل سودآوری را داشت.


در مثال بعد، از سویینگ‌های حمایتی و مقاومتی در ترکیب با سطوح مختلف فیبوناچی اصلاحی استفاده می‌کنیم. در تصویر شماره ۴، نمودار قیمتی GBP/USD را مشاهده می‌کنید. دقت کنید که چگونه سطح ۱.۴۱۷۵ کاملا با سطح ۵۰ درصد فیبوناچی اصلاحی، همتراز است. این نوع از همپوشانی پرایس اکشن که سطوح حمایت و مقاومت با سطوح فیبوناچی همپوشانی دارند، سیگنال‌های بسیار قدرتمندی را ارایه می‌دهند.

همانطور که قبلا مطرح کردیم، منطق پشت ترکیب چندین سطوح قیمتی با اهمیت‌های متفاوت، این است که بسیاری از معامله‌گران این سطوح را تحت‌نظر دارند و سفارشات درانتظار (شرطی) زیادی را پیرامون این سطوح همپوشانی قیمت ثبت می‌کنند. از این‌رو وقتی بازار این سطوح چندلایه‌ای همپوشانی را به سمت بالا یا پایین می‌شکند، قیمت با سرعت زیادی در جهت بریک‌اوت (breakout) حرکت می‌کند.

از آنجاییکه بازار نوسانات زیادی حوالی این سطوح دارد، معامله با الگوهای کندلی مثل پین‌بار یا کندل‌ خارجی (outside bar)، در اطراف این سطوح همپوشانی، می‌تواند برای معامله‌گران فارکس بسیار سودآور باشد.

همانطور که در تصویر شماره ۴ مشاهده می‌کنید، یک شکست به بالای پین‌بار صعودی (شماره ۲ در تصویر)، به حرکت صعودی GBP/USD سرعت بخشیده و قیمت به‌سرعت به سطح ۲۳ درصد فیبوناچی اصلاحی رسیده است. اگر براساس این همپوشانی تکنیکال، یک سفارش در انتظار بای استاپ (pending Buy Stop order) در بالای سقف این پین بار صعودی قرار می‌دادید، این ست‌آپ معاملاتی قابلیت سودآوری داشت.

تصویر ۵: استفاده از همپوشانی خط روند و حمایت/مقاومت با پرایس اکشن

تا اینجا مشخص کردیم که چگونه می‌توانید از همپوشانی ابزارهای تکنیکال و خطوط روند استفاده کنید. در ادامه نشان می‌دهیم برای معامله همپوشانی پرایس اکشن، چگونه می‌توانید خطوط روند را با سطوح حمایت و مقاومت، ترکیب کنید.

در تصویر شماره ۵ مشاهده می‌کنید که سطح ۱.۲۹۰۰ نمودار USD/CAD، در تاریخ ۲۱ ژوئیه سال ۲۰۱۶ به عنوان حمایت عمل کرده است (شماره ۱ در تصویر). سپس متعاقبا در ۲۸ ژوئیه سال ۲۰۱۶، همین سطح از حرکت قیمت USD/CAD به سمت پایین جلوگیری کرده است (شماره ۲ در تصویر). روز بعد در تاریخ ۲۹ ژوئیه، USD/CAD به زیر سطح ۱.۲۹۰۰ نفوذ کرد ولی درنهایت یک پین‌بار صعودی تشکیل داد (شماره ۳ در تصویر)، که نشان از ادامه روند صعودی داشت. اگر براساس این همپوشانی سه‌عاملی، یک سفارش خرید بالای سقف این پین‌بار قرار می‌دادید، این معامله قابلیت سودآوری حداقلی را داشت.

هدف از تمام این مثال‌های معاملاتی، آماده‌سازی شما برای ترکیب خطوط روند، سطوح حمایت و مقاومت، الگوهای کندلی و سایر روش‌های تحلیلی، برای طراحی یک استراتژی معاملاتی برمبنای همپوشانی است. زمانیکه معاملات خود را براساس همپوشانی انجام دهید، در طولانی‌مدت نتیجه بهتری خواهید داشت.

بیشتر بخوانید: ۸ استراتژی معاملاتی برتر فارکس و مزایا و معایب آن

ترکیب تحلیل‌های فاندامنتال با همپوشانی تکنیکال

درکنار استفاده از قدرت همپوشانی تکنیکال، می‌توانید از تحلیل فاندامنتال و نمودار‌های تکنیکالی برای توسعه یک استراتژی معاملاتی جامع، استفاده کنید.

بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای فارکس، رویدادهای تقویم اقتصادی مانند نرخ‌ بهره‌، نرخ اشتغال، آمار مدعیان بیکاری، شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) و بسیاری از شاخص‌های اقتصادی دیگر را دنبال می‌کنند.

برای درک داده‌های بنیادی مرتبط با معامله‌گری، نیازی نیست که اقتصاددان باشید. تنها آگاهی از داده قبلی، داده پیش‌بینی شده و میزان انحراف داده واقعی از داده پیش‌بینی‌ شده، کمک می‌کند که تاثیر انتشار اخبار اقتصادی را روی جفت‌ارز مربوطه تشخیص دهیم.

برای مثال اگر برای دلار آمریکا، یک داده ضعیف منتشر شود و شما از قبل به‌ دلیل عوامل تکنیکال یک دیدگاه نزولی داشتید، آن‌گاه این تحلیل ترکیبی، بیش از پیش تحلیل شما را معتبر می‌کند. پس در این مثال اگر برنامه فروش دلار را دارید، این‌ معامله براساس یک دیدگاه ترکیبی فاندامنتال و تکنیکال از دلار آمریکا است.

خیلی اوقات با ترکیب داده‌های ساده فاندامنتال و تحلیل تکنیکال، می‌توانید احتمال موفقیت معاملاتتان را به‌شدت افزایش دهید.

در خاتمه

قانون سریع و محکمی برای چگونگی دستیابی به قدرت معامله با همپوشانی وجود ندارد. شما می‌توانید چندین اندیکاتور تکنیکال را برای یافتن همپوشانی ترکیب کنید و وقتی تمام این اندیکاتورها هم‌جهت بودند، معامله را انجام دهید. از سوی دیگر می‌توانید فقط سطوح حمایت و مقاومت اصلی را تشخیص دهید و صبر کنید تا قیمت یک الگوی کندلی پرایس اکشن را در نزدیکی این سطوح تشکیل دهد و در جهت حرکت قیمت معامله کنید. همچنین می‌توانید با درنظر گرفتن عوامل فاندامنتال و ترکیب آن با تحلیل تکنیکال، دقت معاملات خود را افزایش دهید.

درنظر داشته باشید که شکل‌گیری سطوح حمایت و مقاومت در نزدیکی سطوح کلیدی مانند اعداد رند و سطوح فیبوناچی اصلاحی ، همیشه از اهمیت بالایی برخوردارند چون این‌ها نقاط برگشتی هستند که اکثر معامله‌گران تحت‌نظر دارند. باید همیشه سعی کنید قبل از معامله در بازار، این نواحی مهم را مشخص کنید.

در نهایت صرف‌نظر از اینکه کدام روش همپوشانی فارکس را انتخاب می‌کنید، وقتی‌که درحال توسعه استراتژی معاملاتی شخصی خود هستید، همواره باید ابزارهای متنوعی را به‌کار بگیرید و عوامل مختلف تکنیکال و فاندامنتال را ترکیب کنید تا بتوانید احتمال موفقیت معاملات خود را افزایش دهید.

مهمترین بانکهای مرکزی جهان

عاملی که حرکت بازار ارز را شکل می‌دهد، نرخ بهره است. نرخ‌های بهره به سرمایه‌گذاران بین المللی دلیلی می‌دهند که پول خود را از یک کشور به کشور دیگر برای جستجوی بالاترین و مطمئن‌ترین بازده‌ها منتقل کنند. سالهاست که نرخ بهره‌ رو به رشد، تمرکز اصلی سرمایه گذاران حرفه‌ای در کشورهای گوناگون بوده است. اما آنچه بیشتر معامله‌گران فردی نمی‌دانند این است که ارزش مطلق نرخ بهره مهم نیست، آنچه واقعا مهم است، سرمایه گذاری در محلی است که بیشترین نرخ بهره را در آینده خواهد داشت. آشنایی با سیاست های بزرگترین و مهمترین بانک های مرکزی ، یک عامل مهم و تاثیرگذار برای تعیین حرکت بعدی در سرمایه گذاری و همچنین پیش‌بینی مسیر جفت ارزهای مورد نظر خواهد بود. در این ادامه، ما به ساختار و تمرکز اصلی ‌مهمترین بانک های مرکزی جهان و همچنین سیاست‌های پولی این نهادهای تاثیرگذار خواهیم پرداخت.

بانک مرکزی ایالات متحده (Federal Reserve) ساختار: بانک فدرال (بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا) احتمالا تاثیر‌گذارترین بانک مرکزی در جهان است. با توجه به اینکه دلار آمریکا تقریبا در 90 درصد از معاملات ارزی استفاده می‌شود، فدرال تأثیر چشمگیری بر ارزیابی بسیاری از ارزها دارد. گروه Federal Reserve که در مورد نرخ بهره تصمیم می‌گیرد، کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) است که شامل هفت رئیس هیئت فدرال به همراه پنج رئیس از 12 بانک منطقه‌ای است. مسئولیت: ثبات قیمت طولانی مدت و رشد پایدار تکرار جلسه: هشت بار در سال

بانک مرکزی اروپا (ECB) ساختار: بانک مرکزی اروپا در سال 1999 تاسیس شد. شورای حاکم بر بانک مرکزی اروپا گروهی است که در مورد تغییر سیاست پولی تصمیم‌گیری می‌کند. این شورا شامل شش عضو هیئت اجرایی ECB به علاوه رئسای بانک‌های مرکزی ملی از 12 کشور منطقه یورو است. این بانک مرکزی شوک کردن بازار را دوست ندارد، بنابراین هر زمان که برنامه‌ای برای تغییر نرخ بهره ایجاد می‌کند، به شکل گسترده‌ای از طریق مطبوعات به بازار هشدار می‌دهد. مسئولیت: ثبات قیمت و رشد پایدار. با این حال، برخلاف بانک فدرال، بانک مرکزی اروپا تلاش می‌کند که رشد سالانه قیمت‌های مصرف‌کننده را زیر 2٪ حفظ کند. به عنوان یک اقتصاد وابسته به صادرات، بانک مرکزی اروپا همچنین دارای منافع قانونی در جلوگیری از افزایش بیش از حد قدرت در پول خود است، زیرا این امر برای بازار صادرات حوزه یورو خطرناک است. تعداد جلسات: دو هفته‌ یکبار. اما تصمیماتی که مشخص کننده رویه و سیاست‌های کلی است، عموما تنها در جلساتی تعیین می‌شوند که همراه با کنفرانس مطبوعاتی است و این جلسات 11 بار در سال تشکیل می‌شوند.

بانک انگلستان (BoE) ساختار: کمیته سیاست پولی بانک مرکزی انگلستان یک کمیته است که 9 عضو دارد. این اعضا شامل: یک نفر از حکومت، دو نماینده، دو مدیر اجرایی و چهار کارشناس خارجی است. این نهاد اغلب به عنوان یکی از موثرترین بانک‌های مرکزی مورد اشاره قرار می‌گیرد. مسئولیت: حفظ ثبات پولی و مالی. سیاست پولی BoE این است که قیمت ها را پایدار نگه دارد و اعتماد به ارز را حفظ کند. برای انجام این کار، بانک مرکزی تورم 2٪ را هدف قرار داده است. اگر قیمت‌ها به این سطح برسد، بانک مرکزی به دنبال کاهش تورم خواهد بود، در حالی که سطح تورم پایین‌تر از 2 درصد باعث می‌شود تا بانک مرکزی اقداماتی را برای افزایش تورم انجام دهد. تعداد جلسات: ماهانه

بانک ژاپن (BoJ) ساختار: کمیته سیاست پولی بانک ژاپن شامل رئیس بانک مرکزی ژاپن، دو معاون فرماندار و شش عضو دیگر است. از آنجایی که ژاپن بسیار وابسته به صادرات است، مانند بانک مرکزی اروپا، بانک مرکزی ژاپن نیز تمایل زیادی به جلوگیری از افزایش بیش از حد قدرت پول خود دارد. این بانک مرکزی به بازار آزاد می‌آید تا به طور مصنوعی ارز خود را بفروشد تا ین را در برابر دلار آمریکا و یورو تضعیف کند. مسئولیت: حفظ ثبات قیمت و اطمینان از ثبات سیستم مالی، تمرکز اصلی این بانک بر تورم است. تعداد جلسات: یک یا دو بار در ماه

بانک ملی سوئیس (SNB) ساختار: بانک ملی سوئیس دارای کمیته سه نفره است که میزان نرخ بهره را تصویب می‌کنند. بر خلاف اکثر بانک‌های مرکزی دیگر، بانک مرکزی سوئیس باند نرخ بهره (تفاوت بین متوسط ماکزیمم نرخ وام و متوسط مینیمم سپرده) را تعیین می‌کند و نرخ خاص و ثابتی را اعلام نمی‌کند. مانند ژاپن و منطقه یورو، سوئیس نیز بسیار وابسته به صادرات است، به این معنی که این نهاد علاقه‌ای به داشتن یک ارز بسیار قدرتمند ندارد. بنابراین، دیدگاه عمومی این بانک مرکزی این است که در خصوص افزایش نرخ بهره محافظه کارانه‌تر عمل کند. مسئولیت: اطمینان از ثبات قیمت و بررسی وضعیت اقتصادی تعداد جلسات: سه ماه یکبار

بانک کانادا (BoC) ساختار: تصمیمات سیاست پولی در بانک مرکزی کانادا توسط شورای حکومتی اخذ می‌شود که این شورا شامل رئیس بانک مرکزی، معاون ارشد و چهار معاون دولتی است. مسئولیت: حفظ یکپارچگی و ارزش پول. بانک مرکزی کانادا هدف تورمی خود را 1 تا 3 درصد تعیین کرده است و از سال 1998 به خوبی توانسته نرخ تورم را در این بازه کنترل کند. تعداد جلسات: هشت بار در سال

بانک مرکزی استرالیا (RBA) ساختار: بانک مرکزی کمیته سیاست پولی استرالیا شامل رئیس بانک مرکزی، معاون رئیس، دبیر خزانه‌داری و شش عضو مستقل منتخب دولت است. مسئولیت: اطمینان از ثبات ارز، حفظ اشتغال کامل و رونق اقتصادی و رفاه مردم استرالیا. بانک مرکزی هدف تورمی 2 تا 3 درصد در سال دارد. تعداد جلسات: 11 بار در سال، معمولا در اولین سه شنبه هر ماه (به جز ژانویه).

بانک مرکزی نیوزیلند (RBNZ) ساختار: برخلاف دیگر بانک‌های مرکزی، قدرت تصمیم‌گیری در زمینه سیاست پولی در نهایت با رئیس بانک مرکزی این کشور است. مسئولیت: حفظ ثبات قیمت و جلوگیری از بی‌ثباتی در صادرات، نرخ بهره و نرخ ارز. هدف نرخ تورم، 1.5٪ است. تعداد جلسات: هشت بار در سال ‌اکنون که اطلاعات مناسبی از ساختار، مسئولیت و قدرت گرداندگان بانک مرکزی مهم پیدا کردید، می‌توانید با توانایی بیشتری اقدام به پیش‌بینی نرخ بهره کنید. برای بسیاری از بانک‌های مرکزی، تورم هدف کلیدی است. تورم که به طور کلی توسط شاخص قیمت مصرف‌کننده اندازه‌گیری می‌شود، بالاترین هدف بانک مرکزی است. پس شما می‌دانید که این سیاست و سیاست پولی به صورت تنگاتنگی باهم مرتبط هستند. به همین ترتیب، اگر تورم به مراتب کمتر از میزان باشد که هدف قرار داده شده، بانک مرکزی به دنبال سیاست پولی است. ترکیب سیاست‌های پولی مرتبط دو بانک مرکزی یک راه جامع برای پیش‌بینی جایی است که یک جفت ارز ممکن است هدایت شود. اگر یک بانک مرکزی در حال افزایش نرخ بهره است در حالی که یکی دیگر از وضعیت موجود باقی می‌ماند، انتظار می رود که جفت ارز در جهت گسترش نرخ بهره (محدود کردن شرایط غیرمنتظره) حرکت کند. برای مثال پوند انگلستان و یورو در سال 2006، یورو از حالت معاملاتی سنتی خود برای تسریع در برابر پوند انگلیس سقوط کرد. با افزایش قیمت مصرف‌کننده بالاتر از هدف تورم که 2٪ بود، بانک مرکزی اتحادیۀ اروپا تصمیم گرفت تا نرخ‌ها را چندین بار افزایش دهد. از سوی دیگر، بانک انگلیس، تورم کمتری از میزان هدف خود داشت و اقتصاد این کشور تازه شروع به بهبودی کرده بود و مانع تغییر هرچه بیشتر در نرخ بهره می‌شد. در واقع، در طول سه ماه اول سال 2006، بانک مرکزی بیشتر نسبت به کاهش نرخ بهره متکی بود. این شرایط به ارزش 200-pip در پوند انگلستان و یورو منجر شد، که برای یک جفت ارز که به ندرت حرکت می‌کنند، بسیار بزرگ است.

اصطلاحات بازار فارکس Forex

1.پیپ (pip)
یکی دیگر از مهم‌ترین اصطلاحات رایج فارکس که بین حرفه‌ای‌های بازار بسیار شنیده می‌شود پیپ است. این بار پیپ کشیدنی نیست! بلکه راهی برای محاسبه سود و ضرر یک سهم محسوب می‌شود. پیپ به کوچک‌ترین واحد تغییر قیمت یک سهم اطلاق می‌شود؛ یعنی اگر نرخ دلار به ۱٫۱۹۶۱ باشد و بعد از مدتی به ۱٫۱۹۶۴ تبدیل شود، می‌گوییم این قیمت ۳ پیپ تغییر داشته است!

2.اسپرد (Spread)
یکی از رایج‌ترین اصطلاحات بازار فارکس اسپرد است. در دید اول به نظر مفهومی عجیب و بزرگ و گسترده می‌آید؛ اما به ساده‌ترین زبان اسپرد همان مفهوم کارمزد در بازار بورس ایران را دارد؛ یعنی تفاوت بین قیمت خرید و فروش که معامله‌گر برای ورود به این سهام باید آن را بپردازد. مسلماً هر چه این عدد کوچک‌تر باشد به نفع معامله‌گر خواهد بود!

3.پوزیشن
از اصطلاحات بازار فارکس که بسیار شنیده می‌شود پوزیشن است. این اصطلاح به معنی انجام هر گونه معامله خرید یا فروش در بازار فارکس است.

4.سوآپ یکی از اصطلاحات فارکس چیست؟ (Swap)
یکی از رایج‌ترین اصطلاحات فارکس سواپ محسوب می‌شود. البته این اصطلاح در بازارهای مالی دیگر نیز معمولاً شنیده می‌شود. چرا که اصطلاحی است که به بانک‌ها مربوط می‌شود. معنی سواپ در فارکس همان بهره بانکی است. در اینجا مهم نیست که چرا بروکر ها اقدام به دریافت وام و ملزم به پرداخت بهره می‌شوند. مهم این است که بدانید اگر پوزیشن شما بیش از ۲۴ ساعت باز باشد، مشمول پرداخت سواپ می‌شوید. البته برخی از بروکرها برای جذب معامله‌گر معاملات بدون سواپ را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند.

5.Buy Limit
در حالی که تریدر پیش‌بینی می‌کند قیمت سهم بعد از برخورد به یک خط حمایتی، تغییر روند می‌دهد، دستور خرید را ثبت می‌کند تا در آن نقطه خرید شود.

6.Sell Limit
زمانی که معامله بر اساس تحلیل خود می‌داند روند صعودی سهم بعد از رسیدن به یک مقاومت تمام خواهد شد، سفارش فروش خود را در آن نقطه ثبت می‌کند.

7.Buy Stop
از رایج‌ترین اصطلاحات فارکس محسوب می‌شود. زمانی است که تریدر قیمت خود را بیش از قیمت تعیین شده در بازار ثبت می‌کند.

8.Sell Stop
این نیز زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت تعیین شده توسط تریدر کمتر از قیمت بازار باشد.

9.Exchange rate
این مفهوم، به معنی این است که به ازای تبدیل ارز اول به ارز دوم، چه میزان ارز دوم به شما تعلق می‌گیرد؛ یعنی Exchange rate EUR/USD= 1.13 به ازاری تبدیل یورو به دلار شما ۱٫۱۳ دلار دریافت کرده‌اید.

10.Volume
هنگامی که می‌خواهیم در بازار فارکس معامله کنیم، باید حجم و تعداد دارایی ای را که میخواهیم بخریم را مشخص کنیم. به عنوان مثال چند سهام اپل، چند بشکه نفت، چند اونس طلا، چند عدد بیت کوین و … برای مشخص کردن حجم در بازار فارکس از معیاری به عنوان لات استفاده میشود. هر لات تقریبا برابر است با 100 هزار از ارز پایه و یا تقریبا 100 هزار دلار.

11.Balance:
به موجودی حساب شما بدون در نظر گرفتن معاملات باز Balance می‌گویند.

12.Equity:
به موجودی حساب شما با احتساب کردیت، سود و زیان معاملات باز و بونوس Equity می‌گویند. به عنوان مثال اگر شما 1،000 دلار در حساب خود داشته باشید، مجموع معاملات بازتان 300 دلار سود باشد، Equity شما 1،300 دلار بوده و Balance شما 1،000 دلار.

13.Margin:
هنگامیکه ما حساب خود را در بازار فارکس شارژ می‌کنیم، با توجه به اهرم (leverage) حساب معاملاتی خود کارگزاری به ما یک اعتبار معاملاتی می‌دهد.به عنوان مثال، اگر ما یک حساب 1،000 دلاری داشته و اهرم حساب ما هم 1:100 باشد، ما می‌توانیم در بازار فارکس تقریبا 100 هزار دلار (1 لات) معامله کنیم. قبل از انجام معامله، مارجین حساب ما صفر بوده و هنگامیکه اولین معامله خود را انجام می‌دهیم، با توجه به حجم معامله مارجینی به حساب ما اضافه میشود.

مثال: فرض کنید ما 1،000 دلار در حساب خود داشته و اهرم حساب هم 1:100 هست. یعنی کارگزاری به ما 100 برابر پول مان را اعتبار معاملاتی میدهد. ما 0.01 لات یورو به دلار بخریم، اندازه 10 دلار از حساب ما مارجین برداشته می‌شود. به زبانی دیگر، مارجین مقداری است که به ازای هر معامله در حساب ما قفل شده و دیگر نمی‌توانیم معامله‌ای انجام دهیم.

14.Free Margin
مارجین آزاد به مارجین استفاده نشده در حساب ما گفته می‌شود. به عنوان مثال، ما یک حساب 1،000 دلاری با اهرم 1:100 داریم. 0.01 لات یورو به دلار خریداری میکنیم و 10 دلار مارجین می‌گیرد و 10 دلار نیز از مارجین آزاد ما کم می‌کند. حالا اگر ما چند تا معامله داشته باشیم و مارجین آزادی برایمان نمانده باشد، هنگامی که درخواست معامله جدید بدهیم، سیستم به شما خطا not enough money (کافی نبودن پول) را می‌دهد. بنابراین مارجین آزاد برای انجام معامله جدید لازم بوده و اگر مارجین آزاد ما به اندازه مارجین آزادی که برای خرید و یا فروش یک دارایی لازم هست نباشد، سیستم معامله را قبول نمیکند.

نحوه محسابه مارجین آزاد:
Equity + margin= free margin
اکویتی + مارجین= مارجین آزاد
یعنی اگر ما معامله‌ای داشته باشیم که در سود باشد به مارجین آزاد ما اضافه شده و می‌توانیم معاملات بیشتری انجام دهیم.

15.Margin Level
سطح مارجین و یا مارجین لول، از تقسیم equity بر margin به دست می‌آید و در صفحه معاملات شما نمایش داده می‌شود. به عنوان مثال ما اگر 1،000 دلار در حساب معاملاتی خود داشته و 0.2 لات یورو به دلار بخریم که تقریبا 200 دلار مارجین استفاده میکند. اگر در لحظه اول حساب ما در سود و ضرر خاصی نباشد و عدد اکویتی اندازه موجودی حساب (balance) باشد، مارجین لول ما میشود:
1000/200*100%= 500%
این عدد در صفحه معاملات کنار مارجین و… نمایش داده میشود. بیشترین استفاده سطح مارجین و یا مارجین لول در شناسایی margin call level و stop out level هست.

16.Margin Call Level

Margin call level: مارجین کال به معنی آن است که ضرر شما به حدی میرسد که دیگر نمیتوانید معامله جدید باز کنید و فقط میتوانید معاملات باز خود را ببندید. در این لحظه کارگزاری شما از طریق ایمیل و یا تماس تلفنی به شما اطلاع داده که اوضاع حساب شما خطرناک بوده و ممکن است پول خود را از دست بدهید. مارجین کال زمانی اتفاق می‌افتد که سطح مارجین (margin level) شما به حدی برسد که دیگر نتوانید معامله جدید باز کرده و اگر حساب خود را شارژ نکنید، ممکن است تمامی معاملات باز شما بسته شوند.

به آن مقدار از سطح مارجین (margin level) که شما کال مارجین میشوید و دیگر نمیتوانید معامله ای انجام دهید، سطح مارجین کال (margin call level) میگویند. در مثال قبلی ما 1،000 دلار داشتیم، 0.2 لات یورو به دلار خریدیم و مارجینی که استفاده شد، 200 دلار بود. حال فرض کنید یورو به دلار ریزش کند، در حدی که ما 800 دلار در ضرر باشیم و تنها 200 دلار در حسابمان باقی مانده باشد. یعنی در حقیقت سطح مارجین ما بشود 100%.
Equity / margin *100% = margin level
200/200 *100%= 100% حال اگر سطح مارجین کال کارگزاری شما 100% باشد، شما دیگر نمی‌توانید معامله جدیدی باز کرده و کارگزاری به شما در خواست شارژ حسابتان را می‌دهد. زیرا اخطار مارجین کال دریافت کردید.

17.Stop Out Level
استاپ اوت یک اتفاق ناخوشایند برای تمامی معامله گران است. زیرا هنگامی که حساب ما به سطح استاپ اوت برسد، تمامی معاملات ما به صورت خودکار بسته شده و تنها اندکی از پول ما باقی می ماند.

نخورده می ، چه داند شراب یعنی چه
ندیده آب چه داند ســــراب یعنی چه

درست نیست که بدانی چه حالتی دارم
مرا ببین که بدانی خراب یعنی چـه ...

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال بیست و شش

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 26)-- آیا علیرغم احساسی که دارم اصول روحانی را تمرین می کنم ؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
داشتن پشتکاروثبات قدم دربکارگیری اصول روحانی کمکم می کند تا اجازه ندهم بیماریم باعث شود ازتعادل خارج
شوم وبراساس احساسات منفی عمل
نمایم .

👈اما درواقع اینطورمی باشد که من بخاطر نداشتن ثبات قدم لازم ومهاذت کافی دربکارگیری اصول روحانی درمواقعی که دروضعیت روحانی مناسبی نیستم مثلا وقتی که به من ظلمی شده سخت است که بتوانم اصول روحانی رابکارببندم.

👈بعضی مواقع دچارترس وسردرگمی می شوم وتنها چیزی که کمکم می کند تا دررعایت اصول روحانی ثبات وپشتکارومهارت پیداکنم این است که رعایت اصول علیرغم هراحساسی که درآن لحظه دارم برایم احساسات خوبی رابه همراه دارد وباعث رشد من می شود.

👈پس رعایت اصول کمکم می کند ثبات قدم واعتمادم به اصول بیشترشود وتنها چیزی که کمکم می کند تا بتوانم اصول روحانی رادرهرموقعیتی رعایت کنم تجدید بیعت با خداوند وبهبودیم درهمان لحظه است.
@najiyan

 

ثبت نام بهترین و جدیدترین و مطمِین ترین بروکر ( Boroker ) تریدینگ ویو  ( tradingview ) با امکان ترید تمامی بازارهای مالی ، معرفی بروکر و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر ( boroker ) اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید ( copy trading ) سوشیال تریدینگ ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید تمامی رمز ارزها (بیت کوین ( btc ) ، اتریوم ( eth )، کاردانو ( ada )، دوج کوین ( dogecoin )، بی ان بی ( bnb )، تتر ( tether ) ،پنکیک سواب ( cake ) ، سوشی سواپ ( sushi )، دیفای ، دکس ( dex )، ان اف تی ( nft )، ایاس ( eos ) ، استلار ( xlm ) ، لایت کوین ( ltc ) ، ریپل ( xrp )، بیت کوین کش ( bch ) ، اتریوم کلاسیک ( etc ) ، ترون ( trx )، دای ( dai )، چین لینک ( link ))  و بازارهای مالی جهانی (طلا ( gold ) ، نقره ( silver ) ، مس ( copper )، نفت ( oil ) ، جفت ارزها ، دلار ( usd ) ، یورو ( eur )، تسلا ( tsla ) ، آمازون ( amazon ) ، اپل ( apple )، داوجونز )

ادامه نوشته

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال بیست و چهار

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 24)-- چگونه اصل روحانی ایثاروازخودگذشتگی راهنگام خدمت تمرین میکنم ؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
من ازطریق انجام خدمت صادقانه وصحیح ، موثر وبدون چشم داشت ، انتقال تجربیاتم را به دیگران وبدون
درنظرگرفتن منافع خودم وبا متحمل شدن سختیها و با تحمل ناسپاسی بعضی ازاعضاء برای حفظ سنت یکم با توجه کردن به نفس خدمت ونه توجه به حواشی وتبعات آنها اصل روحانی ایثار
و ازخودگذشتگی را تمرین میکنم.

@najiyan 👈آیدی کانال

 

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید سوشیال ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال بیست و پنج

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 25)-- آیامن به بهبودیم متعهد هستم؟برای حفظ ومراقبت ازآن چه کارهایی انجام میدهم؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
من علیرغم آنچه که بر روی بهبودیم تاثیرمنفی می گذارد واحساساتی که تجربه می کنم باید برنامه بهبودی روزانه
خودم را بطورمنظم دنبال کنم . بهبودی یک سفرروحانی است که روند روبه رشد
دارد ونیازبه تعهد وپشتکار دارد . 

👈دربهبودیم من نباید توقف کنم وارکان بهبودیم راکه حضورمنظم درجلسات
است رادنبال کنم تاحس همسانی ، درک
شدن ازطرف دیگران وتوجه به وجوه
تشابه راحس کنم وحامل پیام بهبودی
باشم . ارتباط با راهنما ، خدمت ، دعا
ومراقبه وسپاسگزاری قسمتی ازبرنامه
بهبودی روزانه من است ومن باید نسبت
به آنهامتعهد ومسئولیت پذیر باشم .
 

@najiyan👈آیدی کانال

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید سوشیال ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال بیست وسه

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 23)-- رفتارومنش من هنگام خدمت چگونه است ؟ آیا NA بدون من به حیات خود ادامه خواهد داد ؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
من برای اینکه درمسیربهبودی ورشد باشم نیاز دارم مدام درحال خدمت کردن
باشم واحساس ارزش ورضایت درونی پیداکنم ، درچنین مواردی من به خدا نزدیکتر شده وخلاء معنوی من برطرف می شود . خدمت نیازبه نیروی محرک وانگیزه مناسب دارد .

👈زیربنای خدمت من تایید طلبی واحساس تملک و توجه طلبی نیست وNAنیازی به من وخدمت من ندارد ومن جهت رشد نیازبه خدمت کردن دارم ومن همیشه باید به انجمن احساس تعلق داشته باشم وبا انگیزه درست ورعایت منش انسانی ومناسب خدمتگزار خوبی برای انجمن و همدردانم باشم وفقط تجربه خودم رابه دیگران ارائه دهم .

 

@najiyan👈آیدی کانال

 

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید سوشیال ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال بیست ودو

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 22)-- روش و منش من در راهنمای دیگران بودن چگونه است ؟ آیارهجویان خود راتشویق میکنم که خود در مورد مسائل تصمیم بگیرند ودرنتیجه رشد کنند ؟ آیا آنها را نصیحت می کنم ، یا تجربه خود را با آنها درمیان می گذارم ؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
وقتی ما راهنمای دیگران می شویم ،
سعی می کنیم همیشه در دسترس 
باشیم و با صبر و تحمل به حرف هایش
آنها گوش داده.

سعی کنیم خودمان را جدی نگیریم ،
رفتاری مبتکرانه نداشته باشیم ، 
خودمان را بهتر ، برتر و صاحب اختیار
آنها نمی کنیم ، جدی هستیم و در شوخی
و فراح افراط نمی کنیم ، اصراری بر
اجرای رهنمودها و پیشنهادات مان
نداریم و به آنها حق انتخاب می دهیم ،
با متانت و قاطعیت رفتار می کنم ،
همبازی آنها در گفتار و رفتار غیر برنامه 
و غیر اصولی نمی شویم ،با هر کدام به
روش مخصوص شخصیتی اش رابطه
داریم ، توجه ما به کمیت بهبودی آنها
نیست ، بلکه کیفیت بهبودی آنها مد نظر
می باشد.

👈تلاش می کنیم با اشاره به توانمندیشان و تأکید بر نقاط مثبتشان ، روحیه اعتماد به نفس و احترام به نفس را در آنها ایجاد نماییم و با تکیه نمودن به عملکرد خودشان و نه در حمایت غیر مؤثر و دلسوزی افراطی و مخرب ما ، موفق و پاک باشند.

👈آوردن مثال های زنده از خودمان ، سعی می کنیم راه صحیح را معرفی نماییم و خطرات ناشی از بیماری را که منجربه لغزش و تباهی شان می شود را در قالب تجربه خودمان به آنها گوشزد نماییم ، از هر گونه نصیحت و ارشاد خودداری و فقط تجربه خودمان را با رهجو در میان می گذاریم و نمی گذاریم به ما وابسته شوند.


@najiyan👈آیدی کانال

 

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید سوشیال ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال بیست ویک

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 21)-- چگونه اصل روحانی عشق بدون شرط را دررابطه با معتادانی که سعی میکنم به  آنها کمک کنم را تمرین می کنم ؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
اگرقرار است که ازطریق کمک کردن به دیگران به احساس ارزش وفروتنی لازم برای بهبودیم دست پیداکنم می بایست زیربنای کمکم عشق بلاشرط باشد ، یعنی صرف نظر ازنتیجه وبدون انتظار ومزد و پاداش همراه باعشق وسپاسگزاری باشد . 

👈من ازطریق وقت گذاشتن ، شرط وشروط نگذاشتن ، توقع وانتظار نداشتن ، حفظ روحیه فروتنی ، طبقه بندی نکردن افراد وجداشدن ازنگاه بالا
وپایین میتوانیم این اصول را تمرین
کنیم .

👈ازموارد دیگرتمرین اصول روحانی
ایجاد احساس تعلق در درون فرد با یک
رفتارصمیمی ، کمک درپیداکردن وجوه
تشابه وارائه تجربیات بهبودی وبدون
چشم داشت وقضاوت نکردن وسرزنش
نکردن دیگران وحمایت معنوی ازطریق
یک لبخند ویا صدا زدن اسم کوچک یک
فرد می باشد .

@najiyan👈آیدی کانال

 

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید سوشیال ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال بیست

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 20)-- تمرین کدامیک از اصول روحانی برایم سخت تر است ؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
البته همه اصول را اگر بخواهیم اجرای
کامل کنیم با این نفس خودمحور ما که
هیچ زمانی منیت و غرور و 
خودخواهیش صفر نمی شود، سخت
است ، در مورد من اصل روحانی تسلیم.

من دست از جنگهایم برنمی دارم و
همیشه تا دقیقه نود ، تقلا می کنم  ،
سعی می کنم هر روزه و همیشه تسلیم
واقعی برنامه باشم.

برای من تسلیم بودن سخت تر و مشکل
تر است ، چرا که بیماری اعتیاد من
تمامی سعی خود را می کند که در برابر
تسلیم و تغییر مقاومت نشان دهم.

تا مادامی که تسلیم من کامل است ،
قادرم دیگر اصول را به اجرا بگذارم .

بسیاری از ما اتفاق افتاده که مواقعی
اجرای خواست و اراده خداوند برایمان
سخت تر از بقیه اصول بوده و برای
اجرای آن شهامت لازم را نداشته ایم ، 
که ناشی از ترس ما و ایمان ضعیف ما 
به نیروی برتر بوده است.

@najiyan 👈آیدی کانال

 

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید سوشیال ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال هیجده

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 18)-- چگونه می توانم اصول را درزمینه های مختلف زندگی تمرین کنم ؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
بکارگیری اصول روحانی درتمام امورزندگی نیازبه جدیت ، تلاش ، پشتکار وتمرین جهت دست یابی به مهارت دربکارگیری این اصول روحانی دارد ومهم نیست به چه اندازه دربکارگیری این اصول موفق هستم ، آنچه مهم است تشخیص وضعیت خودم می باشد واینکه شناختی ازنواقص خودم پیداکنم وآنچه که بر روی زندگیم تاثیرمنفی گذاشته است راشناسایی کنم وسپس اصول روحانی راکه گوشه گوشه زندگیم راتحت تاثیر مثبت خود قرار می دهد را انجام دهم وازطریق انتقال این اصول به دیگران اعتقاد واعتمادم به این اصول بیشتر می شود و درنتیجه عملکرد بیشتری پیدا می کنم. 

@najiyan 👈آیدی کانال

 

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید سوشیال ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )

کارکرد قدم های جهانی قدم دوازده سوال نوزده

کارکرد قدمهای جهانی قدم دوازدهم  

✍سوال 19)-- چه مواقعی تمرین اصول برای من مشکل است ؟

🌎🌎🌎🌎🌎

پاسخ:⏬⏬⏬
وقتی بیماریم عود می کند ، زمانی که
زندگیم براساس باورهای مخرب وترسها
ونواقص اخلاقی باشد ، وقتی که دچارخود شیفتگی می شوم ، وقتی با
راهنما ارتباط ندارم ، وقتی دعا نمی کنم ، وقتی کسی برخلاف میل من عمل
کند ، وقتی به من ظلم می شود . دراین
مواقع است که به هم می ریزم وغرور
وترسهایم اجازه نمی دهند اصول روحانی پذیرش ، صبر ، تحمل را بکاربندم و درست احقاق حق کنم وگذشت ومهربانی راحفظ نمایم .

@najiyan 👈آیدی کانال

 

 

 

ثبت نام و کسب درآمد فعال و غیر فعال در کارگزاری و بروکر اوپو فارکس ( opoforex ) و کپی ترید سوشیال ( social trading ) زولا  فیبودا ( fiboda ) برای ترید رمز ارزها(بیت کوین ، اتریوم ، کاردانو ، دوج کوین ، بی ان بی ، تتر ،پنکیک سواب ، سوشی سواپ ، دیفای ، دکس ، ان اف تی ، ایاس ، استلار ، لایت کوین ، ریپل ، بیت کوین کش ، اتریوم کلاسیک ، ترون ، دای ، چین لینک)  و بازارهای مالی جهانی (طلا ، نقره ، مس ، نفت ، جفت ارزها ، دلار ، یورو ، تسلا ، آمازون ، داوجونز )